uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

مَکبِث

مَکبِث

Kanalga Telegram’da o‘tish

روزی خیال می کردم فوجی نهنگ خواهم شد @whominbot

Ko'proq ko'rsatish
1 341
Obunachilar
+324 soatlar
+37 kun
+1130 kun
Postlar arxiv
بعضی وقتا همینطور خود جوش صبح بعد از شستن صورتم میام تو هال و به همخونه‌م و زنش میگم جدی بگید ببینم شما هم معتقدید من جادوگرم یا نه؟

یکم پیش پیام داده کی بیام واسه احضار روح. گفتم باباجون قدرت ماوراییم وقتی خورشید با زاویه چهل درجه به چاکرای سومم میتابه فوران پیدا میکنه الان شبه اجازه بده بخوابم.

حتی یادمه یجا به رفیقِ دوستم گفتم متاسفانه الان سرم دستمه اب نمک در رگم جاریه وگرنه روح پدربزرگتو احضار میکردم از خودش میپرسیدیم.

بعضی وقتها انقدر توانایی کصشر گفتنم میره بالا که میام میشینم رو کاناپه و واسه ادمهایی که معتقدن من جادوگرم فال قهوه میگیرم.

سر شب از درد گریه کردم☝🏻 چقد کونی

باور نکردنی

کیرخر☝🏻

انگار خرم.

دوستام خیلی کثافتن به زناشون میگن داریم میریم عیادت بعد درو باز میکنم میبینم چهارکیسه مشروب خریدن نشونم میدن میگن این چهارکیسه مشروب مال ماست این یه سیبم مال تو بخور خوب شو. بعد زنگ میزنن به زنشون منو نشون میدن میگن بفرما این هومنه اینم سیبش.

بخواب پیرمرد

صبح یک دردی داشتم داییم پرستاریمو میکنه بعد خودم بلند شدم قرص خوردم سرم زدم امپول زدم اکسیژن گرفتم بعد گوشیم خاموش بود رفتم از تو اتاقی که داییم خواب بود شارژرمو بردارم پرید گفت چیههه چیشدههه هومن اگه اینطوری بیدارم کنی انرژی واسم نمیمونه که اگه حالت بد شد کمکت کنما☝🏻

این هیچوقت قطعیت نیست فقط یه سواله که اینبار هم ایا شیر خطرناکتره یا من…؟

کماکان از شیر خطرناک تری

بعد سی سالگی مریضیای خاص خودشم داره تصور کن خودمو همینجوریشم نمیشناسم بعد میام خونه چون خودمو نمیشناسم صورتمو با ده محصول مختلف میشورم پنج شش بار مسواک میزنم مسواکو تا لوزالمعده‌م میبرم بعد همینکه تصمیم میگیرم پیر نشم و رتینول میزنم به صورتم ضعف میکنم لرز میکنم قفسه سینه‌م بالا نمیاد باور کن دراز کشیدم رو زمین بمیرم فقط چون از گردنم خجالت کشیدم بلند شدم سرم زدم به خودم که تا این میره دووم بیارم

حالا منتظرم پلیسه بیاد کونم بذاره

سالخوردگیه فکر کنم

بعد اومدم خونه دستبندایی که داشتم میساختمو تو مشتم له کردم چرا اینکارارو میکنم اخه

زنگ زدم بهش که دعوا کنم اون از منم موجود ناشناخته تریه گفت بذار بشاشم بعد همین داشتم صدای شاششو گوش میکردم که خوابم برد☝🏻

اصلا دیگه خودمو ذره ای نمیشناسم

و از همه مهمتر گردنم کبوده.