اقامتگاه کاج و ابر
Kanalga Telegram’da o‘tish
1 232
Obunachilar
-124 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
+3030 kunlar
Postlar arxiv
1 232
من لحظههای زیادی رو زندگی کردم. منظورم اینه نفس نکشیدم، زندگی کردم و حس زنده بودن داشتم، خوشحال بودم؛ لحظههایی که چیزی سر جاش نبود. زندگی اتفاق میافتاد، وقتی چیزی برای ثابت کردن نداشتم، وقتی عجلهای نبود، و لازم نبود وانمود کنم حالم بهتر از واقعیته. اون لحظهها کوتاه بودن، پس شاید بشه گفت یهوقتهایی، واقعاً زنده بودم.
1 232
Repost from 𝖽𝖺𝗂𝗅𝗒 𝖽𝗈𝗌𝖾 𝗈𝖿 𝖻𝗈𝗈𝗄𝗌 🐈⬛️
+1
💌 Readers favorite Romance ;
— Greate Big Beautiful Life by Emily Henry ༉
امیلی هنری بابت کتاب های رومنسش همتون باهاش اشنایی دارید ، و خیلی از کتاب هاش رو یا شنیدید و یا خوندید . اثار معروفش book lovers , beach read , happy place و ... هستن.
امیلی هنری جز کساییه که قلم خیلی قشنگی تو نوشتن رومنس داره و اگر از قبل طرفدار نوشته هاش بودید این بارهم قراره حسابی خوش بگذره .داستان دربارهی دو نویسندهست که سر یک فرصت خیلی خاص با هم رقابت میکنن نوشتن زندگینامهی زنی مرموز که انگار خودش یه رمان زندهست.
1 232
Repost from «قلمگاه»
گاهی آدم فقط نیاز داره یکی کنارش باشه و بهش بگه که"با هم دیگه از پسش برمیایم".
1 232
Repost from midnight tales
باور تلخ مردم از نشانهی شیطان روی بدن زنها 🥀
در اروپا در سالهای ۱۶۰۰ باوری عجیب بین مردم رایج شد… زمانی که ترس از جادوگری و ارتباط با شیطان به یک هیاهوی جمعی بدل شده بود، موضوعی پدیدار شد که بیش از هر چیزی انسان را به مرگ سوق میداد: نشانهٔ شیطان! اعتقادی که میگفت شیطان بهعنوان مهر وفاداری و قرارداد با خدمتکارانش، علامتی دائم روی بدن آنها قرار میدهد. این اعتقاد چنان قدرتمند بود که تبدیل به ابزار اصلی شناسایی و محکومیت متهمان جادوگری شد. در محاکمات در سراسر اروپا، از انگلیس تا اسکاتلند، از آلمان تا سوئد، دیگر به شاهدان یا شواهد ملموس نگاه نمیکردند، بلکه به جسم برهنهی انسان خیره میشدند، جایی که احتمال میدادند شیطان حداقل یک نشانه گذاشته باشد. • نشانهی شیطان چه بود؟ محققان معاصر توصیفهایی از Devil’s mark ارائه دادند: باور بر این بود که شیطان با چنگال خود پوست را خراش میدهد یا از آتش داغ با آهن برای بهجا گذاشتن علامت استفاده میکند. گاهی گفته میشد شیطان آن را با لیسیدن بدن ایجاد میکند. ردهایی که دیده میشد میتوانست شامل زگیل، خال، برآمدگیهای غیرمعمول، نوک پستان اضافی یا لکههای رنگی باشد. باور بر این بود که این نشانهها در هر نقطه از بدن میتوانند یافت شوند. • روشهای وحشتناکِ بررسی: زنان با اجبار در دادگاه برهنه میشدند ( حتی در محاکماتی با جمعیت زیاد )، موهای بدنشان کاملا تراشیده میشد چون هر ناحیهای باید بررسی میشد. اگر در ناحیهای علامت یا برآمدگی خاص مشاهده میشد، در آن نقطه سوزن، سنجاق و ابزارهای نوکتیز بارها فرو میرفت. اگر خون نمیآمد و فرد در آن نقطه احساس درد نمیکرد، بلافاصله اعلام میشد این همان نشانهی شیطان است. همین کافی بود تا فرد متهم تلقی شود. در بعضی مناطق، “کسانی که علائم را پیدا میکردند” حتی بهعنوان متخصصان رسمی شناخته میشدند و بر اساس تعداد محکومیتها دستمزد میگرفتند. یعنی هر چه بیشتر Devil’s mark تشخیص داده میشد، سود بیشتری نصیب آنان میشد و این خود چرخهای از سوءاستفاده و وحشت بهوجود میآورد. در باور آن زمان، نشانهی شیطان تنها یک لکه یا خال ساده نبود: این علامت مهر وفاداری به شیطان بود. اثبات اینکه فرد جادوگر شده و با نیروهای شیطانی پیمان بسته. در برخی موارد تصور میشد شیطان با این علامت به شخص قدرتهای مخفی داده، با او همخواب شده و زن را برای ادامهی نسل خود انتخاب کرده. متأسفانه این طرز فکر تاریخی بیش از هرچیز زنان، سالمندان و افراد تنها را هدف گرفت. • یکی از مستندترین نمونهها: زنی به نام Catherine Boyraionne دستگیر شد. برای آشکار شدن حقیقت چربی داغ را بارها روی بدنش ریختند: بر چشمها، زیر بغل، گودی شکم، رانها، آرنجها، و در نهایت اندام خصوصی. هدف پیدا کردن نقطهای بود که درد را حس نکند، نشانهای که ثابت کند شیطان بدنش را لمس کرده. کاترین هرگز اعتراف نکرد و در زندان بر اثر جراحات وارد شده جان داد. • در همین دوران حرفهای جدید شکل گرفت، حرفهای که نامش لرزه به جان مردم میانداخت: جادوگریاب. این افراد بهطور رسمی استخدام میشدند تا متهمان را بررسی، بدنشان را بازرسی و نشانهی شیطان را پیدا کنند. مشهورترینِ آنها متیو هاپکینز بود. در سال ۱۶۴۵ نوشتهها و رسالههای او به اوج محبوبیت رسید و باعث شد نشانهی شیطان به یکی از مهمترین مدارک قانونی در دادگاهها تبدیل شود. هاپکینز باور داشت که شیطان همیشه ردی روی بدن پیروانش میگذارد. آنقدر این نقش قدرت داشت که حتی زنان نیز تلاش کردند وارد آن شوند. در اسکاتلند، دو زن با نامهای جعلی “آقای دیکسون” و “آقای پترسون” لباس مردانه پوشیدند تا بتوانند بهعنوان جادوگریاب فعالیت کنند. نه برای نجات، بلکه برای مشارکت در همان سیستمی که بدن زنان دیگر را میکاوید! • پایان باورها: با رسیدن به قرن هجدهم و آگاهی بیشتر علمی، باور به Devil’s mark در محاکمات عملاً از بین رفت اما رد آن در اسناد دادگاهها، شکنجهها و نوشتههای مذهبی باقی ماند. نشانهای تاریک از زمانی که بدن انسان مثل دفتر اتهام دیده میشد…
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
