𝐃𝖾𝗏𝗂𝗅 𝐊𝗂𝗅𝗅𝖾𝗋
Kanalga Telegram’da o‘tish
874
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
874
Repost from ㋿𝗠𝗮𝗺𝗮𝗖𝗶𝘁𝗮″
-مادام اگوستوس حواستون هست؟
چشماش رو از دیوار سفید اتاق بازجویی گرفت و به مرد خیره شد.
-لطفا همکاری کنید مادام.
+جناب باز پرس.
لبخند زد و با هیجان به مرد خیره شد
+تیکه های پازل رو کنار هم بزارین،
تا قبل ازینکه دیر شه موسیو تا قبل ازینکه تیکه های دیگه محو شن و جسد خاکستر شدشون رو پیدا کنید.
تا قبل ازینکه سایه ی درد همتون رو غرق دریای مرگ کنه.
کلید گم میشه،جواب اصلی دور میشه
سرباز و اسب یا وزیر؟
هیچکدوم جوابتون نیست،شاه بازی
تو اعماق ترس هاتون پنهون شده و منتظره...منتظره تا پیداش کنید.
دقایقی نگذشته بود،
مستانه خندید و دستاش رو دور گردنش حلقه شد
اروم اروم اعلائم حیاتیش کمتر میشد .
سرفه های گوش خراش و خونی که پراکنده میشد.
تپش های قلب شیشه ایش که به ارومی محو تر میشد.
وزیر از بازی حذف شد؛
میلان آگوستوس
زمان مرگ:11:05pm
علت مرگ:نا معلوم
مکان:اتاق بازجویی
پرونده قربانی هایه سایه درد:بسته شده
-Millan
874
Repost from 𑱘ׅ 𝐕iᥴƚ᥆ɾiᥲ ࣪ׄ٠ ׄ
فرق من و تو این بود که تو با من درمورد ماه حرف میزدی و من با ماه درمورد تو...
874
Repost from N/a
به نظرم تو برای همهی آدمهایی که تو زندگیشون قدم گذاشتی میتونی به نوعی معجزه باشی.
874
Repost from N/a
بعضی وقتا اینجوریم که چجوری اینقد عوض شد؟
جدی این همونیه که فکر میکردم همیشه هست یا همونیه که همیشه از خودمم برام مهم تر بود؟
بعد سعی میکنم خودمو قانع کنم حتما مشکل از منه من توقعم زیاده من سخت میگیرم
ولی وقتی از دور نگاه میکنم همچیز فرق میکنه
ادما، احساسات، حرفا، قولا، همچی
شایدم اگه چیزی یا یکی تغییر نکنه عجیب باشه
شایدم واقعا خودم تغییر کردم
874
Repost from ڪوࢪے .
à cause de toi
J'ai tué le monstre en moi.
mais maintenant
Il n'y a pas de nouvelles de lui.
Parce que je suis un vrai monstre !
874
Repost from Могила зимы
تو کسی بودی ک باعث شدی قلب ارومم تند بزنه و همون قلبی ک به جریان افتاد رو با حرفات ازبین بردی
