uz
Feedback
چای ‌لب سوز.

چای ‌لب سوز.

Kanalga Telegram’da o‘tish
5 072
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-117 kun
-3330 kun
Postlar arxiv
«زندگی وقتی قشنگ‌تره که هیچ‌کس نفهمه داری چیکار می‌کنی.»

چقدر حرف و داستان داشتم برای تو عزیزدلم.

photo content
+8

«بعضی اوقات حوصله‌مان زود سر می‌آید، چراغ‌ها را زود خاموش می‌کنیم، زود شب‌بخیر می‌گوییم و دلمان نمی‌خواهد نور بیوفتد روی وسایل اتاق.»

«چقدر خوبه آدم بعضی وقت‌ها از بعضی چیزا فاصله بگیره، فقط بشینه از دور نگاه کنه، خیلی ندیده‌هارو میبینه نه؟»

«خندید و خنده‌اش شبیه به خودش بود.»

«آدمی با عادت کردنه که زندست.»

«امشب دلم چایی می‌خواهد که خودم دم نکرده باشم.»

+5

«چرا بغلتو سریع تموم میکنی؟ با سه چهار ثانیه بغل که اخه نمیشه هیچ زخمی رو درمان کرد قربونت برم، من رو انقدر در آغوش بگیر که بوی گردنمون رو نفس بکشیم.»

«باید پرتوقع بود ، پرتوقع برای شادی‌های زیاد، برای سرمستی‌های عاشقانه ، برای لذّت.»

۵/آذر «من آدم امیدواری هستم. هی جوونه‌های امیدم رو می‌کنی ولی من دوباره از یه جایی دونه پیدا می‌کنم، می‌کارمشون و آروم آروم ج
+1
۵/آذر «من آدم امیدواری هستم. هی جوونه‌های امیدم رو می‌کنی ولی من دوباره از یه جایی دونه پیدا می‌کنم، می‌کارمشون و آروم آروم جوونه زدنشون رو نگاه می‌کنم؛ حتی وقتی دوباره‌ و دوباره قبل از اینکه گل بدن، روشون قدم می‌ذاری.»

+2
₊ ࣪𓏲✿#Music [ @Ohayoll ⁺ ⟡

«تا‌ حالا چند زمستان را گوزن تنهایی بوده‌ای، که بفهمی برف تا زانو یعنی چه؟»

«گاهی آدمیزاد برای اینکه خودش باشد به بودنِ کسی نیاز دارد.»

photo content
+8

«می‌دونی قربونت، راستش مرهم داشتن، سرنوشت آدمی رو تغییر میده.»

«یه آدم . یه مکالمه، یه حرکت یا یه چهره. یه دیدار.»