درختنشین
Kanalga Telegram’da o‘tish
گذرگاه پیره جادوگری کلاغ بر دوش که با دایناسور شخصی خویش تردد میکرد. در پی نجات ستارگان. اینجا، برای من آیندست. @GrandmotherWillow_bot https://t.me/harfmanrobot?start=5502300261
Ko'proq ko'rsatishEron232 375Toif belgilanmagan
183
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kun
-1230 kun
Postlar arxiv
183
اگر آقای میازاکی فیلم میساخت میشد این.
مثل تجربه نوشیدن یه فنجون چای سبز وقتی که آفتاب نوازشت میکنه و یه بغل گرم و نرم.
183
O, who can hold a fire in his hand
By thinking on the frosty Caucasus?
Or cloy the hungry edge of appetite
By bare imagination of a feast?
Or wallow naked in December snow
By thinking on fantastic summer’s heat?
O, no! the apprehension of the good
Gives but the greater feeling to the worse.
~ William Shakespeare (1564-1616) , King Richard II. Act i. Sc. 3.
183
به خودم میگویم، شاید زندگی همین است و من زیادی سختاش کردهام، شاید در آن صورت شاد بودم. اما نه، غم سنگینی هستی، به از شادی سبکی آن، البته که غم من بیشتر بخاطر سبکی تحمل ناپذیر بار هستیام است، اما میدانم که این غم مرا به راه درستی میکشاندم و خب چه باک از غمِ بهجا؟
