GRAY
Kanalga Telegram’da o‘tish
1 104
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-77 kun
-5130 kun
Postlar arxiv
1 104
بعد مدت ها دوباره بغلشو پیدا کنی ..
گرماشو ، نبضشو ، نفساشو .. اونو ...
توی تاریکی توی بغلش بخوابی .. گوشتو بزاری رو قفسه سینش به ضربان قلبش گوش کنی .. و همونجا غرق آغوشش شی ..
1 104
آرامش رو نمیشه وقتی که به درک واضحی از زندگی رسیدی داشته باشی در کل خودت جهت میدی بهش تا به آرامش برسی
1 104
به نظرم همه چیز از خوشحالی بگیر تا هر حس خوب و هرچیزی که خوب و قشنگه برای آدم در واقع یه نوع ارامشه
و شاید آرامش اون حس خوبیه که با خوشحالی یه سریا خوشحال میشی و از بغل کردن یه نفر حس امنیت میگیری و شایدم آرامش اون حسیه که وقتی توی وجودت رشد میکنه تو حتی نمیدونی چطوری باید توصیفش کنی ولی از داشتن اون حس تموم دنیا برات قشنگ میشه و روزات دیگه به نظرت تکراری نمیاد،انقدر از اون حسی که تازه باهاش آشنا شدی که دلت میخواد زندگی کنی و دیگه به نظرت زندگی خسته کننده و زشت نیست که حتی ذره ای به تموم شدنش فک کنی..
1 104
مثل پخش شدن موسیقی تو یه جای شلوغ میمونه
وقتی بی اهمیت به صدا های اطراف بشی
اونو پیدا میکنی..
1 104
دیدن لبخند مامانم و حس کردن حضورش توی خونه
و شاید شنیدن صدای اون شخص و تماشا کردن نگاهش..
