uz
Feedback
چای ‌لب سوز.

چای ‌لب سوز.

Kanalga Telegram’da o‘tish
5 072
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-117 kun
-3330 kun
Postlar arxiv
+2
₊ ࣪𓏲✿#Music [ @Ohayoll ⁺ ⟡

«کاش صدای توی سینه‌ت بودم. جیرینگ، جیرینگ، زنگ‌دار و آروم صدات می‌کردم. یادت می‌انداختم که هستم. هستم و تو دست میزاشتی‌ روی قلبت.»

«روانِ آدمی خیلی عجیبه، حواست نباشه‌ یهو فیتیله‌پیچت می‌کنه.»

«برای من امروز ، همان دیروز است اما تازه نفس.»

+5

‏«نیمه‌شب، وقتی به پاسخ نمی‌رسی.»
‏«نیمه‌شب، وقتی به پاسخ نمی‌رسی.»

«دلم می‌خواست، مه بود و هوای سرد صبحگاهی. پیچیده در پتو، چای به دست، کنار آتش و روی تنه‌ی درختی نشسته بودیم. دو تار موی رهایم را از کنار دو چشم قهوه‌ایم کنار می‌زدی و می‌خندیدی و می‌خندیدم.»

🍿معرفی سریال؛ نغمه‌ای برای خوشبختی *پیشنهادی برای دانلود
🍿معرفی سریال؛ نغمه‌ای برای خوشبختی *پیشنهادی برای دانلود

«حوصله‌ام سر رفت، یه دقیقه بیام بوسم کن، یه پرتقال بردار و برو🍊.»

photo content

«تنهایی، سکوت، جای گرم و نرم.»

«میل به تنبلی و بطالت گذراندن دارم.»

photo content
+8

«من گرم تماشایش بودم.»
«من گرم تماشایش بودم.»

«برای خودت غصه نساز و نخور.»

«لطیف و کوچولو.»

+2
₊ ࣪𓏲✿#Music [ @Ohayoll ⁺ ⟡

«تمام بعدازظهر نشستم و به صدای قل‌قل آبگوشت روی گاز گوش دادم. بلند شدم چای دم کردم، چای دارچین. چای ریختم و با مادرجون چای نوشیدیم. ‏امروز شد روز آبگوشت و چای.»

«تنها چیزی که بعد از روزهای سخت آرومم می‌کنه عشق ورزیدنه. این‌که نمی‌تونم کسی رو ببوسم خیلی بیشتر از نبوسیده شدن اذیتم می‌کنه. حداقل می‌تونم موقتاً نبوسیدن رو با ورز دادن خمیر جایگزین کنم. البته نیاز به بغل طولانی دارم تا در کنار پیاده‌روی با کمردرد و گردن‌درد بهم یادآوری کنه که بدن دارم، هنوز اینجام. چیزی بیشتر از تپش قلبم هستم.حالا همچین هم نیست که هیچ کاری از دستمون بر نیاد.حل شدنیه.»

«هر کسی نیاز به یک پنجره دارد تا در مقابلش بنشیند و همه چیز را فراموش کند.»