uz
Feedback
شاعر شرور...!

شاعر شرور...!

Kanalga Telegram’da o‘tish

نامه‌های عاشقانه‌ی یک نیم‌چه شاعر شرور و عصبانی... - تبلیغات: @evilpoet_ads

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali شاعر شرور...! analitikasi

شاعر شرور...! (@the_evilpoet) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 14 681 obunachidan iborat bo'lib, Kitoblar toifasida 2 595-o'rinni va Eron mintaqasida 22 574-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 14 681 obunachiga ega bo‘ldi.

07 Sentabr, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 9 909 ga, so‘nggi 24 soatda esa -708 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 14.77% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 11.34% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 2 133 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 1 637 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 1 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent چیز, همه, کس, دستِ, #نجمه_زارع kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
نامه‌های عاشقانه‌ی یک نیم‌چه شاعر شرور و عصبانی... - تبلیغات: @evilpoet_ads

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 08 Sentabr, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Kitoblar toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

14 681
Obunachilar
-70824 soatlar
+1 0837 kun
+9 90930 kun
Postlar arxiv
#بشنویم

دیدی؟ حق با من بود. سرمایِ من شکوفه‌ات را کُشت، حالا به خانه‌ات برگرد و تا صبح برای هر دویِ ما گریه کن.

📖افسانۀ خودباوری - #آلبرت_آلیس
کتاب افسانه خودباوری به قلم آلبرت الیس، ابتدا تعریف روشن و واضحی از خودباوری و خویشتن‌پذیری ارائه داده و سپس تفکر آموزگاران بزرگ مذهبی، فلاسفه و روانشناسان در این حوزه را مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهد.

گله‌مندم ز تو اما چه بگویم دیگر.

پدرم گاه صدا می‌زَنَدَم شعرِ سپید بس که آشفته و رنجور و به هم ریخته‌ام...

.

#بشنویم

تو همان عشقِ پر از حادثه‌ی معروفی مدتی هست غمت در دلِ من مُد شده است...
#مریم_قهرمانلو

شده مهمانِ سرم باز دو تا مویِ سفید نکند دیر شود وقتِ رسیدن به خوشی...
#سیامک_عشقعلی

در زندگی بعدی محال است "من" باشم. خفته در پای تپه‌ای دور، گل وحشی‌ای خواهم بود که پروانه‌ها بر آن می‌آسایند.

می‌فرمائید: «چرا چنین عبوس نشسته‌ام و به آینده خوش‌بین نیستم؟» والله چه عرض کنم؛ بنده اگر بنا بود با هر مصبتی که بر سرم نازل می‌شود لبخند ملیحی تحویل عالم بدهم، لابد تاکنون از فرط حماقت تاجی از گل بر سر نهاده بودم. می‌گوئید: «درست می‌شود»‌. آخر کدام گهی قرار است درست شود؟ این زندگی از بس که خراب شده دیگر بنده شخصاً شرم دارم دست به تعمیرش بزنم. پس لطفا آن نصایح گران‌بها را بردارید و ببرید برای کسی که هنوز حوصلۀ خر کردن خودش را دارد.

ده سال بعد از حالِ این روزام با کافـه‌هـای بی تو درگیرم گفتم جهانِ بی تو یعنی مرگ ده سالِ رفتی و نمی‌میرم ده سال بعد از حالِ این روزام تو تویِ آغوشِ یکی خوابی من گفتم و دکتر موافق نیست تو بهتر از قرصایِ اعصابی ده سال بعد از حال این روزام من چهل سالم می‌شه و تنهام با حوصله، قرمز، سفید، آبی رنگین‌کمون می‌سازم از قرصام می ترسم از هر چی که جا مونده از ریملِ با گریه‌ها جاری از سایه روشن‌های بعد از ظهر از شوهری که دوستش داری گرمِ هم‌آغوشی و لبخندین تو بسترِ بی‌تابتون تا صبح تکلیف تنهـائیــم روشن بود مثل چراغِ خوابتون تا صبح ده سالِ که، لب‌هامُ می‌بندم با بوسه‌های تلـــخِ هر جایـی ده سالِ وقتی شعر می‌خونم لبخندِ روی صندلی‌هایی یه عمر بعد از حال این روزام یـه پیرمردم تویِ یـه کافه بارون دلم می‌خواد، هوا اما مثلِ موهایِ دخترت صافه...

من برای این زندگی تره هم خُرد نمی‌کردم. تا تو آمدی؛ حالا برایش چای دم کرده‌ام.

خوشا ای دل بال و پر زدنت شعله ور شدنت در شبانگاهی...
#بشنویم

ارّه را دستِ تو دادند و شدی صاحبِ باغ خوش به حالِ من و ارّه، خوش به حالِ من و باغ...

پس از یک عمر دلتنگی، تو را با دیگری دیدم دلت با دیگری خوش بود، دگر چیزی نگفتم من...

«و شاید تقدیرش چنین بود که لحظه‌ای از عمرش را با تو همدل باشد.»
#ایوان_تورگنیف

برای غمگین بودن هزاران دلیل وجود داشت. برای شاد بودن اما... شادی؟ چه اسم غریبی...