𝙄𝙉𝙉𝙊𝘾𝙀𝙉𝙏
Kanalga Telegram’da o‘tish
499
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-247 kunlar
-6330 kunlar
Postlar arxiv
499
من خیلی وقته تو مودِ نمیخوام، نمیرم، نمیگم، مهم نیست، حسش نیست، کی اهمیت میده، ساعتها نگاه کردن به سقف، حوصله ندارم، انرژی ندارم، خستم، روح و روانم درد میکنه، و به درک هستم.
499
کاش منم میتونستم مثلِ همه بگم همراهِ اشکام از چشم افتادی..
ولی نمیشه؛ توعه لعنتی هیچوقت از چشم نیوفتادی!
499
من دلم تنگ است نه برایِ رفتنت
دلم غمگین است نه برایِ نماندنت
من در اندوهِ اعتمادی به عزا نشستهام
که به هیچ کسی نمیباختم اما
به تو ساده بخشیدم
من اعتمادم را،باورم را،تمامِ مهربانیام را از دست دادم.
499
بعد یه سری اتفاقا به جایی میرسی که دیگه نه کسی رو دوست خودت میدونی، و نه کسی رو دشمنت! همه غریبههایی هستند که خاطرههای خوب یا بد برات میسازن و میرن.
499
خونه بودم بهم زنگ زد و گفت دیدی چه بارونی میاد؟ تعجب کردم و رفتم لب پنجره اتاقم وقتی پنجره رو باز کردم دیدم اون پایین داره نگام میکنه... انگار دنیا رو دادن بهم و قهقه زدم... عادت شده بود براش و هر وقت میگفت بارونه میرفتم دم پنجره! میخوام بگم کاش بارون بیاد دوباره، خیلی وقت همه جا خشکه..!(:
