𝐃𝖾𝗏𝗂𝗅 𝐊𝗂𝗅𝗅𝖾𝗋
Kanalga Telegram’da o‘tish
874
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
874
Repost from N/a
نفسم به وجودش بند بود،
وجودش رو دیگه نداشتم
و اوج عذاب اینه که هنوز نفس می کشم.
by°Moonchild°
874
Repost from N/a
من داشتم تاوانه چی رو میدادم؟
اینکه تو رو نگهت داشته بودم برایه خودم؟
اینکع خاستم نشونت ندم؟
اونا از من یه ادم مهربون ساخته بودن برایه تو!
اما ...اما حالا که برگشتی از من چی میخوان؟
اینکه به حرفاشون نگاه کنم و لبخند بزنم؟
و بعد بهم بگن اوه متاسفم ...فراموش کردم...معذرت میخوام.
کاش بهم حرفایه جدید بزنن که بتونم مخفیت کنم.
من هنوزمدوسش داشتم ...اما
اما چی پسر؟
اما چی؟؟
هیچی هاردنم بزار بهت نگاه کنم و از ذهنه مخفیم بکشمت بیرون.
بزارمت رویه میز محاکمه و تمام زندگیمو نشونت بدم.
نزار بهم اونا نزدیک بشن.
همونایی که ترکم کردن و تیکه تیکه ام کردن.
بزار وقتی نبودم .
همه چیزو بهشون بگو.
حتی از شب هایی بگو که من و تو فریاد هام و اون تیغ و قصده لعنت شدم تنها میشدیم.
و هیچکس نبود کمی بغلم کنه.
برگردیم ب زمانی که هیچ چیز مهم نبود.
حتی مرگ و اشک هاش هاردن.
صفحه 10 _اشک .
874
Repost from мастер
وقتی برای اولین بار دیدمش هرگز فکرش را هم نمی کردم که او همان کسی است که بعدها بارها برایش خواهم مرد!
874
Repost from N/a
