꾸꾸 !
Kanalga Telegram’da o‘tish
박성훈 — 𝟤𝟢𝟢𝟤 , 𝖿𝗋𝗈𝗆 𝗇𝖺𝗆𝗒𝖺𝗇𝗀𝗃𝗎. 🕊 ʿʿ𖤐 hoonized – eoleumdandan.carrd.co
Ko'proq ko'rsatish238
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
238
جي داشت براشون گوشت گریل میکرد و همه سرگرم خوردن بودن، یهو سونگهون برگشت به جي گفت “خودتم بیا بخور دیگه“ :(
238
جي داشت گوشتا رو گریل میکرد، سونگهون خیلي دقیق قسمتاي سوخته رو جدا میکرد ازشون. بعد دیگه اعصابش خورد شد و اینطوري بود که ”هر چي، بگیرید همینو بخورید“
238
سونگهون: ببینید کي توفو رو ریخته تو غذا!
سونو: تو بودي.. هر کي توفو میخره خودشم باید ببره بذاره تو یخچال. ولي ببین کي توفو رو گذاشته تو یخچال!
سونگهون: خودم میخواستم بذارم ولي... بیرون داشتم کار میکردم! ببخشید که ما رفته بودیم ماهیگیري که شما غذا براي خوردن داشته باشیدا
سونو: حالا خوبه که هیچي هم نگرفتید :))
238
جونگوون یدونه از این راکتاي برق برقي گرفته بود دستش، هر جا سونگهون اشاره میکرد میدوید مگسا رو میکشت 😭
جونگوون خیلي مراقبه که مگسا نیان سمت سونگهون
قسمت قبل براش اسپري ضدحشره آورده بود
238
این همون سونگهونیه که میخواست آشپزي کل سفر رو به عهده بگیره :)) توفوها رو ریخت بیرون، بعد خودش با خنده برگشت گفت “گند زدم“ نیني :*
