uz
Feedback
:)

:)

Kanalga Telegram’da o‘tish

Nothing...

Ko'proq ko'rsatish
213
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
+730 kunlar
Postlar arxiv
:)
213
میبینم متصلین زیاد شدن ایول مراقب سلامتیتون باشین لطفاً

:)
213
آقا به عنوان 4 نفری که وصلید حداقل یه ری اکشن بزنید خب

:)
213
پرام آخرین پیامم همین بوده 😂

:)
213
زنده این بچه ها؟ من هستم تو تل کاری ازم بر میومد بگین

:)
213
تیک تاک

:)
213
@imSinaCode هر کاری از دستم بر بیاد بهم بگید ❤️

:)
213
Repost from N/a
برای پیاده‌روی امشب: 1ـ حتما دو دست لباس داشته باشید. ممکنه هوا تغییر کنه‌. 2ـ برای برودت هوا دستکش در صورت لزوم داشته باشید. 3ـ حتماً ماسک داشته باشید تا بینی و دهنتون یخ نکنه. 4ـ در صورت لزوم گوشی نیارید اگه میارید خاموشش کنید( حالت پرواز نزارید فقط خاموش). 5ـ کنار هم باشید نه عقب‌تر نه جلوتر از بقیه، همه شونه به شونه همدیگه باشید اخه پیاده‌روی وفاقه. 6ـ دائم راه برید تا گرم بشین، واینسین. 7ـ از چهره‌ها فیلم نگیرید و در صورت مشاهده این موضوع با ملایمت بگید پاک کنه اگه نکرد گوشی رو منحل کنید و به بقیه اطلاع بدین. 8ـ از کارهای هیجان‌انگیز و انفرادی خودداری کنید. 9ـ شاید باد ببرتتون، پس سنگ بذارید توی جیب‌هاتون. به امید پیاده‌روی با گذشت از خط پیروزی🫶🏻

:)
213
مراقب خودتون باشین بچه ها زنده بمو ن نید نیم
در جنگ شرف بی طرف بی شرفه...

:)
213
اجتنابی بودن رو با خودشیفته بودن در نظر نگیرید. خودشیفته بودن اکتسابی ولی اجتنابی بودن نه . و رابطه داشتن با فرد اجتنابی به شدت آسیب زا هست تا وقتی درمان نشه. اینجوری ام هستند که وقتی کات میکنن بعدا تازه ناراحت میشن یا پشیمون که نباید کات می‌کردند برعکس اضطرابی ها که اون درد جدایی ، فقط روزای اول و بعد کنار میان. ساده میشه اضطرابی ها اول ناراحت میشن اجتنابی ها بعدا

:)
213
اینو خیلی وقت پیش خواستم بذارم الان میگمش چون‌ آموزشیه مهمه. ما 3 نوع دلبستگی داریم ( ایمن ، اجتنابی ، اضطرابی) ۵۰ درصد افراد
اینو خیلی وقت پیش خواستم بذارم الان میگمش چون‌ آموزشیه مهمه. ما 3 نوع دلبستگی داریم ( ایمن ، اجتنابی ، اضطرابی) ۵۰ درصد افراد ایمنن ۲۰ درصد اضطرابی ۲۵ درصد هم اجتنابی مابقی هم که درصد کمی هستند اضطرابی اجتنابی ان. ببینید اضطرابی اینجوریه که همش نگران اون رابطه اس ، طرف ۵ ساعت آنلاین نمیشه فکر می‌کنه طرف دوستش نداره یا اتفاقی افتاده براش و با کوچیک ترین برخورد از طرف مقابل سناریو هایی در ذهن تداعی می‌کنه که نکنه رابطه در حال خراب شدنه. اجتنابی اینجوری که برعکس اضطرابی از صمیمیت در رابطه فراری ، و فکر می‌کنه اون رابطه استقلالشو قرار بگیره ازش و نمیتونه احساسات رو بیان کنه می‌خواد خودش همه چی رو حل کنه و اجتناب می‌کنه از نزدیک شدن بیش از حد. ایمن که که معلومه یک رفتار سالم و درستی داره به اندازه صمیمی میشه الکی نگران نمیشه و رفتارش بجاست اما نکته خیلی مهمه افراد ایمن با ایمن مینونن رابطه خوبی داشته باشند افراد اضطرابی با اضطرابی باز میتونن رابطه خوبی داشته باشند ( نه اندازه ایمن) افراد اجتنابی ، اضطرابی اصلأ نمیتونن رابطه خوبی داشته باشند. اجتنابی ها با هیچ دسته ای نمیتونن رابطه خوبی داشته باشند. بقیش👇🏼

:)
213

:)
213
photo content

:)
213
photo content

:)
213
این روزا واقعا بهم ریخته ام می‌دونم حال هممون مثل حال ایران خوب نیست ولی همیشه جراحی ها درد داشتن...

:)
213
‏قشنگ‌ترین قسمت زندگی همونجایی بود که قسمت ما نبود! @Dialogiist ✍️

:)
213
هر که را می‌بینی عادت به لقمه حرام کرده ، معلوم نیست ایران را کی باید حفظ کند سالم ترین و شایسته ترین فرد در ۲۰۰ ساله اخیر این کشور ❤️

:)
213
او هر بار که یک پله بالاتر می‌رفت، انگار یک دست نامرئی یقه‌اش را می‌گرفت و می‌کشید عقب. نه کسی جلویش را می‌گرفت، نه مانعی بود؛ فقط همان حس قدیمی. حسی شبیه وقتی که بچگی، وسط حرف زدن ناگهان ساکت می‌شد، چون می‌فهمید «زیادی دیده می‌شود». در محل کار، از مردهایی که صدایشان محکم بود، ناخودآگاه فاصله می‌گرفت. نه چون بد بودند؛ چون بدنش آن‌ها را با کسی اشتباه می‌گرفت که سال‌ها پیش یادش داده بود:قدرت یعنی خطر، دیده‌شدن یعنی تحقیر، جلو رفتن یعنی خرد شدن.... پدرش؟ همه می‌گفتند مرد خوبی بوده. اما در حافظه او، پدر بیشتر «حس» بود تا تصویر؛ فشاری روی سینه، نگاهی که هیچ‌وقت کامل رضایت نداشت، سکوتی که از فریاد بدتر بود. او یاد گرفته بود زنده بماند، نه بدرخشد. یاد گرفته بود خوب باشد، ولی نه آن‌قدر که تهدیدکننده شود. موفق باشد، ولی نه آن‌قدر که کسی بالا سرش بایستد و بپرسد: «حالا فکر کردی کی هستی؟» هر بار که شانس ارتقا می‌آمد، خودش عقب می‌کشید؛ مثل کودکی که قبل از تنبیه، خودش را تنبیه می‌کند تا درد قابل‌تحمل‌تر شود. تا یک روز که فهمید این صدای بازدارنده، صدای امروز نیست. صدای پدری‌ست که سال‌هاست حضور فیزیکی ندارد، اما هنوز درونش نشسته و تصمیم می‌گیرد کِی جلو برود و کِی کوچک بماند. آن‌جا بود که برای اولین بار به جای فرار، مکث کرد و با خودش گفت: «شاید من از مردها نمی‌ترسم… شاید هنوز دارم از یک پدرِ ناتمام اجازه می‌گیرم.» این داستان یکی از شما بود که پدر غایب و دختران رو داره میخونه. اگر شما هم در این مورد روایتی دارید برامون تعریف کنید تا به هم در خوب شدن زخم کمک کنیم. روایت‌هاتون رو در دایرکت اینستاگرام بفرستید.

:)
213
Repost from N/a
واژه فوق العاده‌ای كشف كردم... دقيقا زيادى، فكر نمى‌كنم دیگران از این واژه براى توصيف خودشان استفاده کنند، مردم خشمگین، مهربان، عاقل، احمق، آرام و یا ناآرام‌اند اما زیادی... نه. قطعا بدون همه‌ی اين مردم نيز، دنيا شادمانه به گردش‌اش ادامه مى دهد... اما بدون شک زيادى بودن نقطه‌‌ی برجسته‌ى شخصيت و وجه تمايزشان نيست و زمانى كه درباره‌ی آن‌ها صحبت مى‌كنى، اولين واژه‌ای كه بر زبانت جارى مى‌شود، واژه «زیادی» نيست، اما درباره‌ی من هیچ چیز نمى‌توان گفت، جز زیادی. بله انسان زیادی، همين و بس.
یادداشت‌های یک‌ مرد زیادی ایوان تورگنیف

:)
213
اين همه سال منتظر بودیم روزای خوب بیاد! نگو داشتن میرفتن.... @Dialogiist ✍️