253
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kun
-630 kun
Postlar arxiv
253
اون شب گریه نکرد اما، فردا وقتی لباسش به دستگیره در گیرکرد گریه کرد، وقتی به اتوبوس نرسید گریه کرد وقتی پاش به مبل گیر کرد گریه کرد و کسی نمیدونست اینا بهونه ای بیش نبود و چه دردی رو از بقیه پنهان میکرد.
@error_it404
253
خوب نیستم. با تلاشی که الان برای ادامه زندگی میکنم میتوانستم اهرام مصر را بسازم.
@error_it404
