uz
Feedback
درخت‌نشین

درخت‌نشین

Kanalga Telegram’da o‘tish

گذرگاه پیره جادوگری کلاغ بر دوش که با دایناسور شخصی خویش تردد می‌کرد. در پی نجات ستارگان. این‌جا، برای من آیندست. @GrandmotherWillow_bot https://t.me/harfmanrobot?start=5502300261

Ko'proq ko'rsatish
Eron232 375Toif belgilanmagan
Buy Ad
183
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kun
-1230 kun
Postlar arxiv
photo content
+5

بچه‌ها شمام اگه دانشجویید، می‌تونید با شماره دانشجوییتون بن تخفیف از سایت نمایشگاه کتاب بگیرید.

وضعیت دوستام چون از هفت روز هفته شیش روزش رو تو غارم هستم.

چون احتمال می‌دم پی‌ویت‌و چک نمی‌کنی، این‌جا یادآوری کنم که: بن کتاب نمایشگاه‌و بگیر.

بفرمایید صبحونه. 🐢

+1
Arman Garshasbi - Benshin Tamashayat Konam.mp38.82 MB

Lili you know there's still a place for people like us

چو ضحاک ج‌ا شد بر جهان ایران شهریار بر او سالیان انجمن شد هزار سراسر زمانه بدو گشت باز برآمد بر این روزگار دراز نهان گشت کردار فرزانگان پراکنده شد کام دیوانگان هنر خوار شد جادویی ارجمند نهان راستی آشکارا گزند شده بر بدی دست دیوان دراز به نیکی نرفتی سخن جز به راز

Repost from N/a
پیرمرد هفتاد سالهٔ تنهایی در من زندگی می‌کند که برعکس من دچار بی‌خوابی نیست. همیشه یا می‌خوابد و یا مشغول آشپزی است. دلش می‌خواهد در خیابان‌های پاریس قدم بزند و به آدم‌ها نگاه کند و بهشان لبخند بزند. با اینکه سن زیادی دارد امّا دلش خیلی جوان است. بیشتر دلش می‌خواهد با کودکان وقت بگذراند تا با همسن‌وسالان حوصله‌سربر خودش. رادیوی قدیمی‌اش را همه جا با خودش حمل می‌کند و دیوید بویی گوش می‌دهد. یک باغچهٔ کوچک دارد که انواع و اقسام سبزی‌ها را در آن کاشته است. یک گل آفتابگردان هم دارد که اسمش مایک است. شب‌ها زود می‌خوابد و هنگامی که خورشید طلوع می‌کند از خواب بیدار می‌شود. همسایه‌هایش را دوست دارد و برایشان کوکی می‌پزد. خانواده‌ای ندارد. همهٔ آنها مرده‌اند. ولی همچنان با یاد و خاطر آنها زندگی می‌کند. عکس‌هایشان را در یک آلبوم نارنجی نگه داشته است. خانهٔ کوچک، امّا زیبایی دارد. گربه‌ای نارنجی همراه او در آن خانه می‌باشد. به خاطر علاقه‌اش به فیلم گارفیلد، اسم او را گارفیلد گذاشته است. این گارفیلد مثل آن گارفیلد لازانیا نمی‌خورد. در واقع هر چه پیرمرد به او بدهد را می‌خورد. گربهٔ خوبی است. شیطنتی ندارد. مثل خود پیرمرد، آرام و بی‌سرصدا می‌باشد. همسایه‌ای به نام جولیا دارد که هر چند وقت یک‌بار برایش سوپ شیر و قارچ می‌آورد. پیرمرد عاشق سوپ است. او سیب‌زمینی سرخ‌کرده هم خیلی دوست دارد؛ امّا برای قلبش خوب نیست.

Repost from my hair is green.
امروز آقای چخوف هستم، اونجا که می‌گفت هوای امروز چنان خوب است که نمی‌دانم چای بنوشم یا خودم را دار بزنم.

غرق تو تباهی معلق بی‌فردا

از یاس و سورنا متشکرم بابت این شاهکار‌هایی که هر بار گوش می‌دی یه چیز جدید ازشون می‌فهمی.

photo content
+1

از اشک‌هات دریا بساز برای رفتن، نمون تو مرداب غصه‌ها.

4_5922473456930130522.mp39.39 MB

امروز گلی را به دار آویختم، فردا خودم را.

درخت امید وطن، توماج صالحی.

پروانه رو سوزوندین نوبت پیله‌هاست الان؟

برای واقعی.

می‌دونی ترس من چیه مامان؟ می‌ترسم امروز بمیرم و تو زندگیم هیچ‌ کاری نکرده باشم. -انیمیشن روح