01:44 ᴀ.ᴍ
Kanalga Telegram’da o‘tish
صداهاییکههیچگاهخاموشنمیشوند.. چرخهایپایانناپذیرازافکار.. وحرفهایِناگفتهایکهدرقلبِمنخاکسترشدند.. https://telegram.me/BChatBot?start=sc-89922-qFRPDG2
Ko'proq ko'rsatish419
Obunachilar
-1624 soatlar
-197 kun
-2230 kun
Postlar arxiv
419
رفتم این زیر سیگاریو گرفتم ازش به عنوان جای انگشترام استفاده کنم
خار خلاقیتم تو چشاتون😂😂🥹
419
زمانی که هیچکس و هیچ چیز برام اهمیتی نداشت و قلبم خالی از سکونت بود..زمانی که انتظارشو نداشتم.. اومدی و توی سیاهچالهی وجودم نشستی..
تو جهنمی که زندانی شدم اومدی و فرشتهام شدی
این قلبِ خاردارِ منو به آغوشِ خودت کشیدی
مگه میتونم نپرستمت شیرینکِ شب هایِ من؟
دلم میخواد توی قلبت یه کلبه چوبی بسازم و دونه دونه ستاره های اسمونو بچینم و بزارم وسط قلبت؛
و من چقدر خوشحالم که تو میون میلیاردها انسان سهم قلب من شدی.
خندهات که روحمو نوازش میکنه، گریههات که ذره ذره وجودمو میسوزونه، موهای صاف و بورت که به طرز رویاییای توسط باد به هم میریزه و هربار دلمنو با خودش میبره، دستات که نقطه امن و ارامشمه ، طرز نگاهت به من با اون چشای مشکیت که پر از ستارههای اسمونیه، چال لپت که کلی قشنگی توی خودش چال کرده.. بازم بگم از قشنگیات؟
