کوچندهٔ اجباری
Kanalga Telegram’da o‘tish
کوچندهی اجباری از اینستاگرام به تلگرام! آدرس محل سکونت در اینستاگرام: https://instagram.com/zed_bml?igshid=YmMyMTA2M . ناشناس https://t.me/HarfinoBot?start=ee262e8d7f16f1b شناس @zed_bml
Ko'proq ko'rsatish203
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
فارغ از همهی این هیاهوها که نمیذاره دو خط درس بخونیم وسط امتحانا 🥴🥲😑
من این دو دستگی جبهه انقلاب رو فرصت رشد برای جامعه میدونم
سابق بر این، تکلیف مشخص بود همیشه و روشن
اما الان....
حالا هرکس بشینه ببینه چه رشدی از این ماجرا میتونه برای خودش برداره
از تحمل و صبر و سعهی صدر داشتن با کسانی که هم رأی با ما نیستن اما هم عقیده هستن تا چیزایی دیگه
که مهمترین این رشدها از نظر من، جدا شدن از تقلیدی رأی دادنه!
مشورت گرفتن و نگاه کردن به دست بزرگترها اکی خوب
اما تا کی رونویسی از روی دست بقیه؟ خودمون قرار نیست فکر کنیم؟ نود درصد دعواهایی که از دیشب در گروه ها شاهدش هستیم بخاطر اینه که میگیم فلان آدم مطرح، عیبه چون از بهمانی حمایت کرده و بعد دعوا از طرف طرفدارای آقای فلانی
یا برعکس
یا حتی
تو تحلیل ارائه دادن هامون از نامزد مورد نظرمون، خط اول و دوم از خودمون و فکر خودمون میگیم و از خط سوم میگیم چون فلانی حمایت کرده چون فلانی دلیل آورده چون فلانی تحلیل کرده اینجوری و....
خب پس خودمون کی قراره رشد کنیم آخه؟
کی فکر کنیم؟
این دودستگی رو رشد بدونیم برای خودمون
و انشاءالله خدا بهترین رو به دلمون بندازه
ممنون که نمی پرسید به کی رأی میدم😬
گوشیمو با اسید بشورم این دعواهای تو گروه ها و بمباران تحلیلها و... پاک و فراموش میشه؟😵💫😑
Repost from کوچندهٔ اجباری
صلوات خاصهی امام موسی کاظم علیهالسلام
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَى الْأَمِينِ الْمُؤْتَمَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْبَرِّ الْوَفِيِّ، الطَّاهِرِ الزَّكِيِّ، النُّورِ الْمُبِينِ ، الْمُجْتَهِدِ الْمُحْتَسِبِ الصَّابِرِ عَلَى الْأَذىٰ فِيكَ . اللّٰهُمَّ وَكَما بَلَّغَ عَنْ آبائِهِ مَا اسْتُودِعَ مِنْ أَمْرِكَ وَنَهْيِكَ، وَحَمَلَ عَلَى الْمَحَجَّةِ، وَكابَدَ أَهْلَ الْعِزَّةِ وَالشِّدَّةِ فِيما كانَ يَلْقىٰ مِنْ جُهَّالِ قَوْمِهِ، رَبِّ فَصَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ وَأَكْمَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ أَحَدٍ مِمَّنْ أَطاعَكَ وَنَصَحَ لِعِبادِكَ إِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ.
به شکرانهی اینکه بعد سه روز میگرنم بالاخره قطع شده چی کار کنم حالا؟ 🫠😂🥲😑
خواب شبت رو کم نکن
خواب شبت رو کم نکن
خواب شبت رو کم نکن
یه جورییییی هممممهههههی دوره های آموزشی و وبینار و کلاس و کارگاه و اشتراک و.... شامل تخفیف شدن
که خدا کمک کنه خودش 🥴🥲
همش دارم به صف چیزایی که تو نوبت گوش دادن و جزوه نویسی و.... هستن نگاه میکنم بلکه بتونم جلوی خودمو بگیرم 🫠
آن شب در ترمینال نیس وقتی توانستم درست و حسابی به گم شدن وسایلم فکر کنم ، طبق معمول بدترین احتمال ممکن را تصور کردم: «شاید هم وسایلت رو پیدا نکنی. کسی تا حالا بدون کوله پشتی نمرده. به هر حال سفر این چیزا رو هم داره.» ناگهان برای لحظهای کوتاه، خیلی کوتاه، خیالم راحت شد. علاقه ام به کوله پشتی به وابستگی تبدیل شده بود و از دست دادنش سبک ترم کرده بود. خدای خداحافظی،ها روی نیمکت ترمینال نیس ، در یک لحظه بال گشود و من را در آغوش گرفت. به محض این که با وسایلم خداحافظی کردم راحت شدم. دیگر گریهام نمی آمد و نگران و خشمگین نبودم.
📚و کسی نمیداند در کدام زمین میمیرد
#برش_های_محبوب
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَکْرَمَنَا بِهَذَا الْیَوْمِ وَ جَعَلَنَا مِنَ الْمُوفِینَ بِعَهْدِهِ إِلَیْنَا وَ مِیثَاقِهِ الَّذِی وَاثَقَنَا بِهِ مِنْ وِلاَیَةِ وُلاَةِ أَمْرِهِ وَ الْقُوَّامِ بِقِسْطِهِ وَ لَمْ یَجْعَلْنَا مِنَ الْجَاحِدِینَ وَ الْمُکَذِّبِینَ بِیَوْمِ الدِّینِ
Repost from N/a
ای بابا دکتر غلامی یهجوری درباره انتخابات و کاندیداها صحبت میکنن آدم دیگه شرمش میاد از کسی انتقاد کنه و بد بگه.🚶🏻♀️
خدایا عاقبت ما رو بخیر کن. نکنه بیفتیم تو دام این بازیها و بهخاطر یه حرف ناروا آخرتمونو واسه دنیای یکی دیگه به باد بدیم.
Repost from مصارع العشاق ☫
{ الْحَمْدُ لِله الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ }
پاشین پاشین اون لباس نو که هنوز نشده جایی بپوشین و کلا لباس پلوخوریاتونو امشب بذارین دم دست
به انضمام اون عطر مخصوص مهمونیا و دیگر ملزومات خوشگلاسیون
برای فردا
که امام رضا جانمون فرمودن:
روز غدیر، روز آراستن و زینت است. پس هر کس برای روز غدیر زینت کند، خداوند هر خطای کوچک و بزرگ او را میآمرزد و فرشتگانی را به سوی او میفرستد، آنان نیکیهای او را مینگارند و مراتبش را تا عید غدیر سال آینده بالا میبرند. اگر او جان دهد، شهید مرده است و اگر زیست کند، خوشبخت زیسته است.
💅🏻💄👗👚👠🎉
من عشق را در مقام عاشق میخواستم نه معشوق . اما گویی از زنها انتظار نمیرود عاشق باشند. به شکل سنتی مقام معشوق به زنها زورچپان شده، چرا که عاشق دست به عمل میزند و قدرتی گاه سوزنده در خود دارد. من میخواستم تجربهی غالب بشر را انکار کنم. میخواستم برای راندن ماشین زندگیام، چرخ را از اول اختراع کنم . به لاری گفته بودم میدانم که عشق رنج است اما نمیدانستم. به خیالِ خام خودم فکر میکردم عشق سالک رویین تن است. نمی دانستم که عشق به گذراندن نور خورشید از ذره بین میماند؛ آن حجم گرما و نور اگر از روزنه ای به باریکی روان آدمی بگذرد حتماً چیزی را میسوزاند. نمیدانستم که محال است رنج عشق را پیشاپیش دید یا حس کرد چون رنج وسط عشق است در مرکزش. فقط وقتی وارد عشق شدم، فهمیدم رنجی که همه از آن میگویند، همان عطش یکی شدن و جبر جدایی است که در ذات عشق نهفته و هیچ گریزی از آن نیست. اما وسوسه ی قمار عشق -آن نشئگی خوشایند از توهم یکی شدن - همیشه فریبمان میدهد تا یک دست دیگر هم بازی کنیم. یونانیها برای همین عشق مادرانهی زینیا، فیلیا و آگاپه را از اروس - عشق زمینی دلدادگان - جدا میکردند. عشق اروس وار شیرین تر است و احتمالاً درست به همین دلیل زود تمام میشود.
📚و کسی نمیداند در کدام زمین میمیرد
#برش_های_محبوب
نیازمندیها:
دیدن ساختمان پزشکان و بلند بلند خندیدن ترجیحا با یه همراه!
مخصوصا سه قسمت تولد نازنین 😂🫠😬
