249
Obunachilar
-124 soatlar
-37 kun
-730 kun
Postlar arxiv
249
من اندازهی سالیوان بغل داشتم واسه تو و غمهات، اندازهی فیل گوش داشتم واسه شنیدن تو و حرفهات. نمیگم زیاد بود، ولی انقدر ناکافی بود؟
@error_it404
249
اون موقع ها که میخواستم درس بخونم خانواده پوچز و سگ های نگهبان که هیچی حتی برنامه های شبکه پویا هم برام جذاب و سرگرم کننده بود.
@error_it404
249
اون، از اون دخترا نیست که بهت بگه:
بیبی برام اینو بخر، اونو بخر
اون، از اون دختراست که دنبال وقت، توجه و محبتته؛ اون، وقتایی که بهش توجه نمیکنی بهونه میاره و وقتی باهات بحث میکنه، سر میزان وقتیه که براش میزاری، آره.
@error_it404
249
گفت: هیچکس از دوری و نبود هیچکسی نمُرده، مُرده؟
تو دلم گفتم: مرده ها که زبونِ گفتن ندارن!
@error_it404
249
زندگی، مثل راه رفتن رو لبهِ تیغه.
محکم قدم برداری بریده میشی؛
شل قدم برداری میوفتی.
@error_it404
