uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

تـی تـی

تـی تـی

Kanalga Telegram’da o‘tish

شبی از میان این همه درد امید می روید 🌱 Instagram : https://instagram.com/giilask?igshid=NTc4MTIwNjQ2YQ==

Ko'proq ko'rsatish
961
Obunachilar
-224 soatlar
+27 kun
-1330 kun
Postlar arxiv
گفت عشق پاک نمیشه ، اگه پاک شده بدون عاشق نبودی فقط گوه میخوردی.

نیازمند پنجره‌ای به خارج از زندگی انسانی هستم که گاهی سرمو از اون بیرون ببرم و کمی نفس بکشم.

زمان می‌بره تا این خونه‌، خونه بشه.

ما دخترا حتی غير ضرورى ترين تلاشارو هم برای پسری که دوسش داریم میکنیم، از هیچ فرصتی برای نشون دادن عشقمون دریغ نمیکنیم، حتی از آبرو و اعتبارِ اسممون براى عشقمون ميزنيم، خيلى از دخترا حتی جلوى خانوادشون وايميستن حتی حاضرن قيد همرو بزنن و فقط همون يه نفرو داشته باشن. ولى اگه نوبت تلاش كردن و ثابت كردن همون پسر بشه هیچوقت حاضر به انجام اون كارها نميشه و قدم از قدم براى عشق برنميداره. همه‌ی قول و قراراشو يادش ميره چون نميخواد خودشو تو سختی و دردسر بندازه فقط بخاطر يه دختر. اى موجودات بى‌مصرف نا اميد كننده.

از وقتى جعبه شيرينى رو با نخ نبستن و چسب زدن زندگى يه‌جور ديگه شد

غیر گریه مگه کاری میشه کرد؟

شما از سمت اون آدمی زخم میخوری که بهش گفته بودی چه چیزایی خیلی اذیتت می‌کنه

یهو به خودت میای و می‌بینی علی‌رغم میل باطنی‌ت با کسایی احساس غریبگی می‌کنی که یه روز بهترین خاطرات رو کنارشون ساختی.

همین تورا بس ک من دیگر تو را انطور که میدیدم نمیبینم

Ashvan - Ghasedak.mp39.20 MB

Repost from BEE"
اشوان همچین بی‌راهم نمیگه ها بگو چرا چیشد یه شب؟

میدونی قلبم گرفته حس‌میکنم یکی دو‌دستی قلبمو‌گرفته داره فشار میده

حس میکنم افتادم پشت کِشو، هم نمیذارم کِشو بسته شه، هم خودم دارم له میشم.

هنوز که هنوزه نفهمیدم تو از کدوم دوست داشتن حرف میزدی و اونجوری منو ناراحت کردی

تلافیش بمونه واسه شبی که فهمیدی هیچکس مثل من دوست نداشت

نمی‌دونم، شاید نباید خیلی امیدوار می‌شدم، نباید به احتمال‌ها دل می‌بستم، نباید نشونه‌ها رو نادیده می‌گرفتم، نباید توی ذهنم ازش یه چیز قطعی می‌ساختم.

بالاخره پذیرفتم. دیگر نمی‌توانیم با هم باشیم. ممنونم برای تمام چیزهایی که به من دادی. برای اینکه به من نشان دادی عشق چه حسی دارد و همین‌طور درد چه طعمی دارد. امیدوارم فاصله گرفتنم برای تو آرامش بیاورد. امیدوارم آزادی‌ و‌احترام ای را که دنبالش هستی پیدا کنی. داستان ما در همین‌جا برای من به پایان می‌رسد. نبودنت بیش از حضورت مرا آزار می‌دهد. اما از این درد عبور خواهم کرد. یاد می‌گیرم با رفتاری که از خودت به جا گذاشتی زندگی کنم…

«دوست‌داشتن چیز عجیبیه! چطوری ممکنه چیزی با این شکوه و زیبایی، باعث این مقدار درد و رنج بشه؟»

سوگ هیچوقت تموم نمیشه، همیشه باهات هست و نمیتونی از دردش بگذری… فقط یادمیگیری چطوری باهاش زندگی کنی