ᴍɪɴᴇ
Kanalga Telegram’da o‘tish
Mines is mine, yours is mine, this is mine, get in line @M1n30bot
Ko'proq ko'rsatish199
Obunachilar
-124 soatlar
-37 kunlar
+430 kunlar
Postlar arxiv
199
آدم بعضی وقتا ممکنه توجه خیلی هارو داشته باشه ولی همیشه احساس کمبود ونادیده گرفته شدن کنه چون توجه اون آدمی که باید داشته باشه رو نداره.
199
برچسب جنگطلبی را برداشتهاند و دیوانهوار به هر طرف میدوند که "تو جنگ را آوردی. تو جنگ را میخواستی. تو!" جنگ را آن دیوی آورد که در نهاد شما جا خوش کرد، سوی نگاه شما را ربود، و خِرَد شما را به زنجیر کشید. او که از بازی دادنِ شما لذت میبرد و خوشاقبالیاش را در این مورد، باور نمیکند. او که نیم قرن اژدها را به میدان خواند، که "بیا بجنگیم. من رقیب تو هستم." خب، اژدها آمد. مگر ارباب شما همین را نمیخواست؟ از عادتِ ضعیفکشی او دچار توهم شده بودید؟ اژدها همچون جوانی نیست که با دست خالی برای خواستهاش فریاد بزند و به راحتی شکار گلوله شود. اژدها میآید و میسوزاند. پوست اژدها از آهن سخت است. اژدها حیلهگر است و رحم ندارد، چنان که دیو بود. اژدها دیو را میدَرَد، و بد به سرنوشت آنها که اسیر دیو شدهاند. آتش اژدها همچون اسبی رمیده است. نگاه نمیکند. حساب نمیکند. میتازد و خاکستر میکند. امان از روزگار که سرنوشت ما را به شما گره زد!
199
Repost from N/a
هرشب به فکر اون دوشب.
یعنی چطور بهشون تیر زدن؟
حتما خیلی درد داشتن(:
اون بچه ۶ ماهه تو بغل مامانش اون جاسوس موساد بود؟
کسی تشنه و گشنه رفت؟
کسی سردش شده بود؟
اون آدم چجوری سه روز تحمل کرد؟
حتما خیلی ترسیده بودن(:
چجوری بین اون همه جنازه بچه هاشونو پیدا کردن؟
چجوری گذشت، چرا چطور تونستن؟
مگه اونا آدم نبودن؟ مگه بین اونا بچه نبود؟ چطور توی دوشب رود خون راه افتاد؟ یعنی خدا دیدشون(:؟
199
عزیزم ولی این نیمه نهایی جام جهانیه من که نمیتونم جلو اسپانیا از عمد بد بازی کنم چون کشور توعه:
