uz
Feedback
سپیـدار

سپیـدار

Kanalga Telegram’da o‘tish

-نویسنده‌ و شیفته‌ی کتاب‌ها- سپیده پورحنیفه‌ی جامعه، سین‌پ‌ی قصه‌ها و سپیدارِ شما هستم. ارتباط با من: @Sepidaran_bot اینستاگرام: https://instagram.com/sepidpourhanifeh

Ko'proq ko'rsatish
295
Obunachilar
-124 soatlar
+27 kun
+830 kun
Postlar arxiv
این‌که پسورد پیج عالم و آدم رو دارم(از من به عنوان امنیت پیج استفاده می‌کنن) و بابت حضورم هیچ احساس نگرانی نمی‌کنن، حس جالبی بهم می‌ده، این‌که قابل اعتماد هستم برای اطرافیان(اونم تا این حد) رو دوست دارم.

سری چیزهای رندومی که دلم می‌خواد، پارت هزار و صد: کارگاه نجاری شخصی که علاوه بر تبدیل ضایعات به وسیله های کاربردی، اونجا مجسمه هم بسازم، نقاشی هم بکنم و خلاصه هرچیزی دلم می‌خواد رو خلق کنم.

دقیقا همین لحظه‌ها بود و این سکانس هربار خسته می‌شم میاد جلوی چشمم.

دلم می‌خواد برم سفر، یه سفر شبیه لحظه‌‌‌ای که تو فروردین ۱۴۰۱ تجربه کردم. هنوز وقتی خسته می‌شم به اون لحظه فکر می‌کنم، حس می‌کنم عمیق‌ترین نفس زندگیم رو همون لحظه کشیدم. طبیعت سبز کمرنگ بود و همه چیز رنگ و روی تازه داشت، بارون می‌زد و وای، خیلی لحظه‌ی قشنگی بود.

ولی من اصلا دلم نمی‌خواد فروردین تموم بشه💔

دلم هایلایتر‌هایی با رنگ پاستلی و نوت استیک‌های خوشرنگ و متفاوت می‌خواد.

و من لحظه‌هایی که یه هو به حرف میام و هیجان‌زده حرف‌های دلی می‌زنم رو خیلی دوست دارم.

چه طور در کنار این‌که هوای روحم و روانم، و سطح انرژیم رو داشته باشم، کارهام رو انجام بدم و روتین سازی کنم؟ از هرکاری که قصد انجامش رو دادید، چندین ورژن بسازید. یه ورژن برای روزهایی که سطح انرژی خیلی خیلی بالایی دارید، یه ورژن برای روزهایی که دلتون نمی‌خواد از زیر پتو بیرون بیایید و... و اینطوری هر روز حداقل یک قدم برای خودتون برمی‌دارید. و بازهم به قول رعنا، همیشه پلن‌ بی‌ و سی و... داشته باشید که در صورت پیش اومدن شرایطی که تحت کنترل شما نبود، خودتون رو نبازید! اگه امروز تحت هیچ‌ شرایطی نتونستی کارهای مدنظرت رو انجام بدی، کتابت رو می‌خونی، فیلمت رو می‌بینی، با خانواده و دوستات معاشرت می‌کنی، جواب پیام‌های سین نشده رو می‌دی، گالری گوشیت رو مرتب یا حتی خمیربازی می‌کنی :) و‌... و درنهایت تمام این صحبت‌ها، خودتون رو دوست داشته باشید و هوای خودتون رو داشته باشید تو این دنیایی که زیبایی‌هاش داره ته می‌کشه✨

ولی من یاد گرفتم، اگه مدام کارهاتو عقب می‌ندازی، مدام شرمنده خودت می‌شی، مدام زیر قول و قرارهات با خودت می‌زنی و به قول رعنا، هربار یک پله عقب‌تر می‌ری از جایی که بودی، از اعتمادی که به خودت داشتی، راه‌حلش اینه به خودت فرصت دوباره بدی، بشینی با خودت خلوت کنی، مسیر زندگیت رو مرور کنی، به خودت یادآوری کنی چه لحظه‌هایی رو دووم آوردی، با خودت مشخص کنی ارزش و هدف زندگیت چیه، و کم کم، شرایط رو بهتر کنی، شاید کمی شعارگونه و تکراری به نظر برسه، ولی همه چیز با قدم‌های کوچیک شروع می‌شه، اگه سال‌هاست منتظر شروع کاری هستی، فقط پنج دقیقه انجامش بده و راضی باش به همون پنج دقیقه، و این پنج دقیقه رو حفظ کن تو زندگیت و کم کم بهش اضافه کن. حس رضایت درونی به این نیست که یک لیست بلند بالا برای خودت بنویسی و بدویی دنبال کارهایی که هیچ‌وقت قرار نیست انجامشون بدی، و حتی اگه انجامشون بدی هم باز راضی نباشی چون تو این دنیا میلیون‌‌ها کار هست که هنوز می‌شه انجام داد! ارزش انسانی ما به بهره‌وریمون نیست، ما ربات نیستیم! خودتون رو با توقع‌های عجیب و غریب آزار ندید، به خودتون فرصت بدید، همین‌که حاضر بشید به خودتون فرصت بدید و کارهای کوچیک کوچیک انجام بدید، همه چیز بهتر می‌شه! و همیشه روزهای اول سخت و عذاب‌آوره، مدام قراره از خودتون بپرسید اصلا چه لزومی داره این کار رو انجام بدم؟ طبق مطالعاتی که داشتم این راه فراریه برا ذهن شما :) پس فقط انجامش بدید.

این روزها خودم رو خیلی بیشتر دوست دارم، دیشب مدام توی آینه نگاه می‌کردم و لبخند می‌زدم به خودم، چرا؟ چون این روزها کمتر پشت سپیده رو خالی می‌کنم، این روزها بیشتر هوای هدف‌های سپیده رو دارم. و این حس که تا پنج صبح کار کردم تا لیستی که سپیده نوشته رو تیک بزنم، باعث شد افتخار کنم به خودم. خیلی وقت‌ بود که به خودم افتخار نمی‌کردم، خیلی وقت بود که پی فکرهای سپیده رو نگرفته بودم. و این حس رضایت، یک شبه و یک لحظه‌ای پیش نیومد، دوسه سال خستگی و ناامیدی، نارضایتی و ناکامی پشتش هست. و آیا این به این معنیه که سپیده موفق شد و تموم شد؟ نه! فقط و فقط نشون دهنده اینه من پای کار موندم.

یک عالمه فکر و ایده‌ی جدید برای کار‌هام دارم و هرلحظه ممکنه پروژه‌های درحال انجام رو رها کنم و برم سراغشون! اما مدام به خودم می‌گم فعلا جا نزن و ادامه بده، ادامه بده و اردیبهشت ماه رو بگذرون، و بعد برو سراغ هندونه‌های جدیدت...

حتی بین الهام گرفتن و تقلید هم تفاوت بسیار است.

به عنوان نکته‌ی آخر شبی اینم اضافه کنم که، بین تقلید و تشابه ایده‌‌ها فرق‌‌ بسیار است.

نویسنده داره درمورد لکنت زبان صحبت می‌کنه، این‌که گوش دادن به این اشخاص عذاب آوره! و اصلا این کلمات آزاردهنده‌ که هربار یک‌سر
نویسنده داره درمورد لکنت زبان صحبت می‌کنه، این‌که گوش دادن به این اشخاص عذاب آوره! و اصلا این کلمات آزاردهنده‌ که هربار یک‌سری از آدم‌ها رو معذب و ناراحت می‌کنن رو دوست ندارم.

بسیار مناسب برای کار و نوشتن✨️

صدایی که هر روز دم طلوع و غروب از درخت همسایمون میاد :")

اولین راه‌حل من برای مقابله با هرمشکلی:((یه چیز خنک بخور حالا...))

تا وقتی سالم و زنده بمونه، حالم خوبه خوبه :)
+1
تا وقتی سالم و زنده بمونه، حالم خوبه خوبه :)

کارهای عقب افتادم تموم شد و بالاخره می‌تونم روتین پوستیمو انجام بدم و بخوابم.

کاش دفعه‌ی آخر شکلات بیشتری آورده بودم... بطری آب و لیوان چای هم خالی شده...