Dr Nicole LePera
Kanalga Telegram’da o‘tish
دکتر نیکول لپرا به فارسی جهت شرکت در کلاس لپراخوانی ادمین: @PanevisAdmin محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti
Ko'proq ko'rsatish965
Obunachilar
+124 soatlar
+37 kunlar
-530 kunlar
Postlar arxiv
به جای اینکه دنبال پارتنری باشی که خوشبختت کند، دنبال پارتنری باش که حس امنیت به تو بدهد.
نیکول لپرا
@NicoleLePera
ناامیدیِ مفید
بیشتر بزرگسالان هنوز برای تأیید گرفتن از والدین خود زندگی می کنند. تلاش می کنند برای به دست آوردن عشقی که در کودکی دریافت نکردند. زندگی برای دیگری به یک راه منتهی می شود: پشیمانی.
مهمترین مهارتی که در بزرگسالی باید ایجاد شود، توانایی ناامید کردن است.
@NicoleLePera
«دختر خوب»
شرطیسازی تحت عنوان «دختر خوب»، پیامهایی هستند که ما در دوران کودکی دریافت میکنیم تا سازشگر مؤدب و خوشایند باشیم.
به بسیاری از دختران به طور مستقیم (یا غیر مستقیم) گفته شده است که هرگز عصبانیت خود را نشان ندهند. به دیگران اجازه بدهند که از حد و مرزهای آنها عبور کنند و برای راضی نگه داشتن دیگران از نیازهای خود بگذرند.
دختران کم سن و سالی که این خصوصیتها را دارند در خانواده یا جامعه پاداش ذهنی دریافت میکنند. به این دختران معمولاً گفته میشود «بالغتر از سنشان» هستند.
آنها به گونهای شرطی میشوند که ارزش خود را در فدا کردن نیازهای خود و توجه به نیازهای دیگران بدانند.
البته خوب بودن هزینهٔ بالایی برای آنها دارد زیرا قادر نیستند ناراحتی و معذب بودن خود را اعلام کنند. به کسی «نه» بگویند (یا) حد و مرز تعیین کنند یا احساس واقعی خود را ابراز کنند.
مثال: شما به عنوان یک دختر کم سن و سال در کنار دایی خود احساس راحتی ندارید زیرا او مشروب زیادی مصرف کرده است و خیلی صحبت میکند. حس درونیتان به شما میگوید که باید از او فاصله بگیرید. مادرتان نیز متوجه معذب بودن شما میشود. اما به جای اینکه شما را در این موقعیت راهنمایی کرده و احساستان را تأیید کند یا به شما یاد بدهد که چگونه از حد و مرزهای خود محافظت کنید، میگوید: تو باید با داییات گرم برخورد کنی. اینجوری زشته و فکر میکنه «بی ادبی».
پیامی که این رفتار مادرتان به شما منتقل میکند واضح است: ظاهر بیرونی مهمتر از احساس درونی شماست.
هیچ دختری دوست ندارد «بیادب» به نظر برسد به همین خاطر سعی میکند با نادیده گرفتن احساس درونی خود، با داییاش گرم بگیرد. با این کار بدنش کم کم وارد حالت قفلشدگی یک پاسخ ترومایی میشود و یاد میگیرد با نادیده گرفتن احساس خود، اطرافیان را راضی نگه دارد.
وقتی این موقعیتها در دوران کودکی زیاد اتفاق بیافتند، «دختر خوب» به این باور میرسد که: نقش من در جامعه این است که دیگران از من خوششان بیاید. این باور منجر به حالت بیشهوشیاری میشود. یعنی تمرکز بیش از حد بر روی اینکه دیگران چه فکری دربارهٔ من میکنند، چطور به نظر میرسم و اینکه آیا پذیرفته میشوم؟
این دختران یا وارد حالت قفلشدگی جدا شدن از احساس خود میشوند یا وارد حالت دستبوسی، راضی نگه داشتن، موافقت کردن یا اجتناب کردن از تعارض و کشمکش میشوند.
«دختران خوب» نمیتوانند مهارتهای مهمی را یاد بگیرند مثل به زبان آوردن نیازهای خود، مشخص کردن حد و مرز در روابط، حل تعارضات.
به تدریج این «دختر خوب» عصبانی میشود، خیلی عصبانی. اما یاد گرفته است که از عصبانیت خود بترسد یا این باور را در خود شکل میدهد که خودش مشکل دارد.
تا اینکه بالاخره روزی به این حقیقت میرسد که عصبانیت و خشم او به حق است و نقش او در زندگی این نیست که دیگران از او خوششان بیاید بلکه او باید خودِ واقعیاش باشد.
نیکول لپرا
@NicoleLePera
مهم ترین انتخابی که میکنید دانشگاهی که میروید نیست، خانهای که در آن زندگی میکنید نیست، یا شغلی که برمیگزینید نیست. کسی است که عمرتان را با او میگذرانید.
نیکول لپرا
@NicoleLePera
اگر نیازهای اولیه برآورده نشود، حال ما نمیتواند خوب باشد. البته اگر افراد نتوانند زندگی خود را تأمین کنند، اضطراب، افسردگی و هر علامت دیگری از بدن خود دریافت میکنند. یا اگر در خانه، در روابط خود احساس امنیت نکنند.
بدن ما فوقالعاده عاقل است و اضطراب زنگ خطر داخلی ماست که میگوید: «من در امان نیستم. باید در حالت آمادهباش باشم. من نمیتوانم آرام بگیرم». افسردگی هشدار بدنی است که خاموش میشود و میگوید: «من در امان نیستم. من باید جدا شوم. اگر من در حالت فریز شدن(افسردگی) بروم، میتوانم از این وضعیت جان سالم به در ببرم».
سرکوب این علائم راه حل نیست. این کار، یعنی سرکوب، همیشه راهحلهای موقتی را ارائه میدهد، چرا که ما علائم را به عنوان راهحلی طبیعی جهت سازگاری با شرایط نمیشناسیم. و ما نمیدانیم که همهٔ انسانها نیازهای اساسی برای ایمنی، تعلق و هدف کلی دارند. ما همچنین به اندازهٔ کافی در مورد این واقعیت صحبت نمیکنیم که بسیاری از درمانگران خود در حالت بقا هستند. بسیاری از آنها در بدهیهای هنگفت با حقوق بسیار اندک هستند. در مورد دیگران در حرفههای مددیاری نیز همینطور است. مردم چگونه میتوانند از دیگران مراقبت کنند، اگر از خودشان مراقبت نکنند؟ چگونه یک فرد میتواند راه خروج از حالت بقا را به کسی نشان دهد اگر هنوز خودش در آن است؟ اگر ما بخواهیم حال مردم خوب باشد، ما باید نیازهای انسان را به طور کامل بشناسیم. ما باید درک کنیم که انسانهایی که این نیازهایشان برآورده نمیشود، واکنش خواهند داشت و سازگاری را در پیش میگیرند(یعنی افسردگی را انتخاب میکنند بطور طبیعی).
اگر فرهنگ ما مشکلات بهداشت روانی رو به افزایشی دارد (و دارد) این دلیلی دارد. این آینهای است که به ما نشان میدهد چه چیزهایی را باید در خود شفا دهیم و چه چیزهایی را باید با هم به عنوان یک جامعه بسازیم. ما باید شروع کنیم به شناخت زندگی مردم به عنوان یک کل. در این صورت رفتار آنها همیشه منطقی خواهد بود. سپس، دیگر به همه نمیگوییم که بیمار هستند و شروع به گفتگوهای صادقانه و هر چند تلخی میکنیم که تمایل داریم آنها را زیر فرش پنهان کنیم.
نیکول لپـرا
@NicoleLePera
مرحلهٔ پیلهٔ شفا زمانی است که تنها کاری که باید انجام دهید این است: استراحت کنید، از صحبتهای کوچک اجتناب کنید و دیگر در آشفتگی زندگی دیگران شرکت نکنید.
این کار در تنهایی است، اما رهاییبخش است.
نیکول لپرا
@NicoleLePera
آنچه روابط را تخریب میکند: توقعات غیرواقعی و آسیبهای حلنشدهٔ دوران کودکی است.
نیکول لپرا
@NicoleLePera
تصادفی نیست که افسردگی به شدت افزایش یافته است، زیرا ما به مدت ۸ ساعت در روز روی صندلی نشستهایم.
ما برای راه رفتن تکامل یافتهایم.
این فعالیت مغز و سیستم عصبی ما را تنظیم میکند.
اجداد ما روزانه ۶ مایل یا حداقل ۲ ساعت پیادهروی میکردند.
ما برای حرکت ساخته شدهایم.
نیکول لپرا
متن بلند در ادامه:
Walking is the single most natural and simple way to regulate your nervous system. If you can, do it outside. The natural bilateral eye movement from walking will help you process stress, difficult situations, and will help you process emotional memories.
When stressful things happen to us, we need to move so our brain can process the emotions. When we sit still after stress for long periods of time, we ruminate. Rumination is playing a situation in our mind over and over again. We do this because the emotional memory is trying to be processed, but with the body in a state of stillness, it can’t happen.
Chronic rumination leads to depression.
It’s no coincidence that as we’ve been pulled into sedentary lifestyles, depression has increased. Our ancestors walked all the time. Throughout the day. Every day. “Walk it off,” is not just a saying, it’s a truth.
Add walking into your daily life whenever you can. Even small bursts of walking help.
Some ideas:
1. A simple walk around your block
2. Drive to a park or a street with shops and walk it (explore new parks or hikes you haven’t been on before)
3. Park father away every time you have a chance
4. If weather is bad, walk indoor malls or shopping centers
5. Find a walking buddy to hold you accountable
6. Ask to do therapy or coaching on the phone so you can walk
7. Get a small treadmill and a stand for your laptop so you can work and walk
Without enough natural movement and light, humans will inevitably end up depressed.
Nicole Lepera
پیادهروی طبیعیترین و سادهترین راه برای تنظیم سیستم عصبی شماست. اگر بتوانید، آن را در فضای باز انجام دهید. حرکت طبیعی و دوطرفهٔ چشمها هنگام راه رفتن کمک میکند استرس، موقعیتهای دشوار و خاطرات هیجانی را بهتر پردازش کنید.
وقتی اتفاقات استرسزا برایمان میافتد، لازم است حرکت کنیم تا مغزمان بتواند احساسات را پردازش کند. اگر بعد از استرس، مدتی طولانی بیحرکت بنشینیم، دچار نشخوار ذهنی میشویم. نشخوار ذهنی یعنی یک موقعیت را بارها و بارها در ذهنمان مرور کردن. این کار را میکنیم چون خاطرهٔ هیجانی میخواهد پردازش شود، اما وقتی بدن در حالت سکون است، این پردازش بهخوبی انجام نمیشود.
نشخوارِ ذهنیِ مزمن به افسردگی میانجامد.
تصادفی نیست که هرچه سبک زندگی ما کمتحرکتر شده، افسردگی هم بیشتر شده است. نیاکان ما دائماً پیادهروی میکردند؛ در طول روز، هر روز. عبارت «پیادهروی کن تا از تنت دربیاید» فقط یک ضربالمثل نیست، یک واقعیت است.
هر زمان میتوانید، پیادهروی را وارد زندگی روزانهٔ خود کنید. حتی قدمزدنهای کوتاه هم مفیدند.
چند پیشنهاد:
۱. یک پیادهروی ساده دورِ محل زندگیتان.
۲. با ماشین به یک پارک یا خیابانی با مغازهها بروید و در آن قدم بزنید (پارکها یا مسیرهای تازهای که قبلاً نرفتهاید را کشف کنید).
۳. هر وقت فرصت داشتید، ماشین را کمی دورتر پارک کنید.
۴. اگر هوا بد است، در پاساژها یا مراکز خرید سرپوشیده راه بروید.
۵. یک همراه برای پیادهروی پیدا کنید تا به هم انگیزه بدهید.
۶. از درمانگر یا مربیتان بخواهید جلسات را تلفنی(لایو) برگزار کند تا همزمان بتوانید راه بروید.
۷. یک تردمیل کوچک و نیز پایهای برای لپتاپتان بگیرید تا بتوانید هنگام کار کردن راه بروید.
بدون حرکت طبیعیِ کافی و نورِ مناسب، انسانها دیر یا زود دچار افسردگی میشوند.
نیکول لپرا
@NicoleLePera
تصادفی نیست که افسردگی به شدت افزایش یافته است، زیرا ما به مدت ۸ ساعت در روز روی صندلی نشستهایم.
ما برای راه رفتن تکامل یافتهایم.
این فعالیت مغز و سیستم عصبی ما را تنظیم میکند.
اجداد ما روزانه ۶ مایل یا حداقل ۲ ساعت پیادهروی میکردند.
ما برای حرکت ساخته شدهایم.
نیکول لپرا
متن بلند در ادامه:
Walking is the single most natural and simple way to regulate your nervous system. If you can, do it outside. The natural bilateral eye movement from walking will help you process stress, difficult situations, and will help you process emotional memories.
When stressful things happen to us, we need to move so our brain can process the emotions. When we sit still after stress for long periods of time, we ruminate. Rumination is playing a situation in our mind over and over again. We do this because the emotional memory is trying to be processed, but with the body in a state of stillness, it can’t happen.
Chronic rumination leads to depression.
It’s no coincidence that as we’ve been pulled into sedentary lifestyles, depression has increased. Our ancestors walked all the time. Throughout the day. Every day. “Walk it off,” is not just a saying, it’s a truth.
Add walking into your daily life whenever you can. Even small bursts of walking help.
Some ideas:
1. A simple walk around your block
2. Drive to a park or a street with shops and walk it (explore new parks or hikes you haven’t been on before)
3. Park father away every time you have a chance
4. If weather is bad, walk indoor malls or shopping centers
5. Find a walking buddy to hold you accountable
6. Ask to do therapy or coaching on the phone so you can walk
7. Get a small treadmill and a stand for your laptop so you can work and walk
Without enough natural movement and light, humans will inevitably end up depressed.
Nicole Lepera
پیادهروی طبیعیترین و سادهترین راه برای تنظیم سیستم عصبی شماست. اگر بتوانید، آن را در فضای باز انجام دهید. حرکت طبیعی و دوطرفهٔ چشمها هنگام راه رفتن کمک میکند استرس، موقعیتهای دشوار و خاطرات هیجانی را بهتر پردازش کنید.
وقتی اتفاقات استرسزا برایمان میافتد، لازم است حرکت کنیم تا مغزمان بتواند احساسات را پردازش کند. اگر بعد از استرس، مدتی طولانی بیحرکت بنشینیم، دچار نشخوار ذهنی میشویم. نشخوار ذهنی یعنی یک موقعیت را بارها و بارها در ذهنمان مرور کردن. این کار را میکنیم چون خاطرهٔ هیجانی میخواهد پردازش شود، اما وقتی بدن در حالت سکون است، این پردازش بهخوبی انجام نمیشود.
نشخوارِ ذهنیِ مزمن به افسردگی میانجامد.
تصادفی نیست که هرچه سبک زندگی ما کمتحرکتر شده، افسردگی هم بیشتر شده است. نیاکان ما دائماً پیادهروی میکردند؛ در طول روز، هر روز. عبارت «پیادهروی کن تا از تنت دربیاید» فقط یک ضربالمثل نیست، یک واقعیت است.
هر زمان میتوانید، پیادهروی را وارد زندگی روزانهٔ خود کنید. حتی قدمزدنهای کوتاه هم مفیدند.
چند پیشنهاد:
۱. یک پیادهروی ساده دورِ محل زندگیتان.
۲. با ماشین به یک پارک یا خیابانی با مغازهها بروید و در آن قدم بزنید (پارکها یا مسیرهای تازهای که قبلاً نرفتهاید را کشف کنید).
۳. هر وقت فرصت داشتید، ماشین را کمی دورتر پارک کنید.
۴. اگر هوا بد است، در پاساژها یا مراکز خرید سرپوشیده راه بروید.
۵. یک همراه برای پیادهروی پیدا کنید تا به هم انگیزه بدهید.
۶. از درمانگر یا مربیتان بخواهید جلسات را تلفنی(لایو) برگزار کند تا همزمان بتوانید راه بروید.
۷. یک تردمیل کوچک و نیز پایهای برای لپتاپتان بگیرید تا بتوانید هنگام کار کردن راه بروید.
بدون حرکت طبیعیِ کافی و نورِ مناسب، انسانها دیر یا زود دچار افسردگی میشوند.
نیکول لپرا
@NicoleLePera
🧠 فرافکنی (Projection)
سازوکار دفاعی ناآگاهانه:
وقتی نمیخواهیم یا نمیتوانیم احساسات، افکار یا ویژگیهای ناخوشایند خود را بپذیریم، ناخودآگاه آنها را به دیگران نسبت میدهیم.
❓ چرا فرافکنی میکنیم؟
✅ کاهش موقت اضطراب و احساس گناه
✅ حفظ تصویر ذهنی مثبت از خود
مثال:
بهجای گفتن «من حسودم»، میگوییم: «او به من حسادت میکند»
🔍 شناخت فرافکنی چه کمکی میکند؟
1️⃣ رفتارها را شخصی نکنیم
بسیاری از واکنشهای منفی دیگران بازتاب درونیات حلنشده خودشان است، نه ما.
2️⃣ مرز روانی سالمتر بسازیم
با آگاهی، درگیر هر قضاوت و انتقادی نمیشویم و جایگاه ناظر را حفظ میکنیم.
3️⃣ همدلی آگاهانه(نه پذیرش رفتار بد)
ممکن است پشت رفتار آزاردهنده، رنج پنهانی باشد؛ دید ما میتواند انسانیتر شود.
4️⃣ کاهش نشخوار ذهنی
بهجای پرسیدن «مشکل من چی بود؟» بپرسیم:
«چه چیزی در درون او باعث این واکنش شد؟»
⚠️ نکتهٔ مهم:
همه رفتارها فرافکنی نیستند.
برخی انتقادها واقعی و سازندهاند.
🔑 تشخیص درست، نیاز به خودآگاهی دارد.
✍️ برگرفته از آثار دکتر نیکول لپرا
@NicoleLePera
+7
دربارهٔ خیانت
کامنتهایی دربارهٔ این پست در «گروه رابطه»
جهت پیوستن به گروه رابطه با ادمین هماهنگ کنید.
@NicoleLePera
سلام به دوستان،
هنوز زندهایم!
ممنون از پیامهای همهٔ دوستان، مخصوصاً دوستانِ خارج از ایران. بعد از ۵۰ روز الآن دیدم پیامها را.
کلاسها و جلسات لایو دورهمیهایمان همراه با دوستان در روبیکا و اسکایروم برقرار هستند. مصفاخوانی، کریشنامورتیخوانی، رمانخوانی، گروه رابطه، گعده، و باقی کلاسها.
برای شرکت، در اپلیکیشن روبیکا به آیدی طوبیٰ پیام دهید:
PanevisAdmin
این لینک احتمالاً کار بکند:
https://rubika.ir/@PanevisAdmin
و یا این:
https://rubika.ir/PanevisAdmin
بنده به اینترنت دسترسی چندانی ندارم.
خدانگهدارتان
پانویس
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
