Dear diary
Kanalga Telegram’da o‘tish
118
Obunachilar
+124 soatlar
+47 kun
+530 kun
Postlar arxiv
118
ساعت ۳:۴۵ نوبت دندونپزشکی داشتم، هر ویزیت هم حدود ۵ دقیقه طول میکشه ولی چون هنوز منشی منو نفرستاده داخل، استرس گرفتم که به تراپیم که ساعت پنجه نرسم 🫠
118
امشب عمهم برای صدمین بار به گربهها اشاره کرد و پرسید فردا برات خواستگار بیاد چی؟
یهو یاد نوید افتادم و گفتم عمه دوستپسر من ۱۵تا گربه داره.
امیدوارم نوید و پارتنرش ببخشن.
118
Repost from moi et elle
ما رفتیم اونور پنجره نشستیم و شروع کردیم به صحبت کردن راجب هرموضوعی
مائده راجب رابطه های قبلیم ازم میپرسید و من بهش میگفتم که دلم نمیخواد با کسی برم تو رابطه و میخوام روتین 🤡 داشته باشم
میگفت همه رابطه ها که قرار نیست بد پیش برن، یسری ها با قصد جدی شروع میشن و خیلی خوب ادامه پیدا میکنن
من همچنان میگفتم که نه ، و پای حرفم بودم
اون شب هوا واقعا سرد بود و مائده فقط یه تاپ تنش بود ،من پیرهنمو دراوردم و دادم بهش تا بپوشه(ددی حمایتگر)
یجا که چند ثانیه ای هردوتامون ساکت بودیم مائده یهو اومد جلو تا ببوستم
118
این کاپلو یادتونه؟
چند روز پیش تو چنل تلگرامشون جوین شدم ولی وقت نکرده بودم بخونمش. الان رفتم سراغ چنلشون و داستان آشناییشونو پیدا کردم. یاد رمانایی که تو نوجوونی میخوندم افتادم 🥹😭
118
دخترا برای میکرو جایی رو میشناسید که کارش خوب باشه؟
من سه سال پیش رفتم سالن مریم قلندری و راضی هم بودم، میخوام ببینم میتونم همون کیفیت رو با قیمت کمتر پیدا کنم یا نه.
118
+2
بجز پیشی هیچ طرح یا کلمهای نیست که انقدر برام معنادار باشه که بخوام تتوش کنم
ولی اگه اون طرح یا کلمه رو پیدا کنم، احتمالا تو یکی از این سه نقطه بزنم:
118
دیشب هم سرم درد میکرد هم نگران پارلا بودم
الان چون یکم غذا خورد و فعلا بالا نیورده، اومدم بازی
118
سایه عین مکانیکا میره زیر مبل و شروع میکنه به جر دادنش. هرچقدر مامانم دوخت و پارچه جدید زد، باز پاره کرد. آخرش مبلا رو بردیم کارگاه. زیرش گونی زدن و گفتن اینو دیگه نمیتونن پاره کنن اما همونطور که میبینید سایه تواناتر از این حرفاست. 😌
