سبز آسمونی، آبی چمنی!
Kanalga Telegram’da o‘tish
"بیشباهت به آنچه که میشناختی." . http://t.me/HidenChat_Bot?start=6564921101
Ko'proq ko'rsatish895
Obunachilar
+124 soatlar
-77 kunlar
-1430 kunlar
Postlar arxiv
زنی که بتواند برای آرامش خودش، از مردی که دوستش دارد دل بکند و برود، جنگی را برده که هیچکس آن را نمیبیند.
چند ماه پیش که رفتم این لباس فرم رو بخرم، برام تنگ بود اصلا توش راحت نبودم. ولی غرورمم اجازه نمیداد قبول کنم که باید سایز ۲ بردارم؛ با اصرار، سایز ۱ رو برداشتم.
امروز این وضعیت لباسم شده. برای اولین بار، از این کاهش وزن خوشحال نیستم؛ چون به نظرم زیادی و غیرقابلکنترل شده و از نظر بقیه هم زشت شدم و نیان قبلی خوشگلتر بوده.
خلاصه اولین باره ناخواسته لاغر شدم و واقعا خوشحال نیستم بابتش. همیشه با این کم و زیاد شدن وزن من یه مکافاتی دارم.
دیشب یه نفر بهم پیام داد، کسی که سه چهار سال پیش، یکی از نزدیکترین آدمهای زندگیم بود. اونقدر صمیمی بودیم که هر اتفاق کوچیکی رو اول برای هم تعریف میکردیم. من مشهد بودم، اون شیراز؛ اما فاصله، هیچوقت از صمیمیتمون کم نکرده بود.
وقتی رابطمون تموم شد، تا نزدیک یه سال، حرف زدن با هیچکس برام مثل حرف زدن با اون نبود. راستش، تمام اون مدت یکسال منتظر یه پیام ساده بودم ازش در حد یه «سلام، خوبی؟»
دیشب، بعد از سه یا چهار سال، همون پیام اومد که نوشته بود «سلام، خوبی؟»
اول حتی نشناختمش. چند ثانیه طول کشید تا فهمیدم کیه شوکه شده بودم. با یه هیجانی شروع کردیم به چت کردن...
اما یه چیز عجیب بود.
بعد یه ربع چت دیگه هیچ شوقی برای حرف زدن باهاش نداشتم. حتی راستش، حوصله ادامه دادن مکالمه رو هم نداشتم. جوابارو کوتاه میدادم زود تموم بشه برم بخوابم. مدام به این فکر میکردم که اصلاً چه حرف مشترکی بینمون مونده؟
تمام مدت فقط یه سؤال توی ذهنم بود:
چطور یه روزی ساعتها حرف زدن با این آدم، قشنگترین بخش روزم بود؟
شاید بعضی آدمها قرار نیست همیشه همون آدمهای سابق بمونن.
شاید بعضی رابطهها فقط برای یه برهه از زندگی ساخته شدن.
و شاید بعضی پیامها، وقتی بالاخره میرسن، دیگه چند سال دیر شده باشه.
و بعضی «سلام، خوبی؟»ها وقتی میرسن، دیگه اون آدم قبلی پشت صفحه نیست...
#نیان
دیدین تلگرام با من مشکل داره؟ یکسال گذشت بازم من تا ناشناس میذارم سین چنل قفل میکنه :)))))
