dəsoxyn
Kanalga Telegram’da o‘tish
200
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
ما زخم خوردیم،هزاران هزار بار.
اما هرگز فریاد نزدیم،شاید از باز شدن زخم ها میترسیدیم،شاید میدانستیم،گوش شنوایی نخواهد بود!
این سنگ های ریز و درشتی که روی قلبم نشستهاند،غم هایی از جنس ابد هستند،که قفسه ی سینهام را میشکافند.
مرگ فقط خاموشی قلب نیست، من جسدهای متحرک زیادی رو دیدم که نبض هاشون نوای ضجه های کالبد پوسیدهشون رو داره، با سیگار بین لب هاشون مرگ رو نفس میکشن و زیر بارون، در حالی که سیلاب چشم هاشون رو پس میزنن، انتظار و تنهایی رو درون قلبشون حک میکنن.!
