uz
Feedback
𝐃𝖾𝗏𝗂𝗅 𝐊𝗂𝗅𝗅𝖾𝗋

𝐃𝖾𝗏𝗂𝗅 𝐊𝗂𝗅𝗅𝖾𝗋

Kanalga Telegram’da o‘tish

𝐃rug,𝙎moke,𝐌aybe s’ex,

Ko'proq ko'rsatish
874
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
Repost from N/a
در چشمان دریایی ات غرق شدم روحم را در تنت امانت گذاشتم گل رزی بر لبانت کاشتم خرامان خرامان نیلوفر برکه ام شدی برای من شدی قبل
در چشمان دریایی ات غرق شدم روحم را در تنت امانت گذاشتم گل رزی بر لبانت کاشتم خرامان خرامان نیلوفر برکه ام شدی برای من شدی قبله سجود شبانه ام شدی

Repost from N/a
لبخند درشتی به لب زدم و به دیدگانی که در پی راه گریزی می‌گشتند خیره شدم . _ آم چیزه ... عه وای‌‌‌..اینجا کجاس ؟! ... سرش را کج کرد و با گویشی بهانه جو دوباره بلغور کرد : _ آقا ... لطفا من رو ببخشید ، من باید برم شب شده ... پوزخندی کناره لبم شکوفه زد ، صورتم را پیش  آوردم : _ که اینطور ، پس دوست داری زودتر از دستم در بری . گردنش را رهانیدم اما فاصله را همچنان حفظ کردم و او فرصت را غنیمت شمرد و به خیال گریز از محاکمه ام به اطراف چشم درازی می‌کرد.  _ آقا من با دوستم به این باغ اومدیم اما اون منو تنها گذاشت و فرار کرد دستانم را به قصد < یکی به نعل زدن یکی به میخ > به کمر بستم و بدن کج کردم : _ خب ؟! ادامش ؟! پاهایش همچون سگی در پی لانه ، دانه خاک هارا بی رفیق می‌کرد: _ باور کنید قصدم دزدی نبود فقط کنجکاو بودیم آخه باغ شما تنها مکان تاریک این روستاس گوشه لب را گزیدم و سرزنش وار بر نگاه هراسانش دست کشیدم : _ چه روزگار عجیبی شده ... به این بهونه وارد باغ میشی و پروانه بازی میکنی ! ... خودت بگو باهات چیکار کنم به وقت خواب آلودگی ✨

Repost from N/a
حالم بدههههه بچمو دارن میبرن سربازی

Repost from N/a
⚓️ 𝖡𝗋𝗂𝗀𝗁𝗍 𝗅𝗂𝗀𝗁𝗍 , 𝗀𝗈𝗂𝗇𝗀 𝖿𝗈𝗋𝗐𝖺𝗋𝖽 𝖸𝗈𝗎 𝗍𝗁𝗈𝗎𝗀𝗁𝗍 𝖨 𝗐𝖺𝗌 𝗀𝗈𝗇𝗇𝖺 𝖿𝖺𝗂𝗅 𝖻𝗎𝗍 𝖨'𝗆 𝖿𝗂𝗇𝖾 , 𝗌𝗈𝗋𝗋𝗒 𝖲𝗈𝗋𝗋𝗒 ," 𝖡𝗂𝗅𝗅𝖻𝗈𝖺𝗋𝖽 " 𝖲𝗈𝗋𝗋𝗒 ," 𝗐𝗈𝗋𝗅𝖽𝗐𝗂𝖽𝖾 " 𝖲𝗈𝗋𝗋𝗒 𝗆𝗈𝗆 , 𝗒𝗈𝗎𝗋 𝗌𝗈𝗇'𝗌 𝗍𝗈𝗈 𝗁𝗈𝗍 𝖨'𝗆 𝖻𝖾𝗂𝗇𝗀 𝖺 𝗀𝗈𝗈𝖽 𝗌𝗈𝗇 𝗂𝗇 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 𝗈𝖿 𝗒𝗈𝗎 𝖭𝗈 𝖼𝗈𝗇𝗌 𝗂𝗇 𝗈𝗎𝗋 𝖼𝗈𝗇𝖼𝖾𝗋𝗍𝗌 𝖨 𝖽𝗈 𝗂𝗍 , 𝖨 𝖽𝗈 𝗂𝗍 , 𝗒𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝖺 𝗍𝖺𝗌𝗍𝖾𝗅𝖾𝗌𝗌 𝗋𝖺𝗍𝖺𝗍𝗈𝗎𝗂𝗅𝗅𝖾 𝖨𝖿 𝗒𝗈𝗎'𝖿𝖾 𝗃𝖾𝖺𝗅𝗈𝗎𝗌 , 𝗌𝗎𝖾 𝗆𝖾

Repost from N/a
به اخر خط که رسید نفس هایش سنگین و سنگین تر میشد تا کم کم بالا نگه داشتن پلک هایش برایش سخت شد و تسلیم خواب ابدیت شد.

Repost from N/a
کی گفته من تنهام ؟! من سر دردمو دارم که هیچوقت ولم نمیکنه ♡.

𖥻 ִ ۫ 「   𝐏𝗎𝗍 𝗍𝗁𝖾 𝗉𝖾𝖽𝖺𝗅 𝗍𝗈 𝗍𝗁𝖾 𝖿𝗅𝗈𝗈𝗋 𝖨 𝗁𝗂𝗍 𝗍𝗁𝖾 𝖽𝗈𝗈𝗋 𝐆𝗂𝗏𝖾 𝗆𝖾 𝖾𝗏𝖾𝗋𝗒𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀 𝗒𝗈𝗎 𝗀𝗈𝗍 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖾 𝐁𝖺𝗇𝗄 𝗂𝗌 𝗈𝗐𝖾𝖽, 𝗒𝖾𝖺𝗁 𝗒𝗈𝗎 𝗉𝗎𝗅𝗅 𝗎𝗉 𝗂𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝐋𝖺𝗆𝖻𝗈   」𖥦 ִֶָ

+1
⠀⠀𒂟⠀۪⠀⃘◍⠀ׄ⠀𝗇𝗈 𝗈𝗇𝖾 𝗂𝗌 𝐘𝗈𝗎 𝖺𝗇𝖽 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗂𝗌 𝗒𝗈𝗎𝗋 𝐒𝗎𝗉𝖾𝗋𝗉𝗈𝗐𝖾𝗋.⠀ׄ⠀ׅ⠀🌑⠀ּ⠀𖧚

چرا جدیدا دلم نمیاد اهنگامو باهاتون به اشتراک بزارم؟ واقعا روشون خیلی تعصبی شدم جدیدا اینجوری که " فقط مال خودمین"

The most beautiful combination.. isn't it? #KV
+5
The most beautiful combination.. isn't it? #KV

Repost from N/a
”صلیب شما برای من.. آغشته به درد، خون و حسرته؛ همونطور که از دیدگاه شما با عشق و محبت آمیخته شده.. پس من ترجیح میدم به جای صلیب، خدایی رو ببوسم که پذیرشش، پرستش من رو شکل میده! روزی هم من خدام رو توی این کلیسا میبوسم پدر.. نه صلیبی رو که به دست همه داده شده!“ •INRED•

Repost from N/a
여우비 [𝚢𝚎𝚘𝚞𝚋𝚒] • 𝐊𝐨𝐫𝐞𝐚𝐧 a sun shower - the event of having light rain while the sun is shining.
+1
여우비 [𝚢𝚎𝚘𝚞𝚋𝚒] • 𝐊𝐨𝐫𝐞𝐚𝐧  a sun shower - the event of having light rain while the sun is shining.

چند سالی بود که گذشته بود. توی یک روز بارونی توی کافه مورد علاقش ، جایی ک همیشه می‌شست ، نشسته بود. از پنجره شیشه ای کافه به بیرون زل زده بود ، حتی هواهم دلش گرفته بود بارون با شدت زیادی به زمین میکوبید. حتی لحظه ای نمیتونست از فکر بیرون بیاد. با فکر خاطرات تکراری داشت خودش رو عذاب میداد . صاحب کافه که حال پسر رو دید قهوه همیشگی پسر و براش اورد و روبه روش نشست. _ تهیونگا .. + بله !؟ _ هنوزم بهش فکر میکنی ..؟ پسر لبخند تلخی زد . مگه میشد فکر نکنه وقتی همه زندگیش بود. +هر روز .. هر روز ،هر ساعت ،هر دقیقه ،هر ثانیه هیچوقت از یادم نمیره ..

این روح هیچ خونه‌ای نداره .. این روح هیچ صدایی نداره ! شمع توی ، تاریکی صبح میسوزه !.. کابوس من کابوس من کابوس من..!

Repost from N/a
″صلیب شما برای من... آغشته به درد، خون و حسرته؛ همونطور که از دیدگاه شما با عشق و محبت آمیخته شده...پس پدر...من ترجیح میدم به جای صلیب،خدایی رو ببوسم که پذیرشش، پرستش من رو شکل می ده! روزی هم من خدام رو توی این کلیسا میبوسم پدر... نه صلیبی رو که به دست همه داده شده! #INRED

Repost from N/a
″مهربان‌ترین روح‌ها بیشترین رنج را می‌کشند.″

Repost from N/a
قلبم درد میکنه، هم از تنهایی و هم از وجود خودش، چرا که چیزی جز تیکه سنگی بیش نشده.

Repost from N/a
photo content
+1

Repost from 北の月
از دیوانه خطاب شدن هراسی ندارم اگر بخاطر تو باشد‌.

Repost from 北の月
برایت احمقانه ترین کارها رو میکنم حتی اگر دیوانه خطاب بشم، تو چطور؟ تو حاضری برای من چیکار کنی؟