uz
Feedback
گیلاسِ ناناس.

گیلاسِ ناناس.

Kanalga Telegram’da o‘tish

فلانور. در جریان. Instagram:https://www.instagram.com/parisakhj_?igsh=MTJkdTgxb3J0Nzc1ZA==

Ko'proq ko'rsatish
369
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-57 kunlar
+230 kunlar
Postlar arxiv
به ابتذال گرایش نداره ولی وقتی تو یه محیط مبتذل قرار گرفتی برای انگشت نما نشدن خودت رو شبیه شون میکنی وقتی میبنی اینگونه بودن تحسین میشه و این سبک الگوئه مخصوصا وقتی به دیگران مثل سگ نیاز داری و اونا مثل سگ تو زندگیت تاثیر دارن :) *از بین راه کمال و ابتذال دومی هم آسون تره هم بیشتر مصداق داره

عموما طبع اکثریت قریب به اتفاق مردم، به ابتذال گرایش داره.

photo content
+1

احساس میکنم تا با پروفایل جدید انس بگیرم، پیر شده باشم.

Sade - Paradise.mp38.40 MB

این پیامو فور کنید و یه عکس از استایلتون بفرستین بهتون نمره بدم بر اساس سلیقم.

photo content
+1

‏می‌شکنی و ویران می‌کنی. ندای آینه‌ها را بشنو. سخن‌شان را بشنو. آن‌ را که در آینه نفس می‌کشد، بشنو. آن‌ را که در آینه گریه می‌کند، گوش کن. به تبسمش بخند. به مرگش چشم ببند. آینه می‌شکند. هر بار می‌شکند‏. _عباس نعلبندیان

photo content
+1

ناشناس عزیزی که لطف کردی داستان ابراهیم رو خوندی، همون که اخرش هم شعر خیام بود.. ناشناس جواب دادم بهت اما گویا بات رو خاموش کردی و به دستت نمیرسه)؛

حفظ کردن شعر های خیام و درست کردن ساعت خوابم ار مهمترين کاراییه که باید تا اخر هفته شروع کنم.

اینجوری راحت‌ترم.
اینجوری راحت‌ترم.

امروز انقدر حساسیتم شدیده که سر جلسه ازمون حتی نمیدونم چی نوشتم. کدوم اشرف مخلوقات وقتی یه حساسیت فصلی میتونه انقدر دیوونش کنه؟

photo content

«برکه‌ی ساکن غم را، سنگریزه‌یی -که شاید از دست کودکی، به شیطنت رها شده بود- به موج انداخت. چه نسیم دیوانه‌کننده‌ی غم‌انگیزی! تو کجا هستی؟ تو کجا بودی؟ آن‌که به من گفت: «اینک بهار!» که بود؟ نمی‌دانم. نمی‌دانم.» ‏_عباس نعلبندیان.

photo content
+1

سای کوچک هم از امروز شروع به ترک کرده و سومین نفریه که بهم گفته داره رها میکنه سیگار رو، عمیقا عمیقا باعث لبخند شد.

Repost from Journées de SAY
وقتی دیگه هیچ روشی برای ترک موثر نیست:

امروز از 4 و نیم صبح بیدار شدن و مردد بودن برای رفتن یا نرفتن، 5 ساعت کوهپیمایی با ادم هایی که برام ارزشمند بودن، صبحونه خوردن دور از همه کس، بهار سبز، بهار سبز، بهار سبز، خونه های ویران شده و مردمی که در قبلا اونجا زندگی میکردن، هزاران هزاران اصطلاح و و گیاه و حیوان و کوه جدید شناختن، شعر خوندن دسته جمعی، و اخر به آبادی رسیدن و به یاد سهراب، خر فرتوتی در راه، من مگس هایش را خواهم زد. تا صبح راجع به امروز میتونم بنویسم ولی انقدر خسته ام که عکس ها رو هم نتونستم جدا جدا بفرستم.