uz
Feedback
𝘭𝘦 𝘷𝘦𝘯𝘵 𝘭𝘦𝘴 𝘱𝘰𝘳𝘵𝘦𝘳𝘢

𝘭𝘦 𝘷𝘦𝘯𝘵 𝘭𝘦𝘴 𝘱𝘰𝘳𝘵𝘦𝘳𝘢

Kanalga Telegram’da o‘tish
548
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun

Ma'lumot yuklanmoqda...

Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
May '26
May '26
+1
3 kanalda
Aprel '260
2 kanalda
Get PRO
Mart '260
0 kanalda
Get PRO
Fevral '260
3 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+5
6 kanalda
Get PRO
Dekabr '250
12 kanalda
Get PRO
Noyabr '250
20 kanalda
Get PRO
Oktabr '250
1 kanalda
Get PRO
Sentabr '250
25 kanalda
Get PRO
Avgust '250
3 kanalda
Get PRO
Iyul '250
6 kanalda
Get PRO
Iyun '250
2 kanalda
Get PRO
May '250
2 kanalda
Get PRO
Aprel '250
2 kanalda
Get PRO
Mart '25
+46
13 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+80
40 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+9
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+34
22 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+222
38 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+46
6 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+87
35 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+103
23 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+120
30 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+54
14 kanalda
Get PRO
May '24
+49
13 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+43
12 kanalda
Get PRO
Mart '24
+17
4 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+157
3 kanalda
Kanal postlari
2
آن شب خدا مرده بود.+1
آن شب خدا مرده بود.
24
3
و باز هم به یادِ تو رها..
27
4
1|1 - Piano Man - Billy Joel (320).mp3
53
5
1|1_Bitter_Sweet_Symphony_Remastered_2016_The_Verve_320.mp3
53
6
1|1 - Voilà - Barbara Pravi (320).mp3
52
7
Karim_Sheri_کریم_شعری_Waltz_e_Hich_Mesl_e_Hich_والث_هیچ_مثل_هیچ.mp3
60
8
Matn yo'q...
66
9
اگر پیج عکاسی دارید بفرستید برام
53
10
در دلش جنگ‌هایی بود که هیچ‌کس نمی‌دید. او از رنج نمی‌ترسید؛ از بی‌معنایی می‌ترسید. برای همین زیبایی‌هایِ کوچک را مثل گنج نگه می‌داشت. دنیایش پر از تضاد بود؛ اشک و لبخند کنار هم. می‌دانست انسان بودن یعنی همین نوسان دائمی. و همین نوسان، روح او را به داستانی قابل لمس تبدیل می‌کرد. روح او مثل اتاقی نیمه‌روشن بود؛ نه کامل تاریک، نه کامل روشن. در آن نیم‌روشنایی، معنا شکل می‌گرفت. به رنج نگاه می‌کرد مثل جایی که باید از آن عبور کرد، نه زندان. به شادی نگاه می‌کرد مثل هدیه‌ایی کوچک، نه معجزه‌ایی دور. او یاد گرفته بود از کوچک‌ترین نورها مراقبت کند. چون می‌دانست گاهی همان نورهای کم‌جان، نجات‌بخش‌اند. جهان برایش میدان قضاوت نبود؛ میدان تجربه بود. درد برایش نشانه بود، نه شکست. شادی برایش لحظه بود، نه سرنوشت. لبخند می‌زد، حتی وقتی چشم‌هایش حرف دیگری می‌زدند. انسانی بود میان اشک و آگاهی؛ ترکیبی کمیاب و زیبا. می‌دانست زندگی کنار زخم‌ها ادامه دارد، نه بعد از آن‌ها. روحش بلد بود آرام بماند، حتی وقتی جهان تند می‌چرخید. همین آرامشِ شکسته، او را به انسانی نادر تبدیل می‌کرد.
103
11
@AnoraFad
52
12
پیجی داری که کارهای عکاسیتو رو اونجا گزاشته باشی؟
50
13
Vision of Gideon Sufjan Stevens.mp3
47
14
@miragethisis Range Mesi - ONEDAM.mp3
47
15
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5770393186
50
16
آدما.
آدما.
51
17
Matn yo'q...
48
18
Matn yo'q...
49
19
قرار بود یه توت مارو نجات بده !+1
قرار بود یه توت مارو نجات بده !
107
20
کاش ایرانی نبودم؛ آدم نه می‌تونه عاشقِ اینجا باشه و نه می‌تونه تنفر رو حس کنه. نه می‌تونه دل بکنه و نه می‌تونه فراموش کنه. نه می‌تونه بره و نه می‌تونه بمونه. و مهم‌تر از همه، نه می‌تونه زندگی کنه و نه می‌تونه از زندگی دست بکشه.
88