uz
Feedback
ندای جمهوری ایران

ندای جمهوری ایران

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish
1 707
Obunachilar
+124 soatlar
-77 kun
-430 kun
Obunachilarni jalb qilish
Sentabr '26
Sentabr '26
+15
1 kanalda
Avgust '26
+60
3 kanalda
Get PRO
Iyul '26
+85
2 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+63
3 kanalda
Get PRO
May '26
+41
6 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+47
1 kanalda
Get PRO
Mart '26
+136
7 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+174
11 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+134
5 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+70
7 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+30
2 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+48
6 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+56
7 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+77
1 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+55
2 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+63
5 kanalda
Get PRO
May '25
+48
2 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+109
12 kanalda
Get PRO
Mart '25
+44
6 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+88
7 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+84
7 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+140
7 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+78
5 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+76
7 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+62
3 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+75
3 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+99
5 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+81
3 kanalda
Get PRO
May '24
+71
7 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+153
9 kanalda
Get PRO
Mart '24
+85
6 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+110
6 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+94
10 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+178
17 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+68
10 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+128
12 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+30
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+46
0 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+36
0 kanalda
Get PRO
Iyun '23
+42
0 kanalda
Get PRO
May '23
+101
0 kanalda
Get PRO
Aprel '23
+180
0 kanalda
Get PRO
Mart '23
+29
0 kanalda
Get PRO
Fevral '23
+133
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '23
+159
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '22
+54
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '22
+237
0 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
13 Sentabr+1
12 Sentabr+3
11 Sentabr+1
10 Sentabr+1
09 Sentabr+1
08 Sentabr+1
07 Sentabr+1
06 Sentabr+1
05 Sentabr+3
04 Sentabr+1
03 Sentabr0
02 Sentabr0
01 Sentabr+1
Kanal postlari
🔴 جایگاه ایران؛ قله آرمانی یا دره جهنمی؟ یک گزارش جامع 🖌️مجتبی لشکربلوکی   ⚠️ آیا ایران بر یک قله آرمانی ایستاده؟ (آن‌گونه که برخی رسانه‌های داخلی می‌گویند) یا به یک دره جهنمی سقوط کرده (آن‌گونه که در برخی رسانه‌های خارجی گفته می‌شود)؟ برای پاسخ به چنین سوالی یک راه آن است که خود را با دیگر کشورهای جهان مقایسه کنیم. به همین خاطر از ۳۲ گزارش بین‌المللی و ۵۲ شاخص مقایسه‌ای استفاده کردیم تا بفهمیم که وضعیت ایران چگونه است؟ از شاخص توسعه انسانی گرفته تا شاخص گرسنگی؛ از شکنندگی دولت تا بهبود وضعیت جامعه؛ از شادکامی روانی تا آزادی اقتصادی بررسی شدند. (گزارش جامع ۵۲ شاخص پیوست شده است). 🔹 قبل از آنکه به نتایج این بررسی بپردازیم به چالشی که قطعاً بسیاری مطرح خواهند کرد، بپردازیم. آیا شاخص‌های جهان؛ ◽️۱۰۰٪ واقعیت را بازتاب می‌دهند؟ خیر! ◽️منصفانه و غیرسوگیرانه هستند؟ خیر! ◽️با دیدگاه ما از هستی، انسان و سعادت همخوانی دارند؟ خیر! ◽️همه آن چیزی که مهم است مانند اخلاق، معنویت و انسانیت را به خوبی اندازه‌گیری می‌کنند؟ خیر! 🔹 پس با توجه به چهار نقص بالا آیا نباید شاخص‌های جهانی را کنار بگذاریم؟ قطعاً خیر! شش دلیل در گزارش آورده شده که کنار گذاشتن شاخص‌های جهانی هم غیرمنطقی است و هم فرار از واقعیت.     ⭕️ نتایج بررسی؛ کجای جهان ایستاده‌ایم؟ 🔹 آنچه از مجموع این شاخص‌ها و گزارش‌ها بدست می‌آید، آن است که ایران در ۶۳٪ موارد بدتر از میانگین جهان بوده و در ۳۷٪ شاخص‌ها در میانه جهان یا بالاتر از میانگین جهانی ایستاده است. 🔹 ایران در رقابت با دو قدرت منطقه‌ای (عربستان و ترکیه)، فقط در ‌یک مورد (۲٪) از شاخص‌های مورد بررسی توانسته است برتری هم‌زمان بر هر دو رقیب را کسب کند. ایران در ۷۱٪ از موارد، ضعیف‌تر از هر دو رقیب بوده و در ۲۷٪ باقی‌مانده نیز توانسته با یکی از آن‌ها برابری کرده یا بر آن پیشی بگیرد.   🔹 اگر رتبه ایران را در مقایسه با کل کشورهای مورد بررسی به صورت یک نردبان ده پله‌ای در نظر بگیریم، آنگاه در شاخص‌های توسعه‌سنج (میوه‌های توسعه) مانند توسعه انسانی سازمان ملل، سرمایه انسانی بانک جهانی، کامیابی چندبعدی شورای آتلانتیک ما معمولاً در پله های ۵ الی ۷ از نردبان ۱۰ پله‌ای توسعه ایستاده‌ایم. اما بر اساس شاخص‌های توسعه‌ساز مانند آزادی اقتصادی و سیاسی در پله‌های صفر تا ۴! که این پارادوکس جذاب را در گزارش بیشتر توضیح داده‌ایم.   خب برگردیم به سوال: ایران بر قله آرمانی یا دره جهنمی؟ 🔹 جواب آن است که بر اساس ۳۲ گزارش و ۵۲ شاخصی که ما بررسی کرده‌ایم نه قله آرمانی و نه دره جهنمی، هیچ کدام تأیید نمی‌شود. نه باید در دام سیاه‌نمایی افتاد و نه فریب سفیدنمایی را خورد؛ واقعیت، جایی میان این دو روایت است. بهترین توصیف برای موقعیت ایران چنین است: دامنه لغزان! 🔹 چرا دامنه؟ به خاطر آنکه بر اساس شاخص‌هایی که سنجش‌گر میزان توسعه‌یافتگی‌اند ما در میانه جهان ایستاده‌ایم. 🔹 و چرا لغزان؟ به خاطر آنکه در برخی شاخص‌ها که کم هم نیستند، یا در جا زده‌ایم، یا عقب‌گرد داشته‌ایم یا از رقابت با متوسط جهان یا رقبای منطقه‌ای جا مانده‌ایم. ایران در دامنه لغزان است هم به خاطر محدودیت‌های برون‌زا مانند تحریم و هم به خاطر انباشت بحران‌های برآمده از سیاست‌های غلط داخلی و این لغزندگی باعث شده که پیشرفت‌هایی که در برخی دهه‌ها داشته‌ایم را از دست بدهیم. ☑️⭕️تجویز راهبردی باید این دامنه لغزنده را به رسمیت بشناسیم. در صورتی که درها بر همین پاشنه بچرخد، سیاست‌ها همین بماند و مسیر کشورداری تغییر نکند؛ به خاطر لغزندگی، آنچه امروز داریم شاید رویای فردای ما باشد. باور نمی‌کنید؟ رشد اقتصادی، خانواده‌های زیر خط فقر و شاخص فلاکت الان را با ۱۳۸۰ که سال فوق‌العاده‌ای هم از نظر اقتصادی نبود مقایسه کنید! همین‌ها نشان می‌دهد که کار به جایی رسیده که ۱۳۸۰ برای ما یک رویا شده. باید نگران بود یا امیدوار؟ 🔹 جواب: هم‌زمان هم امیدواری هم نگرانی. چرا که بر اساس شاخص‌ها، در کنار ۸ نقطه نگران‌کننده (تنهایی و حاشیه‌نشینی جهان، آزادی سیاسی محدود، آزادی اقتصادی نامطلوب، کارآمدی حکمرانی رو به افول، تعصبات جنسیتی (در سیاست و اشتغال)، امنیت سرمایه‌گذاری بسیار پایین، حقوق مالکیت نامطلوب و مشروعیت پایین حکومت) ایران ۸ نقطه امیدوارکننده دارد (موقعیت جغرافیایی، سرمایه انسانی، کاهش چشمگیر نابرابری جنسیتی (در آموزش و سلامت)، مهارت‌های میان‌فرهنگی و انسجام اجتماعی بالا، ظرفیت بالای نوآوری، انواع قدرت (نرم، سخت و ترکیبی)، ذخایر طبیعی و جذابیت‌های گردشگری و اندازه جمعیت و بازار بزرگ). 🔹 ترکیب استراتژی‌های اهرم‌ساز (Leveraging) در کنار استراتژی‌های آزادساز (Unblocking) می‌تواند نجات‌بخش باشد. اولی برای نقاط امیدوارکننده و دومی برای نقاط نگران‌کننده./پویش فکری

2
Matn yo'q...
190
3
Matn yo'q...
72
4
اینجا است که معلوم می‌شود فردیت اصلا به معنای فرد در مقابل جامعه نیست. فردیت خودش یک دستاورد اجتماعی است. جامعه است که زبان، آموزش، حقوق، امنیت، دانش و امکان انتخاب را در اختیار فرد می‌گذارد. انسانی که از تمام پیوندها جدا شده باشد نه تنها آزاد نیست بلکه بی‌پناه هم هست. فرد آزاد به این معنا نیست که فرد هیچ نیازی به هیچ کسی نداشته باشد. فرد آزاد یعنی فردی که نیازش به دیگری باعث نمی‌شود مجبور به همرنگی با دیگران یا اطاعت از دیگران شود. این نکته بسیار مهم است که بدانیم جامعۀ سالم از تفاوت تغذیه می‌کند نه اینکه صرفا آن را تحمل کند. در نظم مدرن هر کسی از طریق تفاوتش چیزی به جهان مشترک اضافه می‌کند که دیگران فاقد آن‌اند. اینجا تکثر سرمایۀ حیاتی جامعه است نه اینکه صرفا نوعی از تحمل با بی‌میلی باشد. پس سیاست موفق هم اینجا سیاستی است که به جای تحمیل وحدت از طریق یکدستی، تفاوت‌ها را تبدیل به همبستگی کند. از این طریق سیاست تبدیل به ابزار انسجام اجتماعی می‌شود در مقابل فروپاشی اجتماعی و آشفتگی. راه نجات جامعه بازگشت به شباهت نیست. ما نمی‌توانیم دوباره همگی یک‌جور فکر کنیم و یک‌جور زندگی کنیم چون جامعۀ ما از نظر سبک زندگی، تخصص، طبقۀ اجتماعی، نسل، جنسیت و ارزش‌ها بسیار متنوع شده است. هر تلاشی برای بازگشت به انسجام از طریق شبیه کردن انسان‌ها به هم، فقط خشونت تولید می‌کند. راه آینده ساختن شرایطی است که انسان‌های متفاوت را بدون بلعیدن تفاوتشان به یکدیگر پیوند دهند. قانون عادلانه، حقوق برابر، اعتماد عمومی، انجمن‌های آزاد و احساس سهم‌ داشتن در سرنوشت مشترک همان چیزی‌اند که تفاوت را از نیروی گریز به نیروی پیوند تبدیل می‌کنند. تمدن از جایی آغاز می‌شود که تفاوت تبدیل به همکاری، حق و سرنوشت مشترک می‌شود نه از حذف تفاوت‌ها. این هستۀ همان چیزی است که دورکیم آن را همبستگی ارگانیک می‌نامد و ان را در مقابل همبستگی مکانیکی قرار می‌دهد./کانال نویسنده #کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
78
5
🔴 تفاوت و همبستگی 🖌️رضا یعقوبی ⚠️ یکدستی، یکرنگی و شباهت در جوامع سنتی ارزش بالا و حتی بالاترین ارزش را دارد. کسی که با جمع تفاوت داشته باشد در حالت عادی عجیب و در حالت اضطراری موجودی منفور دانسته می‌شود چون نظم و آداب و رسوم همگانی را زیر سوال می‌برد و از این نظر انسجام و اتحاد جامعه را می‌شکند. به همین دلیل فرد متفاوت، فرد شرور هم محسوب می‌شود. او است که آداب و رسوم مقدس را می‌شکند و زنجیرۀ اطاعت از عرف را می‌شکند. این یعنی اعلام خطر و از دست رفتن قیدهای اخلاقی و اجتماعی و هرج و مرج و بی‌بند و باری. پس هستۀ مهم جوامع سنتیِ جمع‌گرا یکنواختی و یکدستی افراد است. افراد چنین جامعه‌ای فکر می‌کنند جامعه فقط زمانی منسجم است که مردم شبیه هم فکر کنند، شبیه هم زندگی کنند و ارزش‌های یکسانی داشته باشند. تفاوت در نگاه اول، خطرناک به نظر می‌رسد. وقتی هر کس شغل، سبک زندگی، عقیده، هویت و جهان خصوصی خودش را داشته باشد، ظاهراً چیزی برای وصل کردن آدم‌ها به هم باقی نمی‌ماند. به همین دلیل، بسیاری از حکومت‌ها و جنبش‌های سیاسی سعی می‌کنند جامعه را با تولید «شباهت» متحد کنند: یک دین، یک زبان، یک روایت تاریخی، یک شیوۀ زندگی و حتی یک تعریف رسمی از انسان خوب. آن‌ها وحدت را با یکسان بودن اشتباه می‌گیرند. اما وحدتی که فقط با حذف تفاوت زنده می‌ماند نام دیگری است برای ترس جمعی از متفاوت‌ بودن. اما برخلاف تصورات این جوامع، جامعۀ مدرن هم یکپارچه است اما نه از راه همرنگی و یکدستی و اجبار. لازم نیست پزشک و مهندس، کارگر و نویسنده، کشاورز و برنامه‌نویس، معلم و راننده شبیه هم باشند. کاملا برعکس، تفاوت آن‌ها باعث می‌شود به هم نیاز متقابل داشته باشند و در نتیجه تفاوت موجب همبستگی آن‌ها می‌شود (همبستگی اینجا به معنای فنی کلمه یعنی بنیان نگاه داشتن جامعه در کنار هم). هیچ‌ کس به‌ تنهایی نمی‌تواند تمام امور را به تنهایی سامان دهد از فراهم کردن اقلام روزانه تا آموزش تا حمل و نقل و .... انسان مدرن مستقل‌تر به نظر می‌رسد، اما در واقع بیشتر از هر انسان دیگری به شبکۀ عظیمی از غریبه‌ها وابسته است. پس بنیان "فردیت" مدرن "همکاری اجتماعی" است. اینجا یک تناقض درخشان و خاص می‌بینیم: هرچه ما متفاوت‌تر می‌شویم، بیشتر به همدیگر نیاز پیدا می‌کنیم. اگر تفاوت‌ها به درستی سازمان داده شوند نه شکاف بلکه اتصال و پیوند ایجاد می‌کنند. مثل اعضای بدن که شبیه هم نیستند اما کمال همکاری و پیوستگی را دارند. جامعۀ پیشرفته هم به جای اینکه کارخانه‌ای برای تولید انسان‌های مشابه باشد باید نظامی باشد که تفاوت‌‌ها را تبدیل به همکاری کند. همین جا است که ایدۀ مهم‌تری پدید می‌آید و آن اینکه وابستگی متقابل به خودی خود و ذاتا باعث همبستگی "نمی‌شود". وابستگی برده به ارباب باعث همبستگی بین آن‌ها نمی‌شود هرچند هر دو به هم نیاز دارند. در نتیجه هر شکلی از وابستگی به پیوند انسانی ختم نمی‌شود. برای اینکه وابستگی به پیوند انسانی ختم شود باید رابطۀ بین اجزای جامعه آزادانه، عادلانه و اخلاقی باشد. فقط در این صورت است که "تقسیم کار" یعنی حرفه‌ای شدن مشاغل در عصر جدید می‌تواند به همبستگی ختم شود. پس تقسیم کار با تقسیم انسان‌ها یکی نیست. تقسیم کار یعنی توانایی‌های متفاوت در خدمت یک زندگی مشترک قرار بگیرند. تقسیم انسان‌ها یعنی اینکه یک گروه فرمان بدهند و گروه دیگر اطاعت کند. در این حالت دوم ما با سلسله‌مراتب روبرو خواهیم بود نه همبستگی. می‌شود جامعه از بیرون بسیار تخصصی و مدرن به نظر برسد اما در درون همچنان مناسبات ارباب و رعیت را بازتولید کند. در واقع مسئلۀ اصلی این است که افراد متفاوت در جامعه چطور به هم "متصل" شده‌اند نه اینکه چقدر با هم فرق دارند. یعنی سوال این است که آیا میان افراد متفاوت جامعه حقوق مشترک، اعتماد، انصاف و امکان جابجایی وجود دارد؟ آیا هرکس می‌تواند توانایی خود را پرورش دهد و جایگاهش را انتخاب کند؟ یا شغل، منزلت و سرنوشت افراد از قبل با ثروت خانوادگی، جنسیت، قومیت، رابطۀ سیاسی و محل تولد تعیین شده است؟ اما برای اینکه این پیوندها سالم بمانند از دست فرد به تنهایی کاری برنمی‌آید. فرد در مقابل دولت و بازار و شرکت‌های بزرگ و ساختارهای پیچیده کاملا تنها است. پس باید مجراها و کانال‌هایی ایجاد شود که فرد از طریق آن بتواند منافع خصوصی و تفاوت‌ها و حق متفاوت بودن را طوری حفظ کند که در عین حال جامعه همبسته و یکپارچه بماند. این کار در جامعۀ مدرن از طریق "میانجی"ها انجام می‌شود. مثل صنف، حزب، اتحادیه، رسانه و سایر نهادهای مدنی. یعنی فضاهایی که در آن‌ها منافع خصوصی تبدیل به گفتگو و مسئولیت عمومی می‌شود. اگر در جامعۀ مدرن این میانجی‌ها نباشند با یک جامعۀ توده‌ای طرف خواهیم بود که در آن در یک سمت افراد پراکنده و ناتوان قرار دارند و در سمت دیگر دولت‌ها و انحصارهای غول‌آسا./ادامه👇
76
6
Matn yo'q...
50
7
نشریه مشارکتی -انتقادی.pdf
58
8
🔴 آیا فقر سرنوشت است؟ ⚠️ دارون عجم‌اوغلو پاسخ را فقط در منابع طبیعی، جغرافیا یا سرمایه نمی‌بیند؛ از نگاه او باید به نهادهای سیاسی و اقتصادی و نحوه توزیع قدرت نگاه کرد. نهادهای فراگیر، فرصت مشارکت، حقوق مالکیت و رقابت را گسترش می‌دهند؛ در مقابل، نهادهای استخراجی قدرت و منابع را در اختیار گروهی محدود قرار می‌دهند. ▫️مسئله فقط این نیست که چقدر تولید می‌کنیم؛ مهم این است که چه کسی قواعد تولید را تعیین می‌کند و چه کسی از حاصل آن بهره می‌برد. ▪️همین پرسش، اندیشه عجم‌اوغلو درباره رشد، رفاه، آزادی، نابرابری و حتی آینده هوش مصنوعی را به هم پیوند می‌دهد. 👈 متن کامل گزارش را اینجا بخوانید.
48
9
🔴 آمار رسمی بازماندگان از تحصیل، همه کودکان محروم از آموزش را دربرنمی‌گیرد 🔺 دانش‌آموزانِ غایب 🖌️هدی اوغازی‌مقدم ⚠️ کودکان بازمانده از تحصیل در ایران فقط آن‌ها نیستند که به مدرسه نمی‌روند. بخشی از کودکان هرگز در آمار دیده نمی‌شوند و بخشی دیگر، اگرچه در مدرسه ثبت‌نام شده‌اند، اما سر کلاس نمی‌روند و در واقعیت، فرقی با کودکی که هرگز ثبت‌نام نکرده است، ندارند. 🔷 براساس داده‌های رسمی، شمار بازماندگان از تحصیل در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ حدود ۹۹۲ هزار نفر اعلام شده است؛ حدود ۱۹۲ هزار نفر در دوره ابتدایی، ۲۱۴ هزار نفر در متوسطه اول و ۵۸۶ هزار نفر در متوسطه دوم. این عدد به‌تنهایی بسیار نگران‌کننده است. 🔷 اما پرسش مهم‌تری وجود دارد: آیا این عدد تمام کودکانی را که در ایران از حق آموزش محروم مانده‌اند، دربرمی‌گیرد؟ به نظر می‌رسد پاسخ منفی باشد. 👈🏿 ادامه مطلب 👇 https://payamema.ir/payam/164960
57
10
🔴 از ۱۱ سپتامبر تا ۲۸ فوریه 🖌️مرضیه حاجی هاشمی ⚠️ یازده سپتامبر ۲۰۰۱ را نباید فقط یک حمله تروریستی بزرگ به «ایالات متحده» دانست. اهمیت تاریخی آن در این بود که تعریف آمریکا از «تهدید امنیتی» را تغییر داد. گزارش «کمیسیون ۱۱ سپتامبر» بعدها از چهار نوع شکست سخن گفت: شکست در تخیل، سیاست‌گذاری، ظرفیت و مدیریت؛ اما پیامد سیاسی این شکست، شکل‌گیری معماری امنیتی تازه‌ای بود که در آن تروریسم، دولت‌های حامی تروریسم، سلاح‌های کشتارجمعی و امکان اقدام پیش‌دستانه می‌توانستند در یک زنجیره واحد قرار گیرند، آنچه که حمله ۲۰۲۶ آمریکا به ایران را توجیه کرد. ⬅️ ریشه های «نومحافظه‌کاری» که پس از ۱۱ سپتامبر در آمریکا قوت گرفت، به دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ بازمی‌گشت و در دهه ۱۹۹۰ نیز چهره‌هایی مانند «ویلیام کریستول» و ... از حفظ برتری نظامی آمریکا و استفاده فعال‌تر از قدرت آن سخن گفتند. پروژه «قرن جدید آمریکایی» نیز در سال ۱۹۹۷ تأسیس شده بود. ۱۱ سپتامبر در واقع به این جریان فکری چیزی داد که پیش از آن نداشت، یک بحران بزرگ که می‌توانست ایده‌های موجود را به سیاست عملی تبدیل کند. ⬅️ نشانه این تغییر را می‌توان در واکنش دولت «جورج بوش» دید. در حالی که عامل اصلی حملات «القاعده» و «اسامه بن‌لادن» بود، بحث عراق خیلی زود وارد محاسبات دولت شد. در واقع، حمله به عراق مستقیماً از خود ۱۱ سپتامبر نتیجه نمی‌شد؛ بلکه محصول تفسیر سیاسی و امنیتی جدیدی بود که پس از آن شکل گرفت. همین نکته برای فهم رابطه ۱۱ سپتامبر و جنگ با جمهوری اسلامی اهمیت اساسی دارد. ۱۱ سپتامبر مسیر واحدی به آمریکا تحمیل نکرد؛ بلکه چارچوبی ایجاد کرد که درون آن گزینه‌های مختلف امنیتی امکان‌پذیر شدند. ⬅️ جنگ افغانستان و سپس عراق، نخستین صورت‌های این معماری جدید بودند؛ اما جنگ عراق یک تناقض مهم را نیز آشکار کرد، حذف نظامی یک حکومت متخاصم الزاماً به کاهش قدرت رقیب منطقه‌ای منجر نمی‌شود. سقوط «صدام حسین» نه‌تنها تهدید عراق علیه ایران را از میان برد؛ بلکه فرصت تاریخی تازه‌ای برای گسترش نفوذ ایران در عراق ایجاد کرد. ایران نیز به‌تدریج در مرکز همین معماری امنیتی قرار گرفت. البته جمهوری اسلامی از سال ۱۹۸۴ در فهرست دولت‌های حامی تروریسم آمریکا قرار داشت. ⬅️ پس از ۱۱ سپتامبر، حمایت ایران از حزب‌الله و گروه‌های مسلح منطقه، برنامه هسته‌ای، توان موشکی و شبکه نیروهای نیابتی آن، بیش از پیش در یک روایت امنیتی واحد قرار گرفت. جورج بوش در سال ۲۰۰۲ ایران را در کنار عراق و «کره شمالی» در محور شرارت قرار داد. با این حال، توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵، در دولت «اوباما»، نشان داد که حتی پس از بیش از یک دهه تقابل، آمریکا تلاش داشت مسئله جمهوری اسلامی را از مسیر مذاکره و مهار دیپلماتیک دنبال کند. ⬅️ خروج «ترامپ» از توافق هسته‌ای در سال ۲۰۱۸ و سیاست «فشار حداکثری» مسیر را دوباره تغییر داد. از آن پس برنامه هسته‌ای، موشکی، نیروهای نیابتی و نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی بیش از گذشته به یک بسته واحد تبدیل شدند. ترور «قاسم سلیمانی» در ژانویه ۲۰۲۰ نیز آستانه مهم دیگری بود، ایالات متحده از تحریم و بازدارندگی به کشتن مستقیم یکی از عالی‌ترین فرماندهان نظامی ایران رسید. ⬅️ پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ منطقه‌ای متعاقب آن، شرایط باز هم تغییر کرد. مسئله ایران دیگر فقط مسئله برنامه هسته‌ای یا حمایت از گروه‌های مسلح نبود؛ بلکه به مسئله توانایی جمهوری اسلامی برای اعمال قدرت نظامی در سراسر منطقه تبدیل شد. تضعیف بخشی از شبکه منطقه‌ای ایران و افزایش درگیری مستقیم میان ایران و اسرائیل، فضای تصمیم‌گیری را به سمت تقابل نظامی بیشتر سوق داد. ⬅️ اما در ماه‌ پایانی پیش از جنگ، یک متغیر مهم دیگر نیز وارد این معادله شد، بحران داخلی ایران. اعتراضات گسترده ژانویه ۲۰۲۶ و سرکوب خونین آنها را نباید علت مستقیم جنگ دانست؛ اما نمی‌توان تأثیر آن را نیز نادیده گرفت. دولت ترامپ در همان دوره درباره امکان حمله به فرماندهان و نهادهای مسئول سرکوب و تأثیر چنین حمله‌ای بر احیای اعتراضات داخلی بحث می‌کرد؛ بنابراین، برای نخستین بار در این زنجیره، مسئله «آسیب‌پذیری داخلی» نیز در کنار تهدید خارجی قرار گرفت. ⬅️ این نقطه از نظر تحلیلی بسیار مهم است. اگر یک حکومت هم‌زمان با بحران اقتصادی و اعتراض داخلی روبه‌رو باشد، شبکه منطقه‌ای آن تضعیف شده باشد، برنامه هسته‌ای و موشکی‌اش تهدید تلقی شود و در سطح منطقه نیز درگیر جنگ باشد، در محاسبات یک قدرت خارجی نه فقط تهدیدکننده؛ بلکه آسیب‌پذیر نیز دیده شود؛ لذا می‌توان گفت در این مسیر ۲۵ ساله، ۱۱ سپتامبر معماری امنیتی جدید را ساخت؛ اما ۷ اکتبر و جنگ منطقه‌ای، مسئله شبکه منطقه‌ای ایران را به مرکز بازگرداند و اعتراضات ژانویه ۲۰۲۶ تصور آسیب‌پذیری داخلی جمهوری اسلامی را به معادله ۱۱ سپتامبر تا ۲۸ فوریه افزود./کانال نویسنده
55
11
🔴 سرابِ پایداری؛ چرا ستایشِ رنج، راهی به رهایی نیست 🖌️حمید آصفی ⚠️ این روزها در میان تحلیل‌های سیاسی ـ اقتصادی برخی تئوریسین‌های حکومتی، روایتی نوظهور شکل گرفته که می‌کوشد بحران عمیق اقتصادی را با غرور تمدنی تلطیف کند. استدلال ساده است: جامعه هنوز کار می‌کند، تولید می‌کند، زندگی جریان دارد و مردم در برابر فشارها دوام آورده‌اند؛ پس نباید از فروپاشی سخن گفت. گویی همین که جامعه هنوز کاملاً از حرکت نایستاده، نشانه سلامت اقتصاد و کارآمدی سیاست‌گذاری است. این نوع نگاه، بیش از آنکه تحلیل باشد، نوعی دلخوش کردن به ظرفیت تحمل جامعه است. جامعه‌ای که هنوز ایستاده، الزاماً جامعه‌ای نیست که وضعیت مطلوبی دارد. مردم ممکن است سال‌ها در شرایط سخت زندگی کنند، از مصرف خود بزنند، پس‌اندازشان را خرج کنند، کیفیت زندگی‌شان را پایین بیاورند و برای حفظ حداقل‌های زندگی چند برابر گذشته کار کنند. اینکه مردم هنوز دوام آورده‌اند، الزاماً نشانه قدرت ساختار سیاسی نیست؛ گاهی نشانه آن است که جامعه هنوز آخرین ذخایر خود را مصرف می‌کند. مشکل دقیقاً از جایی آغاز می‌شود که تحمل رنج به یک فضیلت ملی تبدیل می‌شود. وقتی از مردم خواسته می‌شود بیشتر صبر کنند، بیشتر تحمل کنند و سختی‌ها را بخشی از سرنوشت تاریخی خود بدانند، عملاً بار ناکارآمدی از دوش حکومت برداشته و روی دوش جامعه گذاشته می‌شود. حاکمیتی که می‌بیند مردم با وجود فشار اقتصادی همچنان زندگی را می‌چرخانند، دلیلی برای تغییر بنیادین در سیاست‌های خود احساس نمی‌کند. پایداری جامعه، اگر با مطالبه‌گری و تغییر همراه نباشد، می‌تواند به سوخت تداوم یک وضعیت فرسوده تبدیل شود. اینجا مسئله فقط اقتصاد نیست. مسئله رابطه قدرت با جامعه است. اگر هر بحران اقتصادی با این جمله پاسخ داده شود که «ملت ایران همیشه از سختی‌ها عبور کرده»، در حقیقت یک پرسش مهم کنار گذاشته می‌شود: چه کسی این سختی را تولید کرده و چرا باید مردم هزینه انتخاب‌های نادرست را بپردازند؟ هزاران سال تاریخ و تمدن ایران حقیقتی ارزشمند است، اما نمی‌توان آن را جایگزین شاخص‌های واقعی زندگی کرد. تمدن، وقتی قرار است مایه افتخار باشد، باید در کیفیت زندگی انسان امروز هم خود را نشان دهد. حافظه تاریخی، تورم مواد غذایی را پایین نمی‌آورد؛ فرهنگ و هنر، قدرت خرید ازدست‌رفته را برنمی‌گرداند و افتخار به گذشته، سرمایه‌ای را که از کشور خارج شده دوباره وارد اقتصاد نمی‌کند. تمدن جایگزین سیاست اقتصادی نیست. وقتی بحران اقتصادی به مجموعه‌ای از اعداد تقلیل داده می‌شود، یک خطاست؛ اما وقتی برای فرار از همین اعداد به اسطوره‌های تمدنی پناه برده می‌شود، خطایی بزرگ‌تر رخ می‌دهد. پشت نرخ تورم، کاهش قدرت خرید، کوچک شدن سفره‌ها، مهاجرت نیروی متخصص، کاهش سرمایه‌گذاری و فرسایش اعتماد اجتماعی قرار دارد. اینها «اعداد روی کاغذ» نیستند؛ صورت‌حساب زندگی میلیون‌ها انسان‌اند. از سوی دیگر، این تصور که «ما از جنگ و تحریم عبور کردیم، پس این بحران هم خواهد گذشت»، جامعه را به سمت تقدیرگرایی می‌برد. جنگ و تحریم پدیده‌هایی نیستند که صرفاً باید تحمل شوند؛ سیاست درباره انتخاب است. بخشی از مشکلات امروز نتیجه شرایط خارجی است، اما بخش مهمی از آن به انتخاب‌های سیاسی، تصمیم‌های اقتصادی، ساختار حکمرانی و نحوه تخصیص منابع مربوط می‌شود. نمی‌توان همه چیز را به گردن تحریم، دشمن یا سرنوشت انداخت و بعد از جامعه خواست همچنان صبر کند. این نگاه، یک پیام خطرناک هم دارد: اگر مردم هنوز زنده‌اند و کشور هنوز کاملاً فرو نریخته، پس وضعیت قابل قبول است. در حالی که فروپاشی الزاماً با یک انفجار بزرگ اتفاق نمی‌افتد. ممکن است جامعه ظاهراً سر پا باشد، اما نهادهایش فرسوده شده باشند، سرمایه اجتماعی تحلیل رفته باشد، امید به آینده کاهش یافته باشد و بخش بزرگی از مردم فقط برای حفظ سطحی حداقلی از زندگی تلاش کنند. فروپاشی می‌تواند پیش از آنکه دیده شود، آغاز شده باشد. بنابراین مسئله ایران این نیست که مردم چرا بیشتر تحمل نکرده‌اند؛ اتفاقاً مسئله این است که تا کجا باید از مردم انتظار تحمل داشت. پایداری زمانی ارزش سیاسی دارد که برای رسیدن به آینده‌ای بهتر باشد، نه اینکه به ابزاری برای حفظ وضع موجود تبدیل شود. جامعه ایران هنوز زنده است و همین مهم‌ترین سرمایه کشور است. اما زنده بودن را نباید با سلامت سیاسی و اقتصادی اشتباه گرفت. جامعه‌ای که هر روز بخشی از توان اقتصادی، اجتماعی و انسانی خود را از دست می‌دهد، نمی‌تواند تا ابد با شعار ایستادگی اداره شود. ایران به تغییر مسیر نیاز دارد، نه پایداری در مسیر غلط. ستایش رنج، بحران را حل نمی‌کند؛ فقط ممکن است زمان بیشتری برای ادامه آن بخرد. و هیچ تمدنی با مصرف کردن آخرین توان جامعه خود زنده نمی‌ماند./کانال نویسنده
50
12
🔴 کدام عمق استراتژیک در جنگ و تحریم؟ 🖌️مجتبی نجفی ⚠️ من هر چقدر از " بمب، بمب" هراس دارم به همان اندازه هم از " انتقام، انتقام" می‌ترسم. برای اینکه نمی‌خواهم "ایران"، گوشت قربانی قدرت طلبی یا ایده های آخرالزمانی شود. بارها گفتم استفاده از مزیت تنگه هرمز محدودیت دارد. اگر زود به امتیاز سیاسی تبدیل نشود، کم اثر یا بی اثر خواهد شد یا حتی می‌تواند ضد خودش تبدیل شود. از طیف ادمهایی نیستم که بگویم طرف مقابل علیه السلام است. برجام را ترامپ به هم زد. اما با چارچوب سیاست خارجی جمهوری اسلامی مشکل دارم. در مورد تفاهنامه با آمریکا باز هم منتقد آن شلیکهای مشکوکی ام که بهانه دست ترامپ دادند. چه کسی دستور آن شلیکها را داد؟ چه جریانی می‌خواهد ما در تنش دایمی باشیم؟ همیشه معتقد بوده ام ایده ایران بدون بنیه دفاعی لازم از ذهنهای ساده بر می‌آید. در خاورمیانه پر از آتش و خون، سلاح مناسب نداشته باشی، بنیانت بر باد است اما گفتمان "موشک" بدون "شهروند" نظام حاکم را تنها کاریکاتوری از اتحاد جماهیر شوروی خواهد کرد، از بیرون تصویر یک ابرقدرت نظامی اما از درون فروپاشی. مهم ترین عمق استراتژیک هر کشور مردم و میهن اند. از کدام عمق استراتژیک حرف می‌زنید وقتی دلار دویست و پنجاه هزار تومان می‌شود و چهل میلیون ایرانی زیر خط فقر زندگی می‌کنند؟ عمق استراتژیک زمانی معنا دارد که مرزهای ملی مورد تجاوز قدرتهای خارجی قرار نگیرند و شهروندان ما تحت ستم ستمگران داخلی نباشند. بازارهای منطقه را فتح کرده باشیم و نام ایران با قدرت اقتصادی، فن اوری و دیپلماسی و توان دفاعی لازم گره بخورد. عمق استراتژیک ما در تحقق جامعه ای با شهروندان آزاد، در توسعه پایدار مبتنی بر حفاظت از حقوق شهروندان و زیست بوم ایران به دست می‌آید، نه با جامعه ای چند دسته و خشمگین و نا با سرزمینی در حال خشکیدن. دست بردارید از تعریفهای سخت افزاری و تک بعدی از امنیت. امنیت فقط در سلاح نیست در جامعه ای با شهروندان آزاد، منتقد، شاداب و خلاق تحقق می‌یابد. از من بارها پرسیده اند راحلتان چیست؟ انگار نظام حاکم خواستار نقشه خروج از بحران امروز شده و ما تعلل کرده ایم. راه حل زیاد است به شرطی که در خانه کسی باشد و گوشها کر و چشمها کور نباشند. شما سه خط را به صورت همزمان پیش ببرید اگر ایران از این بحران خارج نشد، من را در میدان آزادی دار بزنید: -اعلام تغییرات گسترده سیاسی با اولویت آزادی زندانیان سیاسی و لغو حکمهای اعدام. - اعلام آمادگی برای مذاکره همه جانبه با دولت آمریکا با چشم انداز باز کردن سفارتها. برای ابراز حسن نیت، شعار مرگ بر آمریکا را ممنوع و از آتش زدن پرچمشان خودداری کنید. اینها مشکل را حل نمی‌کنند اما سیگنالهای حسن نیت اند. مذاکره در این شرایط نه از موضع تسلیم که از موضع عزت ملی است. - اعلام سیاست انضباط اقتصادی با هدف رسیدگی به ایرانیان زیر خط فقر. راهکار اول می‌گوید انسجام ملی عامل تولید قدرت ملی است و انسجام نه در یکدستی که در پذیرش اصل تکثر رخ می‌دهد. بر زخمهای یک جامعه نمک نپاشید. راهکار دوم با هدف تقویت پرگماتیستهای آمریکا در برابر نومحافظه‌کاران آمریکایی است. اولی دنبال توافق برد برد است و دومی، ایران را ویران می‌خواهد. مذاکره نه صرفا در مورد یک پرونده خاص که در تمام ابعاد و کلی پاسخگوی بحران است. با یک پیش شرط؛ توان موشکی نظامی نباید قابل مذاکره باشد. راهکار سوم باید در کوتاه مدت با هدف توزیع مناسب منابع برای جلوگیری از تبعات تورم سرسام آور و فقر خانمان برانداز باشد. می‌دانید چرا با این راهکارها مخالفت می‌شود؟ چون این راهکارها با نگاه ایران شهروندمدار ارایه می‌شوند. چون هم خاکمان حفظ می‌شود، هم شهروندان قدرت می‌گیرند و هم کشته نمی‌دهیم اما نان عده ای درون و بیرون ساختار در تداوم جنگ و تحریم است. " بمب، بمب" و " انتقام، انتقام" سروته یک کرباسند، ایران را برای خودشان می‌خواهند نه همه مردم ایران. ایران باید حفظ شود، توان دفاعی ما نباید مضمحل شود، تحریم‌ها باید برداشته شوند و آسمان کشور باید خالی از هواپیمای متجاوز باشد و مهم تر از همه گلوله هایتان را به سینه شهروندان ایرانی نزنید. عمق استراتژیک ما در تمکین حاکم خودسر، نهادهای سرکوب از خواستهای به حق شهروندان است. مساله این است شما اجازه نمی‌دهید شانس این راهکارها امتحان شود./کانال نویسنده
54
13
🔴 ملانشون در گفتگو با «اومانیته»: در برابر راست افراطی ما دستور کار اجتماعی خود را در انتخابات مطرح می‌کنيم ⚠️ ژان‌لوک ملانشون، رهبر «فرانسه تسلیم‌ناپذیر» و نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۷، در گفت‌وگویی یک‌ساعته با تحریریه روزنامه اومانیته در «جشن اومانیته»، مجموعه‌ای از محورهای اصلی برنامه خود برای فرانسه را تشریح کرد؛ از افزایش فوری دستمزدها… https://akhbar-rooz.com/2026/09/12/64448/?utm_source=telegram&utm_medium=social&utm_campaign=akhbarrooz_channel&utm_content=post_64448 #کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
67
14
اولویت های حیاتی ایران ۲۰۳۵.pdf
79
15
🔴 غارت سازمان یافته 🖌️اعظم بهرامی ⚠️ در ماه‌های اخیر شمار زیادی از گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که آسیب و غارت آثار تاریخی ایران دیگر پدیده‌ای پراکنده نیست، بلکه به شبکه‌ای سازمان‌یافته و سودآور بدل شده است. در محوطه باستانی جیرفت، مقام‌های محلی میراث فرهنگی بارها از ازسرگیری حفاری‌های غیرمجاز و انتشار فیلم آن در فضای مجازی هشدار داده‌اند، در حالی‌که این پدیده دیگر یک تخلف پراکنده نیست و به شبکه‌ای سودآور و سازمان‌یافته تبدیل شده که با تبلیغات گسترده در فضای مجازی و فروش دستگاه‌های فلزیاب تقلبی، افراد بیشتری را وارد چرخه تخریب می‌کند. در اصفهان نیز طی همین بازه، ده‌ها متهم حوزه حفاری و قاچاق دستگیر و صدها شیء تاریخی کشف شده است. اما نکته‌ی مهم‌تر از آمار، ادبیاتی است که برای روایت این غارت به‌کار می‌رود. رسانه‌های رسمی و نهادهای متولی، به‌جای نام بردن از «غارتگری سازمان‌یافته» یا «شبکه‌ی قاچاق آثار باستانی»، ترجیح می‌دهند از عبارت‌هایی خنثی و فنی استفاده کنند: «سودجویان»، «متخلفان»، «گنج‌یابی» به‌جای دزدی میراث ملی. در حوزه‌ی بافت شهری هم همین الگو تکرار می‌شود؛ محله‌های تاریخی که در معرض تخریب برای پروژه‌های ساخت‌وساز قرار می‌گیرند، در ادبیات رسمی با برچسب بی‌طرفانه‌ی «بافت فرسوده» معرفی می‌شوند. عنوانی که به‌جای «تخریب هویت شهری» یا «زمین‌خواری»، بار تکنیکی و بی‌احساس دارد. حتی برخی کارشناسان میراث در کاشان اخیراً هشدار داده‌اند که این محدوده‌ها را نباید صرفاً بافت فرسوده خواند، چون بخش مهمی از هویت شهر را تشکیل می‌دهند. هشداری که خود نشانه‌ی آگاهی از کارکرد ایدئولوژیک این واژه است. این ساده‌سازی زبانی کارکرد دوگانه دارد: هم مسئولیت را از نهادهای ناظر (که با وجود اطلاع، اقدام مؤثر نمی‌کنند) دور می‌کند، هم پیوند میان غارتگران خرد (حفار محلی با بیل و فلزیاب) و ذی‌نفعان کلان (شبکه‌های قاچاق بین‌المللی، دلالان زمین، هلدینگ‌های وابسته به نهادهای نظامی-اقتصادی که در پروژه‌های بازآفرینی شهری و ساخت‌وساز روی زمین‌های تاریخی سرمایه‌گذاری می‌کنند) را نامرئی می‌سازد. وقتی رسانه از «افراد ناشناس» یا «سوداگران» سخن می‌گوید، در واقع زنجیره‌ی ذی‌نفعانی را که از فروش آنتیک تا واگذاری زمین‌های تاریخی به شرکت‌های ساختمانی مرتبط با نهادهای قدرت سود می‌برند، از دید عمومی پنهان می‌کند. روی نقشه‌ی آسیب‌ها، تهران و اصفهان بیشترین آمار تخریب را در ماه‌های اخیر داشته‌اند. از کاخ گلستان و برج آزادی گرفته تا محوطه‌های باستانی جنوب کرمان و در هر مورد، فاصله‌ی میان «ثبت ملی» یک اثر و «حفاظت واقعی» از آن، همان شکافی است که مافیای زمین و آثار باستانی از آن تغذیه می‌کند./کانال نویسنده
71
16
🔴 چرا سیاست سوئد به راست چرخیده است؟ ⚠️ فرشته احمدی در آستانه انتخابات عمومی سوئد می‌پرسد چرا میدان سیاسی این کشور به راست چرخیده، بی‌آنکه بتوان به‌سادگی نتیجه گرفت جامعه نیز راست‌گراتر شده است. او ریشه این تحول را در برهم‌کنش چند روند می‌بیند: فردگرایی و دگرگونی دولت رفاه، تضعیف هویت‌های جمعی، تغییر شیوه مشارکت سیاسی، برجسته‌شدن مهاجرت و امنیت و رشد دموکرات‌های سوئد؛ روندهایی که زبان و دستور کار سیاست را به‌تدریج به راست رانده‌اند. https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/900174/&rhash=0ceb6994783a68 #کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
70
17
Matn yo'q...
59
18
🔴 علی‌الطاهر: ضربه‌ای به زرادخانه حزب‌الله و بن‌بست مذاکره با اسرائیل ⚠️ مهرداد فرهمند، تحلیلگر مسائل خاورمیانه، در گفت‌وگو با زمانه انفجار شبکهٔ زیرزمینی تپهٔ علی‌الطاهر را ضربه به یکی از انبارهای عمدهٔ موشک، پهپاد و سلاح راهبردی حزب‌الله خواند و گفت این ارتفاع بیرون از خط زرد انتخاب شده بود، اما موقعیتش که بر نبطیه و شبکهٔ شمال لیتانی اشراف دارد آن را راهبردی می‌کرد. به ارزیابی او، با این انهدام کارت واگذاری تپه به ارتش لبنان از میز مذاکرات رم کنار رفت؛ دست اسرائیل با تضعیف روند خروج از خاک لبنان بازتر است و در همان حال اجرای توافق از دو روستا فراتر نرفته. فرهمند افزود حزب‌الله در الگوی محاصره این نقطه را از دست داد، در روایت رسمی سکوت کرد، و تضعیف وفادارترین نیروی محور مقاومت محاسبهٔ تهاجمی تهران را نیز دشوارتر کرده است./ادامه👇 https://www.radiozamaneh.com/900284/ #کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
49
19
🔴 زنان تحصیل‌کرده چگونه از بازار کار دور می‌شوند؟ 🖌️زهرا اکرمی /روزنامه‌نگار ⚠️ گزارش‌های رسمی نشان می‌دهد بیـش از ۷۴۸ میلیـون نفـر در سـطح جهـان بـه دلیـل مسـئولیت‌های مراقبتـی، خـارج از نیـروی کار هسـتند کـه ۷۰۸ میلیـون نفـر آنهـا زن هسـتند. همچنیـن، بـرآورد کمبـود ۱۸ میلیـون نیـروی کار بهداشـتی تـا سـال ۲۰۳۰ نشـان‌دهندە عمـق شـکاف در خدمـات مراقبـت باکیفیـت اسـت. به همین دلیل بسیاری از کشورهای توسعه بافته برای کمک به حضور زنان در بازار کار ایجاد مهدکودک‌های ارزان و در دسترس را در دستور کار خود قرار داده‌اند. 👈🏿 متن کامل این گزارش را از اینجا بخوانید. #کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
48
20
Matn yo'q...
55