جاییدورازانسانها.
Kanalga Telegram’da o‘tish
جسمم میان انسانها و مغزم جایی دور از انسانها. @Jayidoorbot چنل ناشناس جایی دور : https://t.me/nycella
Ko'proq ko'rsatishEron67 498Toif belgilanmagan
4 797
Obunachilar
-224 soatlar
-187 kunlar
-7430 kunlar
Postlar arxiv
در من شعریست خراشیده بر روی دیوارهای گلویم؛
هیچکسی آن را نشنیده
ولی آنجاست
تو زیباترین حزنِ من بودی. عزیزترین زخمم بودی و این که با افعال گذشته از تو یاد میکنم، غمانگیزترین شکل انقراض است که برگزیدهام.
من باد غمگینی هستم که شاخه را میلرزاند و میبیند که به سبد دیگران میافتی!
«و نمیدانستم که آیا این اندوه است که ما را به تفکر وا میدارد، یا تفکر است که ما را اندوهگین میسازد؟»
چارلز بوکوفسکی
چشمهایم از سنگینیِ اشکهای جاری نشده، به درد آمدهاند.
تو خانهی منی، آیا این را نمیفهمی؟
–از اشعار امی لوول.
"Here's a secret.
I couldn't see worth a damn, either, buddy.
I just kept driving forward, hoping for the best."
قربان ترجیح میدهم فکر نکنم
آنها مرا به پوچی هستی میرسانند
بدتر از چیزی که درآن به سر میبرم.
