t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ
Yopiq kanal
In loving memory of her smile; We will always love you. شاید این قرن یک قرن دلوزی باشد. Gnarly 🌊👾⚡️ radical 🌈🦄🔮♠️👑🌠🌩 on the block I'm magical 🔮✨🌙🕶🎇🔭🌌
Ko'proq ko'rsatish884
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-57 kun
-1330 kun
Postlar arxiv
اما قبل از صحبت از آن ایدهای که در جنگل میتوانی بویش کنی، کمی راجع به خود بازی صحبت کنم. در دارکوود تلاش یک شخصیت بینام برای فرار از جنگلی پر از موجودات طاعونزده وحشی و ترسناک رقم زده میشود. سبک اصلی بازی Survival Horror است و به کمک مدیریت هوشمندانه وسایلی که در خرابههای درختزارها پیدا میکنی میبایست ابزار و وسایل دفاعی و تهاجمی بسازی و مخفیگاه خود را ارتقا دهی. وحشت جانفرسای بازی در شبها رخ میدهد، هنگامی که موجودات بدذات جنگل خانهات را محاصره میکنند و در اولین فرصت با شکست در و پنجره به تو حملهور میشوند. بارها میشود که تنها در کنجی تاریک توام با نیایش لحظهشماری میکنی که طلوع روز بعد فرا برسد. در همین مواقع هم توهمها و کابوس و رویاها و صدای در کوبیدنها و دعوت به در باز کردنها و خاموش شدن لامپها امانت را میبرد. گاهی هم یک نجوای محو که تو را به خانه گمشدهات دعوت میکند شنیده میشود.
f you are possessed by an idea, you find it expressed everywhere, you even smell it
-Thomas Mann
با وجود تن دادن به کلیشه شروع یک نوشتار با گفتآوردی از یک اندیشمند صاحبنام، باید اذعان کنم که راهی بهتر از آغاز صحبت در رابطه با آن چه که پیش رو میآید نیافتم. کارکرد این گفتآورد در وهله نخست برای توضیح خوانشهای متعدد من از آثار هنری به کمک فلسفه آرتور شوپنهاور است (من فلسفه را با او شروع کردم و در نتیجه در زمینه ذهنی من همواره نوعی شوپنهاور زنده است)، ولیکن همانطور که در متن زیر پیش میرویم متوجه پیچش داستانی تاریکی که این گفتآورد به دنیای بازی Darkwood میدهد خواهیم شد. بازیای که در صفحه بارگذاریاش چنین نوشتهای در پس زمینه یک جنگل تاریک پر از رمز و راز خشمگین دلهرهآور نقش بسته است:
You are playing a challenging and unforgiving game.
You will not lead by the hand.
Respect the woods. Be patient. Focus.
If you are possessed by an idea, you find it expressed everywhere, you even smell it
-Thomas Mann
با وجود تن دادن به کلیشه شروع یک نوشتار با گفتآوردی از یک اندیشمند صاحبنام، باید اذعان کنم که راهی بهتر از آغاز صحبت در رابطه با آن چه که پیش رو میآید نیافتم. کارکرد این گفتآورد در وهله نخست برای توضیح خوانشهای متعدد من از آثار هنری به کمک فلسفه آرتور شوپنهاور است (من فلسفه را با او شروع کردم و در نتیجه در زمینه ذهنی من همواره نوعی شوپنهاور زنده است)، ولیکن همانطور که در متن زیر پیش میرویم متوجه پیچش داستانی تاریکی که این گفتآورد به دنیای بازی Darkwood میدهد خواهیم شد. بازیای که در صفحه بارگذاریاش چنین نوشتهای در پس زمینه یک جنگل تاریک پر از رمز و راز خشمگین دلهرهآور نقش بسته است:
You are playing a challenging and unforgiving game.
You will not lead by the hand.
Respect the woods. Be patient. Focus.
Yoooooooo happy international women day hoeeeeeeeeeeees
Queens slayyyyyyyyyy only bad bitches could survive and flourish by daily resistance in a misogynist country real talk
Iranian women gotta be one of the top chad people of all time
Women Life Freedom
i'm a little drunk i think. BUT HAPPY DAY GIRLLLS
My gf left me because of baldness. I'm not upset though, it's hair loss
I, I, I, I still believe in your eyes
There is no choice I belong to your life
Because I will live to love you someday
You'll be my baby and we'll fly away
And I'll fly with you
I'll fly with you
new drama with مس کونی will be engaged
... right now cause i'm busy and tired at the moment but stay tuned
https://t.me/clashroyalsex/3772
این شاید بهترین مثال تصویری از مفهوم Undermining در فلسفه Object-oriented ontology باشه.
Another day full of fruitful and influencing intellectual labor on Telegram.
الگوی جوانان مشغول به STEM کسانی مثل ایلان ماسک و بیل گیتس است در حالی که الگوی من شخص در تصویر است خصوصا آنجا که این NEET بزرگ فرمود:
I made a decision: Not to work. To live as a parasite. I never worked in my life. I never had a job, except for a year, in Brasov, as a high school teacher. And it was a complete failure. I realized I could not practice a profession. I have to wander around in life. To avoid any responsibility. I have to do everything in order to save my freedom. Freedom to not work in the proper sense of the world. All my life, I calculated how I can be free in a complete sense. Life is only worth living if you are free. I don’t want to be a slave in any way. This is the only absolute certainty that I’ve had in life. I don’t want to be subordinate. I can succumb to any humiliation. On the condition that I am free.
