uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

تکست تلخ

تکست تلخ

Kanalga Telegram’da o‘tish

♡﷽♡ #چقـــدر سخــــــــــت است #همـرنگ جمـــاعت شدن... #وقتـــۓ جمـــاعت خـــودش #هـــــــزار رنــــــــگ استـــــ.. .C᭄‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🥀⍣❥᭄⚘ ⊰

Ko'proq ko'rsatish
885
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-87 kun
-2330 kun
Postlar arxiv
آدم محنت کشیده، زود گریان می‌شود گوشه ای پژمرده و، سردرگریبان می‌شود هیچ مهری، هیچ لطفی را نمی‌خواهد دگر بی سبب دلگیر، از این و هم از آن می‌شود بعد هر سختی، خداوندا تو خود فرموده‌ای روزگار راحتی، پس کی نمایان می‌شود؟ گریه‌ی پنهانی‌ام، تقصیر من هرگز نبود قلب وقتی بشکند، آدم پریشان می‌شود شک ندارم، آخر این دیوار غم خواهد شکست میرسد روزی که دنیایم گلستان می‌شود بی پناهی های ما، از درد تنها بودن است زخم های ما فقط با عشق درمان می‌شود

بر شانه‌ات بودم رگ روی گردنت در دهانم شکست. تو غرق نخواهی شد می‌گیرمت در بازوانم یوهانس بوبروفسکی زاده‌ی اضطراب جهان، ترجمه‌ی محمد مختاری ‌

ای یار کجایی که در آغوش نه‌ای و امشب بَرِ ما نشسته چون دوش نه‌ای ای سرو روان و راحت نفس و روان هر چند که غایبی، فراموش نه‌ای سعدی، رباعی شماره ۴۷

photo content

sticker.webp0.18 KB

￶ بوسیدن لبات قشنگترین تکرارِ زندگی منه:>

￶ ￶تورا نوشتم ام گوشه به گوشه قلبم...❤️🌱 @gif_seixy_hot_love💋🤤

گاهی به یک صندلیِ‌کهنه یا به میزی می‌شود تکیه داد و به ‌سیریِ دل گریه کرد. بعضی‌ها این‌طورند. هوشنگ گلشیری، برّه‌ٔ گم‌شده‌ی راعی.

همه ی پنجره های جهان را ساخته اند تا حواس من از تو به خیابان پرت شود. #محمد_خدری

Rastin Eshghe Aval.mp37.41 MB

photo content

امشب از دفتر عمرم  صفحاتی خواندم چون به نام تو رسیدم لحظاتي ماندم همه‌ی دفتر عمرم ورقی بیش نبود همه در دفتر مڹ حسرت دیدار تو بود      🌙💛 #

در نامه‌اش پرسیده بود بى من خوشبختى ؟ دردم تازه شد؛ بال و پرم را چیده بود و از پرواز مى‌پرسید.. | ‌معین شیخ

خیلی آزاردهنده است وقتی خاطره‌ای دل‌گرم کننده را به یاد می‌آوری و به شدت احساس سرما می‌کنی! 📕 دختر گمشده 👤 گیلین فلین

photo content

«هر سخنی عادی‌ست، جز یک سخن هر اسمی ساده است، جز یک اسم همه‌ی روزها تکراری‌اند جز یک روز همەی مکان‌ها شبیه هم‌اند جز یک مکان عشقت و اسمت و روزی که همدیگر را در میعادگاه دیدیم!»

نمی‌بخشم چون دلم گناه داشت. روح و روانم گناه داشت‌. نمی‌بخشم چون گفته بودم: « بیش ازین زخمی‌ام نکن. »

ما در دلتنگی دستی نداشتيم، و در فاصله‌ای كه داشتيم، هزار دست داشتيم. سلام بر تو كه حقيقتا دلتنگِ توام؛ -محموددرويش

ببین هر دفعه