مَن
Kanalga Telegram’da o‘tish
_در حال تکامل... سامانه پاسخگویی: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1104465047
Ko'proq ko'rsatish185
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-57 kun
-2230 kun
Postlar arxiv
185
تو این همه سال زندگی کردی حتما سختی هم کشیدی
ولی تو موندی سختی ها نموندن چون تو قوی تر بودی
185
_هرروز تو زندان ۱ ماه میگذره،اونو میبینی ۹ ساله اینجاست امید داره آزاد میشه
امید آدمای اینجارو زنده نگه میداره.
185
Repost from Freedom students
حالا شاید بپرسید اون دختره که پرستاری میخواست چیشد؟
اون تا آخر تابستون با من خوند
بعدش دیگه منصرف شد و تصمیم گرفت همون رشته خودشو ادامه بده
185
Repost from Freedom students
دانشجوی ترم ۲ ریاضی بودم
یکی از دانشجوهای فیزیک که کلاس زبان عمومی با هم داشتیم
میخواست انصراف بده و دوباره واسه کنکور بخونه چون پرستاری دوست داشت
منم ریاضی رو دوست نداشتم
آخرای ترم بود که تصمیمش رو به من گفت
من خیلی رفتم تو فکر
اون موقع جرقه ی علاقه به مامایی تو ذهنم بود، برام جذاب و قشنگ بود، اما خیلی دور...
و تو شرایطی که اون موقع داشتم، کنکور مجدد بنظرم غیرممکن میومد.
بنظر خودم اصلا توانشو نداشتم که بخونم واسه کنکور اونم تجربی !
اون چندتایی کتاب گرفت و شروع کرد به خوندن
یه دفعه که با همین دختره صحبت کنکور بود و فهمید منم وسوسه شدم، بهم گفت :
حقتو از زندگی بگیر بابا !
جمله به ظاهر ساده ی اون، باعث شد به خودم بیام
به خودم گفتم شبنم داری با زندگیت چیکار میکنی ؟
واقعا حق تو نیست که تو رشته ای که هیچ علاقه ای بهش نداری حروم بشی وقتی جای دیگه میتونی خوشحال و راضی باشی!
البته این تصمیم طول کشید ها
ولی بلاخره تصمیمم رو گرفتم
اول مرداد تصمیمم قطعی شد و از سوم مرداد شروع کردم به خوندن واسه کنکور :)
