uz
Feedback
جایی‌‌دور‌ازانسان‌ها.

جایی‌‌دور‌ازانسان‌ها.

Kanalga Telegram’da o‘tish

جسمم میان انسان‌ها و مغزم جایی دور از انسان‌ها. @Jayidoorbot چنل ناشناس جایی دور : https://t.me/nycella

Ko'proq ko'rsatish
Eron67 498Toif belgilanmagan
4 797
Obunachilar
-224 soatlar
-187 kunlar
-7430 kunlar
Postlar arxiv
در من شعری‌ست خراشیده بر روی دیوارهای گلویم؛ هیچکسی آن را نشنیده ولی آنجاست

پناه می برم به خواب از اندوه زمانه.

تو زیباترین حزنِ من بودی. عزیزترین زخمم بودی و این که با افعال گذشته از تو یاد می‌کنم، غم‌انگیزترین شکل انقراض است که برگزیده‌ام.

من باد غمگینی هستم که شاخه را می‌لرزاند و  می‌بیند که به سبد دیگران می‌افتی!

«و نمی‌دانستم که آیا این اندوه است که ما را به تفکر وا می‌دارد، یا تفکر است که ما را اندوهگین می‌سازد؟» چارلز بوکوفسکی

ای کم حرفِ من.. اگر بگویمت که کلامت آرامِ من ا‌ست، بیشتر حرف می‌زنی؟

چشم‌هایم از سنگینیِ اشکهای جاری نشده‌، به درد آمده‌اند. تو خانه‌ی منی، آیا این را نمی‌فهمی؟ –از اشعار امی لوول.

تـو دور بودی و مـن باید آغـوشی که به تـو میدادم را کلمه میکـردم.“

خانه همان خانه و ارواح همان ارواح‌ند.

بعدا؟ بعدا دیگر ذوقی نمانده، جانم.

Dinner date.

"Here's a secret. I couldn't see worth a damn, either, buddy. I just kept driving forward, hoping for the best."

قربان ترجیح می‌دهم فکر نکنم آنها مرا به پوچی هستی می‌رسانند بدتر از چیزی که درآن به سر می‌برم.

فدای سرت جانم زیر سیگاری را بیاور برایت چای بریزم.