uz
Feedback
خُزَعبلات وی

خُزَعبلات وی

Kanalga Telegram’da o‘tish
1 905
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-117 kun
-8430 kun
Obunachilarni jalb qilish
Avg '26
Avgust '26
+1
0 kanalda
Iyul '26
+2
0 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+3
0 kanalda
Get PRO
May '26
+1
0 kanalda
Get PRO
Aprel '260
0 kanalda
Get PRO
Mart '260
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+3
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+2
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '250
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+2 338
1 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+4
1 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+1 993
0 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+5 428
0 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+501
0 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+312
1 kanalda
Get PRO
May '25
+52
0 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+61
0 kanalda
Get PRO
Mart '25
+230
0 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+255
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+700
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+351
1 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+244
1 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+3 206
1 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
29 Avgust0
28 Avgust0
27 Avgust0
26 Avgust0
25 Avgust+1
24 Avgust0
23 Avgust0
22 Avgust0
21 Avgust0
20 Avgust0
19 Avgust0
18 Avgust0
17 Avgust0
16 Avgust0
15 Avgust0
14 Avgust0
13 Avgust0
12 Avgust0
11 Avgust0
10 Avgust0
09 Avgust0
08 Avgust0
07 Avgust0
06 Avgust0
05 Avgust0
04 Avgust0
03 Avgust0
02 Avgust0
01 Avgust0
Kanal postlari
کاش می‌شد دوباره به همان نقطه‌ای از زندگی برگشت که بزرگ‌ترین دغدغه‌مان آمدن مسافری از دل قصه‌ها بود و عمیق‌ترین آرامش را در آ
کاش می‌شد دوباره به همان نقطه‌ای از زندگی برگشت که بزرگ‌ترین دغدغه‌مان آمدن مسافری از دل قصه‌ها بود و عمیق‌ترین آرامش را در آغوش وفادار رفیقی بی‌صدا پیدا می‌کردیم ما خیلی زود شبیه بزرگ‌ترهایی شدیم که دیگر به هیچ معجزه‌ای در تاریکی شب ایمان ندارند..

2
میان هیاهوی تکراری آدم‌ها من به شبیهِ این کوچه بودن قناعت کرده‌ام تاریک ساکت و پوشیده از برف. اما هنوز در پنهان‌ترین اتاق این
میان هیاهوی تکراری آدم‌ها من به شبیهِ این کوچه بودن قناعت کرده‌ام تاریک ساکت و پوشیده از برف. اما هنوز در پنهان‌ترین اتاق این دل چراغی را برای آمدنت روشن نگه داشته‌ام. تو اگر بیایی زمستان این کوچه هم تمام می‌شود...
9
3
گرامی داشتن تو واجب‌ترین کار من در این روزگار است. شبیه مردمان دهه‌های دور که عشق را در نامه‌های عطرآگین و نگاه‌های دزدکی جست
گرامی داشتن تو واجب‌ترین کار من در این روزگار است. شبیه مردمان دهه‌های دور که عشق را در نامه‌های عطرآگین و نگاه‌های دزدکی جستجو می‌کردند من نیز تو را در پنهان‌ترین و مقدس‌ترین گوشه‌ی قلبم سنجاق کرده‌ام. بمان که تو تنها تصویر رنگیِ این جهان خاکستری هستی.»
10
4
دختری به کوروش گفت عاشقت هستم کوروش نگاهی به دختر کرد و گفت . لیاقت تو برادرم هست که پشت سرت ایستاده است. دختری پشت سرش را نگاه کرد و دید کسی نیست کوروش گفت اگر عاشقم بودی پشت سرت را نگاه نمی کردی
17
5
کانفینگ وصل و بدون قطعی رایگان بلکه کمکی کرده باشم تو این شرایط @amir_sadegh7
47
6
به ماه بوسه میزنم به کوه تکیه میکنم به من نگاه کن ببین به عشقِ تو چه میکنم.🧡
به ماه بوسه میزنم به کوه تکیه میکنم به من نگاه کن ببین به عشقِ تو چه میکنم.🧡
1 359
7
ادمینا بیایید. @amir_sadegh7
192
8
Matn yo'q...
1 154
9
من برای رسیدن به قله نمی‌جنگم که دیده شوم می‌جنگم تا تو را بالاتر از تمام آرزوها بنشانم ​بی‌آنکه نامت را بر زبان بیاورم تمام
من برای رسیدن به قله نمی‌جنگم که دیده شوم می‌جنگم تا تو را بالاتر از تمام آرزوها بنشانم ​بی‌آنکه نامت را بر زبان بیاورم تمام واژه‌هایم بوی تو را می‌دهند. ꫀ🤍
833
10
فریاد ما زمان فتح قله شنیده خواهد شد.
فریاد ما زمان فتح قله شنیده خواهد شد.
818
11
د
1
12
هنوز واگذار نشده
565
13
In Love.mp3
895
14
کانال واگذار میشه ( رایگان ) @amir_sadegh7
657
15
Matn yo'q...
325
16
عقاب را از تنهایی باکی نیست او زمانی نگران می‌شود که ببیند هم‌نشین کلاغ‌ها شده بدرود ای که پنداشتی بودنت اعتبار است و نبودنت
عقاب را از تنهایی باکی نیست او زمانی نگران می‌شود که ببیند هم‌نشین کلاغ‌ها شده بدرود ای که پنداشتی بودنت اعتبار است و نبودنت انکسار. حال آنکه نبودنت، شروع اقتداری‌ست که در مخیله‌ات نمی‌گنجد. تو به همان دنیای کوچک و لرزانت برگرد؛ ما در حال بنای امپراتوری خویشیم. حسرت، تنها میراثی‌ست که برایت باقی گذاشتیم
1 061
17
مردم، مردم اند تو اما وطنی که من از تمام سختی ها به تو پناه میبرم...
مردم، مردم اند تو اما وطنی که من از تمام سختی ها به تو پناه میبرم...
1 369
18
تو نشاط نفسِ صبح پس از بارانی...
تو نشاط نفسِ صبح پس از بارانی...
367
19
غروب، آتش زد بر این آبِ آرام، تو و من، در سکوت، هم‌قسمِ یک نام. بوسه‌ای بر دست، در مرزِ شب و روز، عشق، نقش بست، جاودانه، امرو
غروب، آتش زد بر این آبِ آرام، تو و من، در سکوت، هم‌قسمِ یک نام. بوسه‌ای بر دست، در مرزِ شب و روز، عشق، نقش بست، جاودانه، امروز
1 163
20
آن روز، آسمان فرو افتاد زمین زیر پایم خالی شد چرخ دنده ی زمان گیر کرد و من مدت هاست آنجا مانده ام در لحظه ای که نگاهم به چشما
آن روز، آسمان فرو افتاد زمین زیر پایم خالی شد چرخ دنده ی زمان گیر کرد و من مدت هاست آنجا مانده ام در لحظه ای که نگاهم به چشمانت افتاد.
138