uz
Feedback
ℭ𝔩𝔬𝔲𝔡

ℭ𝔩𝔬𝔲𝔡

Kanalga Telegram’da o‘tish

به خونه‌ی مامانبزرگ خوش اومدی☁️ • @clloudibot

Ko'proq ko'rsatish
1 094
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+77 kunlar
-3830 kunlar
Postlar arxiv
یعنی کارِ مأمور هایِ ساواکی نمیتونه باشه؟

ولی میدونی،ساواکی چرا باید بگیره روی یه ساواکی دیگه یا به صورتی همکارش در صورتی که نه جمشید و تیمسار دیگه باهاش کاری دارن،نه کسی باهاش مشکل داره اونجا

آقا یه چیزی من این قسمت و کامل ندیدما تیکه‌هاش و تو چنل بقیه دیدم اول کامل اسپویلش کنید😔

جمشید کلا بدبخته

چقد جمشید گناه داره. دلم براش میسوزه. چرا کارگر ها این جوری میکنن؟

حالا این‌همه سعید بهش کمک کرد آخرشم بر ضرر خودش شد،الان امیر چشه؟؟

من حس کردم کسایی که آتیش و انداختن، همونایی بودن که کتکش زدن
من حس کردم کسایی که آتیش و انداختن، همونایی بودن که کتکش زدن

سعید اول شروع نکرد،اصلا سعید کارش با امید بود ولی خب امیرم باید یه کاری میکرد و اون دخالت کرد که این اتفاقات افتاد،ببخشید من بودم آدم فرستادم کتکش بزنن؟(امیدو میگم)

بی‌اجازه رفت تو دانشگاه وقتی می‌خواستن دانشجوها رو بگیرن با چشم باز بازجویی کرد از طرف سعید نامه زد باعث شد سعید بره تو بایگانی

امیر انقدر از سعید سواستفاده کرد که صبر سعید لبریز شد

اخه سعید اول شروع کرد

هما خانوم و یادم رفت

امیر اگه من یه رفیق مثل سعید داشتم میذاشتمش رو سرم بعد تو یه کاری کردی برعلیهت بشه

اگه یه روز دیدید از تاسیان ادیت زدم دوتا دلیل بیشتر نداره یا ویو یا سعید و جمشید

من اصلا مخالف این نیستم که زن پیشنهاد جدی شدن رابطه رو بده «خواستگاری خیلی نه نمیدونم» ولی این در صورتیه که تو داری می‌بینی مرد داره چند قدم میاد به سمتت و با تردید قدم‌هاش و برنمی‌داره و بعد تو چنین قدم مهمی رو برداری!

اه مریم چندشم شد بس کن-

درباره‌ی تاسیان: چرا انقدر زن‌ها «به جز حوری و کمی هما» عزت نفس ندارن؟

همیشه در پیوی من به روت بازه

بیام پشت سرش حرف بزنیم؟