207
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-530 kun
Ma'lumot yuklanmoqda...
Obunachilarni jalb qilish
May '26
May '260
0 kanalda
Aprel '260
0 kanalda
Get PRO
Mart '260
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+1
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+2
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+1
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+1
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+2
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+3
0 kanalda
Get PRO
Avgust '250
0 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+3
0 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+2
0 kanalda
Get PRO
May '25
+3
0 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+3
0 kanalda
Get PRO
Mart '250
0 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+2
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+4
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+4
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+3
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+1
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+5
0 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+4
0 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+5
0 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+4
0 kanalda
Get PRO
May '24
+552
0 kanalda
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 17 May | 0 | |||
| 16 May | 0 | |||
| 15 May | 0 | |||
| 14 May | 0 | |||
| 13 May | 0 | |||
| 12 May | 0 | |||
| 11 May | 0 | |||
| 10 May | 0 | |||
| 09 May | 0 | |||
| 08 May | 0 | |||
| 07 May | 0 | |||
| 06 May | 0 | |||
| 05 May | 0 | |||
| 04 May | 0 | |||
| 03 May | 0 | |||
| 02 May | 0 | |||
| 01 May | 0 |
Kanal postlari
این روزها به هرچه گذشتم، کبود بود
هر سایه ای که دست تکان داد، دود بود
این روزها ادامه ی نان و پنیر و چای
اخبارِ منفجرشده ی صبحِ زود بود
جز مرگ پشت مرگ، خبرهای تازه نیست
محبوب من! چقدر جهان بی وجود بود...
ما همچنان به سایه ای از عشق دلخوشیم
عشقی که زخم و زندگی اش تار و پود بود
پلکی زدیم و وقت خداحافظی رسید
ساعت برای با تو نشستن حسود بود
دنیا نخواست؟ یا من و تو کم گذاشتیم؟
با من بگو قرار من این ها نبود! بود؟!
✍🏻عبدالجبار کاکایی
| 2 | ولی حرف حق رو جناب حافظ میزنه:
فی الجمله اعتماد مکن بر ثباتِ دهر
کاین کارخانهایست که تغییر میکنند
مِی خور که شیخ و حافظ و مُفتی و محتسب
چون نیک بنگری، همه تزویر میکنند:) | 19 |
| 3 | چند
ستارهی
دیگر
باید
افول
کند،
تا
این
صبح
بدمد...؟! | 18 |
| 4 | به عقل سر بسپارم، دعاى خلق اين است
روا مباد دعايى كه عين نفرين است
رهايم از هوسِ ديدن بهشت، كه عشق
طمعْ بريدن از اين سفره هاى رنگين است
اگرچه دين مرا گيسوى رهاى تو برد
كسى كه بنده ى موى تو نيست بى دين است
تو هم تحمل اشك مرا نخواهى داشت
مخواه گريه كنم، بغض ابر سنگين است
وداع كردى و گفتى كه بازميگردى
چقدر لحن تو وقت دروغ، شيرين است:)
✍🏻سجاد سامانی | 22 |
| 5 | آدم دوستانش را از دست نمی دهد
دشمنان مخفی اش را پیدا می کند.
دوستان واقعی، هر اتفاقی بیفتد
تا پایان دوست می مانند...
📚بینوایان
✍🏻ویکتور هوگو
پ.ن: زمان، بهترین داورِ دوستی هاست... | 21 |
| 6 | از میان دو واژه ی انسان و انسانیت
اولی در میان کوچهها و دومی در لابلای کتابها سرگردان است...!
✍🏻ویکتور هوگو | 21 |
| 7 | همه ی راه ها به تو ختم می شوند
حتی آنهایی که برای از یاد بردنت طی کرده ام...
✍🏻محمود درویش | 24 |
| 8 | تمام روز غمگین است.
زود خسته میشود و خُلقش تنگ میشود.
دستش را روی گلویش میگذارد و میگوید:
- اینجاست. رد نمیشود.
📚تهوع
✍🏻ژان پل سارتر | 21 |
| 9 | سوزی که در آسمان نگنجد دارم
وان ناله که در دهان نگنجد دارم
گفتی ز جهان چه غصه داری آخر؟
آن غصه که در جهان نگنجد دارم:)
✍🏻خاقانی | 24 |
| 10 | قدم بزن همهی شهر را به پای خودت
و گریه کن وسط کافه ها برای خودت
تو خود علاج غم و درد بیشمارِ خودی
برو طبیب خودت باش و مبتلای خودت!
شبیه نوح اگر هیچکس به دین تو نیست
تو با خدای خودت باش و ناخدای خودت
دوباره دست به زانوی خود بگیر و بایست
بزن اگر که زدی، تکیه بر عصای خودت
بگرد و صورت خود را دوباره پیدا کن
تویی که گم شدهای بین عکس های خودت
✍🏻حسین زحمتکش | 37 |
| 11 | تاریخ نگار نوشت:
«در جنگ صدنفر کشته شدند و فقط همین!»
باید که تأمل کنی و بنگری که صد مرد یعنی که صد روح، صد رودخانه، صد خیابان و هزارها پنجره، صد زن گریان و صد پاییز برگ ریز، صدها رویای پرپر شده و هزاربوسه ناکام و یخ زده و هزار باغ خزان زده...
✍🏻شیرکو بیکس | 28 |
| 12 | تاریخ نگار نوشت:
«در جنگ صدنفر کشته شدند و فقط همین!»
باید که تأمل کنی و بنگری که صد مرد یعنی که صد روح، صد رودخانه، صد خیابان و هزارها پنجره، صد زن گریان و صد پاییز برگ ریز، صدها رویای پرپر شده و هزاربوسه ناکام و یخ زده و هزار باغ خزان زده...
شیرکو بیکس | 1 |
| 13 | در این مدت زندگی به گونهای سپری شده است
که میتوانم سالها بدون آنکه
اتفاق غمانگیزی رخ بدهد، غمگین بمانم...❤️🩹
✍🏻داستایفسکی | 31 |
| 14 | ما در گردبادی
از زخم زندگی میكنيم
و وزنه هـای حقيقت
به پای روياهامان
زنجير شدهاند...❤️🩹
✍🏻يغما گلرويی | 38 |
| 15 | ما مُردهایم، مُردهی در خون تپیدهایم
ما کودکان ِ زود به پیری رسیدهایم
ما سایههای کهنه و پوسیدهی شبیم
ما صبح ِ کاذبیم، دروغینسپیدهایم
ناپختگان ِ کورهی آشوب و آتشیم
قربانیان ِ حادثههای ندیدهایم
#نادر_نادرپور | 39 |
| 16 | میگویند از هرچیز، کمی باقی میماند
در شیشه کمی قهوه؛
در جعبه کمی نان
و در انسان کمی درد...!❤️🩹
✍🏻تورگوت اویار | 37 |
| 17 | نوشته بود که:
زیر تابوتت را میگیرند،
آنانی که هنگام درد
حتی دستانت را هم نگرفته بودند... | 29 |
| 18 | بدانکه دنیا به دستِ اوباش است
و نیکان به گناهِ لیاقت میمیرند...!
✍🏻 بهرام بیضایی | 30 |
| 19 | همه آدمها باهم برابرند، اما پولدارها محترمتر و دخترها پرطرفدارترند.
بچهها واجبتر و خانمها مقدمترند. سفیدها برتر و سیاهها بدبخت ترند.
البته که تبعیضی در کار نیست؛
در کل همه آدمها برابرند
امابعضی ها برابرترند...!
📚قلعه ی حیوانات
✍🏻جورج اورول | 39 |
| 20 | چو مغرورانِ بیمنطق، نگو از عشق بیزارم
که ناگه میزند بر دل، شگرد او شبیخون است...!
✍🏻سید تقی سیدی | 42 |
