uz
Feedback
سپیـدار

سپیـدار

Kanalga Telegram’da o‘tish

-نویسنده‌ و شیفته‌ی کتاب‌ها- سپیده پورحنیفه‌ی جامعه، سین‌پ‌ی قصه‌ها و سپیدارِ شما هستم. ارتباط با من: @Sepidaran_bot اینستاگرام: https://instagram.com/sepidpourhanifeh

Ko'proq ko'rsatish
295
Obunachilar
-124 soatlar
+27 kun
+830 kun
Postlar arxiv
فیلم/سریال مورد علاقتون چیه؟ http://t.me/HidenChat_Bot?start=1307909349

۹ قسمت دیدم و دلم نمی‌خواد ادامه بدم، چرا انقدر شخصیت‌ها تو مخن؟🙏 صد رحمت به آدم‌های دنیای واقعی😂
۹ قسمت دیدم و دلم نمی‌خواد ادامه بدم، چرا انقدر شخصیت‌ها تو مخن؟🙏 صد رحمت به آدم‌های دنیای واقعی😂

تا حالا انقدر دلم نخواسته بود شخصیت یه سریال رو خفه کنم. 🎞Normal people
تا حالا انقدر دلم نخواسته بود شخصیت یه سریال رو خفه کنم. 🎞Normal people

چرا نویسنده شدم؟ چون آدم‌های واقعی همیشه ناامیدم کردن.

وقتی نیازت دارم به دادم نمی‌رسی، وقتی احساسات خفم می‌کنن هوامو نداری، وقتی نمی‌تونم روت حساب کنم، دنبال چی می‌گردی تو زندگیم؟

روابطم این روزها، ناامیدم کردن.

وقتی به جزئیات مربوط به من، احساسات ریز و درشت من اهمیت نمی‌دی، پس دنبال چی‌ می‌گردی تو زندگیم؟

من تو روابطم آدم تلاش کنی هستم، تلاش می‌‌کنم برای فهمیدن، تلاش می‌کنم برای فهمیده شدن، و از این تلاش خسته هم نمی‌شم حقیقتا، چون تا وقتی تلاش می‌کنم، اون رابطه برام زندست، اون آدم برام مهمه. اما یه جایی با تلاش کردنم آدم‌هارو خسته می‌کنم. اون لحظه که رفتار اون آدم رو با میزان تلاشم مقایسه می‌کنم، با خودم می‌گم این جوابش نبود. و اونجا بی‌حس و حال، بی‌جون و خسته، زل می‌زنم به یه نقطه و آهنگ گوش می‌دم. آهنگ گوش می‌دم و به انتظار می‌شینم، انتظار یک رفتار مناسب، یک جمله‌ی دلگرم کننده که دوباره تلاش کنم، دوباره جون بگیرم اما معمولا این جمله‌‌ها و رفتار‌ها رو نمی‌بینم. اگه اون آدم رو خیلی دوست داشته باشم، خودم سعی می‌کنم جوری وانمود کنم که اون آدم فقط بلد نبوده چیکار کنه و خودم دوباره همه چیز رو درست می‌کنم. و انقدر این چرخه ادامه پیدا می‌کنه که بالاخره تو یه نقطه دست می‌کشم. دیگه تلاش نمی‌کنم، دیگه بحث نمی‌کنم، دیگه پیام‌های طولانی نمی‌نویسم‌. می‌شینم یه گوشه و نگاه می‌کنم. نگاه می‌کنم و به این فکر می‌کنم آدم‌ها ارزش تلاش کردن دارن؟

برای سال‌ها و روزهای زیادی می‌تونم گوش بدم این آهنگ رو.

بعدا؟ من بعدا دیگه ذوقی ندارم، بعدا دیگه ناراحتی ندارم، بعدا دیگه برام مهم نیست حرفات و دلیلات، بعدا دیگه برام فرقی نمی‌کنه، بعدا دیگه برام مهم نیست.

به شنیدن خبر خوب، آرامش خاطر، کار‌های مورد علاقه رو انجام دادن بدون دغدغه مالی که مجبور نشم دست بکشم از کارم، دور هم جمع شدن خانواده، دیدن دوست‌هام، بازی کردن، کتاب خوندن و غرق شدن، سریال دیدن و خوشحال بودن، گشت زدن تو کتاب‌فروشی‌ها و بستنی خوردن، احتیاج دارم.

کاش کودکی بودم که تو این جمعه‌ی گرم تابستونی، مشغول تاب‌سواریه.

داییم بیمارستان بستریه، از من به عنوان فرد کتابخون خواستن که براش کتاب ببرم، ترجیحا کتاب طنز. اونوقت لیست کتاب‌های من: قتل آقای راجر آکروید، غبرستان حیوانات خانگی، هفت مرگ اویلین هاردکسل، بیگانه و...

اینی که من می‌خورم حس می‌کنم دیگه قهوه نیست، چون خوشمزه‌ترین نوشیدنی جهانه.
اینی که من می‌خورم حس می‌کنم دیگه قهوه نیست، چون خوشمزه‌ترین نوشیدنی جهانه.

قبلا عاشق بخش ویس دادن تو جلسات نقد بودم و الان چندساعته نشستم نمی‌تونم ویس بگیرم. آیا فاقد حوصله‌ هستم؟

این کتاب ایرادات زیادی داره، ولی مفهومش زیباست. امید به زندگی و انسانیت پشت کلماتش هست. درسته پیام‌هاش یه جاهایی زیادی مستقیم می‌شن اما تو این شرایط حس امنیت بهم می‌ده.

یه کتاب برای نقد دستم هست که خیلی سنگینه و مشغله‌های این مدت و موانع ذهنیم، اجازه نمی‌داد برم سراغش و بخوام این بار رو از روی دوشم بردارم اما از دیشب که اتفاقات عجیب و غریبی افتاد، برای فرار از زندگی واقعی، چسبیدم به این کتاب.

درحال فرار از فکر کردن و احساس کردن هستم.

زندگی رسیدن به نقطه‌ی امن و رهایی نداره.

انگیزم برای کار کردن:
انگیزم برای کار کردن:

سپیـدار - Telegram kanali @imsinp statistikasi va tahlili