“𝒔𝒎𝒂𝒍𝒍 𝒉𝒐𝒏𝒆𝒚 𝒃𝒆𝒆𝒉𝒊𝒗𝒆”
Yopiq kanal
180
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
امشب آسمون عجیب تر از هرشبِ دیگه ای هستش،تو سوار هواپیمایی و من از این پایین بهت نگاه میکنم.
-م
من فقط میخوام اعتماد کنم.
مثل اون روزی که چهار سالم بود ، ساعتای هفت و هشت شب توی ماشین با خواهر دو سالم تنها بودم و منتظر بابام بودم که بیاد و برگردیم خونه..
از تنهایی حوصلم سررفت ولی خودمو موظف میدونستم از ماشین نرم پایین چون من مراقب غزل (خواهرم بودم)..
آخرش انقد حوصلم سر رفت در ماشین و باز کردم و رفتم پایین بعد قفل ماشین و زدم و باز درشو بستم و تصور میکردم قفل میشه :))
رفتم تو خیابون و دنبال بابام گشتم و پیداش نکردم..
یه ماشینی کنارم وایساد و گفت کوچولو میخوای توی ماشین من منتظر بابات باشی؟!
و من گفتم بله و سوار شدم.
بابام که برگشت دید دارم با غریبه صحبت میکنم و اونم بهم پاستیل داده و داریم میخندیم :))
