Ati
Yopiq kanal
از یاد رفته ام جوری ک انگار وجود نداشتم ... ی دختر کلافه و سرگردون درحال دست و پا زدن برای هدفم ... فضای چنلم دارک اگه اذیت شدی لفت بده .. از هرچیزی که به مغزم فشار بیاره مینویسم اینو بدون اگ چنلو میخونی برام خیلی عزیزی ❤️🙃
Ko'proq ko'rsatish189
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
-1230 kun
Postlar arxiv
189
چقدررررررر این دوتا پست رو با تک تک سلول هام درک کردم
انگار خود خودم نوشتمش
اونجا که به خودم اومدم دیدم دارم با تک تک جملاتش اشک میریزم
نگران نباش ، نگران نباشیم روزای خوب میاد
ادامه بدیم فقط😊
189
Repost from study with Fiona 📚💚
این زیر چونه ام بود و داشتم متن رو مینوشتم!
الان دیدم اینجوری شده 😂
من عکس از گریه یا حال بد خیلی خیلی خیلی سعی میکنم کم بذارم. فکر کنم کلا یکبار سال قبل گذاشتم.
اما امشب نوشتم که هم بخ خودم بگم دختر دیگه راهی نداری، هم به شما یادآوری کنم که چشم به هم بزنی میرسی به نقطه ای که نه راه پَس داری نه راه پیش! مثل من
همین.
عذر میخوام از تک تکتون برای محتوای امشب 💚
189
Repost from study with Fiona 📚💚
امشب برای آخرین بار فهمیدم من حتی هویت و شخصیتم رو گُم کردم، میدونم این حرفم شاید برای خیلی هاتون احمقانه بنظر برسه.
اما میدونی وقتی یکی یه مسیری رو شروع میکنه. اول بار یسری چیزا داخل کوله پشتیش همراهش داره. مثل خودباوری، احساس شادی، مفید بودن، اعتماد بقیه، امید و ... . بعد که همینجور جلو میره، اگر مسیرش غلط باشه و به هدف نزدیک نشه. مجبوره هی از آذوقه و داشته هاش استفاده کنه. و منم دقیقا همین بودم. من خیلی چیزا داشتم، که تو این مسیر چون اشتباه کردم و از موفقیت دور شدم، مجبور شدم از کوله ام بردارم و بریزم دور.
من الان خیلی کمتر از اون فیونای ۱۷ ساله تو کوله پشتیم چیزی دارم، و تمام داشته های قبل از کنکوری شدنم رو از دست دادم.
توقع ندارم این پیامم رو درک کنید، شاید تو کل این جمعیت ۲_۳ نفر حرف منو درک کنند، مگه چند تا ۲۷ ساله داریم که تجربه پشت کنکور، دانشگاهی دوست ندارند، مردودی و اینجور چیزارو داشته؟! اما بدونید پشت این پیام آدمیه که قلبش داره میترکه از درد، مغزش اینقدر خسته است که حتی به افکار خودکشی تونسته فکر کنه.
اما به خودش گفته که دختر اینقدر جلو نیومدی که لحظه آخر جا بزنی. میخواد ادامه بده، میخواد آخرین تلاششو بکنه که تو مسیر غلط باقی نمونه. هیچی تو کوله پشتیم ندارم، هیچی، من از همتون ندار ترم، و با دست خالی دوییدن رو انتخاب کردم که شاید لحظه آخر تونستم برسم و جبران بشه همه این کوله پشتی ای که ذره ذره اش خرج شد، چندین برابر برگرده بهش!
میدونی اولین چیزایی که از دست دادم چی بود؟! عزت نفس و اعتماد به نفسم رو :)
این فقط دوتاشه، اینقدر زیاده که نمیخوام لیست کنم، چون حتی خودم توان دیدنشون رو ندارم.
تاحالا شده از خودت خجالت بکشی؟! من از خودم، از تولدم، از وجودم روی این دنیا خجالت میکشم. میفهمید؟! شرمنده این زندگی ای هستم که من جزئی ازونم.
اینبار یا جبران میشه، یا تموم میشه!
گزینه سومی ندارم.
۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت ۱۰:۱۰ شب 💚
189
من حساب کردم اگه از این ساعت تا نیم ساعت قبل امتحان عربی
من مدام شیمی عربی دینی بخونم شاااید تموم شن
ببینید شب امتحان نگذاشتم حتی
خدایا واقعا کمک نهایی ها کن پلیززز
189
غروبا که میشه
دلم میگیره
هزارتا فکر و خیال میاد تو ذهنم
یک ماهی هست پناه میبرم به این دعا
تا بتونم برا لحظه ای آرامش بگیرم
خدا میدونه چه آشوبی تو دلمه
خدایا اخر این راه رو ختم بخیر کن
میدونی خودت دیگه 😊❤️
189
Repost from Mohi's diary
چقدر قشنگه وحس خوب میده یاد حیاط خونه مامانم اینا افتادم ازهمین گل ها داریم.
189
به بعضی از پیام هایی که بهم میدن حس خوبی ندارم ، حس میکنم برای اون آدما ی آدم بدبخت بیچاره ام
که مدام اخی ، فداسرت حالا نشدم نشد
هزارتا از این کوفتیا میگن
یا مثلاً تو تایمایی که نتایج میاد
یا شب کنکور پیام میدن
تا الان سعی کردم جدی نگیرم
اما میخوام جدی به تک تک حس های بدی که بهم وارد میشه توجهکنم
و حذفشون کنم 🫠
189
ی پیام بازرگانی
از ۶ سالگی من دچار اضافه وزن بودم
دنبال رژیم و ورزش و هزاررررتا راه هیچ وقت هم لاغر نشدم هر چقدر که بدتر میشدم
یادمه همیشه بهم میگفتن نمیخوای لاغر کنی
سکوت میکردم ، تو تنهایی به بابام میگفتم ی روزی انقد لاغر میشم که دکتر بهم بگه سو تغذیه گرفته 😐😂
امروز همون روز بود وقتی انقد بی جون
کمر درد بودم دکتر گفت دو سه کیلو اضافه کنی مشکل کمر دردت حل میشه
یهو از اون عدد وحشتناک وزنی رسیدم به این روزا ، خواستم بگم هرچی تو ذهنت بگذره بالاخره اتفاق میوفته 😅❤️
189
Repost from Shiva.Study
وضعیت جامعه جوری شده که اگه بار پیش بردن زندگیت رو دوش خودته و با درس و کار پاره وقت و اضافه کاری سعی میکنی خواسته هاتو تبدیل کنی به داشته هات و نه با رابطه های منفعتی و پسرای مردم، دمت گرم، خیلیا مثل تو نیستن❤
189
تو این اتاق سه در چهار سالهاست
صدای هق هق گریه ها پلی شده
شبا تاصبحی که جز بالش زیر سرم کسی
اشکامو حس نکرد ، جز خرس تو اتاقم کسی
لحظه هایی که خودمو میزدم از شدت دردهایی که بهم وارد میشد از شدت حال بد شاهد نبوده ، آیینه روی دیوار جز چهره اشکی من
صورت دیگه ای از من ندیده
خیلی ساعتها تک تک صفحات کتاب ها
زیر آب شدن از اشکام
کسی ندید کسی حس نکرد جز دیوارای اتاقم
و وسیله هام چه روزایی رو دارم میگذرونم
همیشه برام زندگی روی تلخ داشته ولی
مثل همیشه میخوام بگم خدایا شکرت
این نیز بگذرد ، امیدوارم ظرفیتم بالاتر بره
تحملم بیشتر بشه بتونم غم سنگین این روزا رو هم پشت سر بگذارم
189
به مناسبت روز دختر ی سری آدما دارن برام هدیه میارن ، که باورش برام سخته
غریبه غریبه :))
اصلا من توقع نداشتم :)
