uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

並行死

並行死

Kanalga Telegram’da o‘tish

به راستی آیا من واقعی ام؟ https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-811131-MdeI3jJ ناشناس @chisai_sakka

Ko'proq ko'rsatish
276
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
Good night ok? Good night.

این واقعا خیلی قشنگ بود.

بله سینگلم

پونصد بار این سوالو پرسیدن

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ سینگلی؟

وای قلبم گریه میکنم:)

وایبت>>>>

جمع کنید بابااا

باز اینا با قمه شون اومدن.

بغل معمولی نه.

بغل میخام.

photo content

photo content

photo content

photo content

من تورا میدیدم که می آمدی میان رقص باران و چشمک ماه آنجا بین مرگ زندگی در دور دست ها لابه لای درخت های خشکیده من تورا مانند مهتاب تماشا میکردم نزدیک تر و نزدیک تر می آمدی قلبم را از جا کندم تو سالها بود فقط به ذهنم می آمدی تو در آغوش خاک و من اسیر باد

البته خیلی ازین قشنگ تر بودن.

جقدر قبلن ازینا مینوشتم:)

مهتاب میتابید شب مرز بین زندگی و مرگ را میبرید باران میبارید ابر مرز بین اسمون و من را میبلعید اشک سر میخورد چشم ها درد تلخ وجود را میچشید دست ها خون میریخت ماه همچون عاشقی سرمست میدرخشید

یادمه بچه که بودم همیشه دلم میخاست ادمهارو خوشحال کنم. تمام تلاشم رو میکردم و انواع اقسام برنامه هارو میچیدم تا با همسن و سالام بهمون خوش بگذره. اولش اونا استقبال میکردن اما بعد از یه مدت من کم کم محو شدم. تبدیل شدم به یه شخصیت فرعی که فقط تلاش میکردم بچه خوبی باشه اما هیچ کس دوستش نداشت. درک نشدن توسط بقیه برا یه بچه کوچولویی که فقط میخاست دوستاشو خوشحال کنه چیزیه که من رو از درون میخوره. من تک تک حرف هایی که به یه بچه میگفتن رو دقیق توی قلبم به یاد میارم واضح و دردناک.