تکست تلخ
Kanalga Telegram’da o‘tish
♡﷽♡ #چقـــدر سخــــــــــت است #همـرنگ جمـــاعت شدن... #وقتـــۓ جمـــاعت خـــودش #هـــــــزار رنــــــــگ استـــــ.. .C᭄ 🥀⍣❥᭄⚘ ⊰
Ko'proq ko'rsatish885
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-87 kun
-2330 kun
Postlar arxiv
885
آدم حسابی تویی که در مقابلت هر طور که دلم خواست خودم بودم و بازهم نظرت راجع به شخصیت من تغییر نکرد.
آدم حسابی تویی که راحت از ضعفها و کاستیهام با تو حرف میزنم و همچنان مرا آدم موفق و تلاشگری میبینی، که به من حق میدهی بینقص نباشم و گاهی بلغزم و گاهی در عین کمال و وقار، کودک درون باشم و دیوانگی کنم.
آدم حسابی تویی که میشود از هر موضوع نامفهومی باتو حرف بزنم و تو بفهمی دقیقا دارم از چه حرف میزنم.
آدم حسابی تویی که راحت میشود با تو صمیمی و نزدیک بود و همچنان مثل روز اول دوست داشتهشد.
نرگس صرافیان طوفان
885
کلمات همیشه این قدرت را ندارند
که آدم های خیلی خوشحال
یا خیلی غمگین را راضی کنند،
زیرا آخرین حد بیان خوشحالی زیاد
و یا غم زیاد،
سکوت است.
_آنتوان چخوف
885
زندگی شاید طفلیست که از مدرسه بر میگردد
زندگی شايد افروختن سيگاری باشد، در فاصلهی رخوتناک دو همآغوشی
يا عبور گيج رهگذري باشد
زندگی شاید عبور گیج رهگذری باشد
که کلاه از سر بر میدارد
و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی می گوید: "صبح بخیر"
885
زندگی شاید طفلیست که از مدرسه بر میگردد
زندگی شايد افروختن سيگاری باشد، در فاصلهی رخوتناک دو همآغوشی
يا عبور گيج رهگذري باشد
زندگی شاید عبور گیج رهگذری باشد
که کلاه از سر بر میدارد
و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی می گوید: "صبح بخیر"
885
آدمه دیگه، تا یه جایی چوب احساساتشو میخوره، از یه جایی به بعد ترجیح میده چوب بی احساس بودنشو بخوره ؛ لااقل کمتر درد داره.
885
بعضی کلمات آفریده شدهاند؛
که یک مرتبه به زبان بیاید
خطاب به یک نفر.
بعد از آن دیگر معنایی ندارند.
درویش
885
گاهی وقت ها باید رها شد
رها از این همه آشوب
رها از این همه درد
رها از این همه اتفاق بد
باید همه بدی ها را نادیده گرفت
آنطور که بگویند :
" اوووو ، این اصلا در این دنیا نیس.
885
شعری برایم بخوان
از تنفس آرام خزان
و مرا ببر به دالان بهار
در ازدحام نجوای
شکوفههای بادامهایِ تلخی که از مستی
میسوزند و سرمه میشوند.
#صبا _پورنگار
885
هیچ وقت، هیچ تردیدی برای ابراز عشق نکنید.
هیچ چیز اونقدرها جدی نیست.
عشق های زندگیتون رو محکم بغل کنید، ببوسید و عمیقا ببوئید.
باباها رو، داداش ها رو
مامان ها، خواهر ها و همسرها رو دوستان و هرکس که براتون عزیزه...
شاید فرصتش به طور خیلی ناگهانی از دست بره.
نگران هیچ چیز نباشید و عشق بورزید.
885
نمیدانم چرا اینقدر نگران هستم. نگران چه چیزهایی هستم؟ دقیقا نمیدانم. فکر میکنم دائما دارم چیزهایی را از دست میدهم.
-نامه پرویز اسلام پور به یدالله رویایی.
