بخش هایی از افکار من
Kanalga Telegram’da o‘tish
6 366
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-197 kun
-19430 kun
Postlar arxiv
6 366
وقتی تو پشت پنجره نباشی دیگه واس چی باید پرده رو بزنم کنار و پنجره رو باز کنم.
6 366
توی فرودگاه یه سالن بزرگ بود . یه شیشه بزرگ قدی مسافر هارو از همراهاشون جدا میکرد . رفتم نزدیک . انقدر نزدیک که بینیم تقریبا چسبیده بود به شیشه.با دقت همه جاشو نگاه کردم ، سالم سالم بود
بدون اینکه برگردم و بهش نگاه کنم گفتم:عجیبه.حتی یه ترک کوچیک هم روش نیست . گفت :چی؟ یعنی چی؟ مگه باید ترک داشته باشه؟
گفتم: نمیدونم . ولی من اگه هر روز این همه ادمو میدیدم که دارن از هم جدا میشن و از این به بعد قراره هرکدوم یه گوشه این دنیا دلتنگ هم باشن ، حتما ترک میخوردم .
6 366
چیکار کنم دیگه؟ دنیا همینه که هست ؛ من که نمیتونم جِرِش بدم از توش خوشبختی دَرارم.
6 366
هوای ابری سطح امید به زندگیمو ۷۰ درصد کاهش میده و سطح افسردگیمو به ۱۰۰ درصد میرسونه.
6 366
ولی وقتی تو چشام زل میزدی و حرف میزدی ، باید اینور و اونور رو نگاه میکردم که متوجه حرفات بشم.
