uz
Feedback
dístαnt mσσn

dístαnt mσσn

Kanalga Telegram’da o‘tish

𝘐𝘵'𝘴 𝘮𝘦 𝘏𝘪 https://telegram.me/BChatBot?start=sc-156324-0gF34O1

Ko'proq ko'rsatish
535
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
𝗉𝖺𝗋𝗍 10 :

Repost from Tinnitus
‌ ‌ ‌ ‌ ‌“ 🌌 01 theme for android !! ”

+1
ᘡ ¡ ✩ ! I just wanna be... ٭ 🗝 ᜊ ﹞

📷  ๋࣭𝖼𝗁𝗅𝗈𝖾 ִֶָ | 𝖾𝗏︎𝖾𝗋𝗒𝖻︎𝗈𝖽𝗒 𝗄︎𝗇︎𝗈𝗐𝗌 𝗐𝖾 𝖺𝗋𝖾 𝗉𝗈𝗉𝗎𝗅︎𝖺𝗋 𝖼︎𝖺𝗎𝗌𝖾 𝗐𝖾'𝗋𝖾 #Ot3

🖇  ๋࣭𝗇︎𝗂𝖼︎𝗄︎ ִֶָ | 𝖾𝗏︎𝖾𝗋𝗒𝖻︎𝗈𝖽𝗒 𝗄︎𝗇︎𝗈𝗐𝗌 𝗐𝖾 𝖺𝗋𝖾 𝗉𝗈𝗉𝗎𝗅︎𝖺𝗋 𝖼︎𝖺𝗎𝗌𝖾 𝗐𝖾'𝗋𝖾 #yeonbin

Repost from N/a
⭔ ֺ۪  part 9 confess !

💼  ๋࣭𝗋𝖾𝗄︎𝗂 ִֶָ | 𝖾𝗏︎𝖾𝗋𝗒𝖻︎𝗈𝖽𝗒 𝗄︎𝗇︎𝗈𝗐𝗌 𝗐𝖾 𝖺𝗋𝖾 𝗉𝗈𝗉𝗎𝗅︎𝖺𝗋 𝖼︎𝖺𝗎𝗌𝖾 𝗐𝖾'𝗋𝖾 #soogyu

Repost from Tinnitus
- با هر قدمی که برمی‌داشت استرسش بیشتر میشد اما از کاری که قرار بود انجام بده مطمئن بود ، بعد از اینکه مطمئن شد همه بادیگاردا بیهوش شدن وارد کلاب شد خوب به اطرافش نگاه کرد اما نتونست تهیون رو پیدا کنه ، موسیقی رمانتیکی که درحال پخش بود باعث میشد بومگیو توی خاطراتش غرق شه انگار همه چیز یبار دیگه از جلوی چشماش رد میشدن روزی که تهیون هنوز بازی مسخره شو شروع نکرده رو به خوبی به یاد میاورد ، روزایی که احساس می‌کرد عشق همیشگی شو پیدا کرده بود ، هیچوقت فکرشو نمی‌کرد بخواد یه روزی دست به انتقام بزنه . حالا کاملا سر و صدای جمعیت قطع شده بود و می‌تونست خیلی راحت موسیقی رو بشنوه اون دقیقا موسیقی مورد علاقه تهیون بود ، بومگیو سعی کرد از خیالاتش بیرون بیاد که با حس دستی که روی شونه‌اش گذاشته شد به عقب برگشت و با دیدن چهره خمار تهیون تفنگ از دستش افتاد سعی کرد خودشو عقب بکشه اما دستای تهیون دور کمرش حلقه شد . درحالی که پوزخندی روی لباش شکل می‌گرفت گفت ” از موسیقی خوشت اومد؟ “ بومگیو فکش قفل شده بود و نمی‌تونست حرفی بزنه و کم کم همه چیز داشت براش تار میشد اما با داغی که روی لباش احساس کرد به خودش اومد و بی ‌اختیار تهیون رو همراهی کرد

+1
240222Taehyun tiktok ★ ٬ 🐈‍⬛️ ”اجازه بدید گربه‌‌م رو بهتون معرفی کنم 🐾“

🧋  ๋࣭𝗉𝖺𝗋𝗇𝗂 ִֶָ | 𝖾𝗏︎𝖾𝗋𝗒𝖻︎𝗈𝖽𝗒 𝗄︎𝗇︎𝗈𝗐𝗌 𝗂'𝗆︎ 𝗉𝗈𝗉𝗎𝗅︎𝖺𝗋 𝖼︎𝖺𝗎𝗌𝖾 𝗂'𝗆︎ #yeonjun

Repost from Cαr͡αmelᴉtα
+1
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ⠀⠀𓏲 ◟ #felix ◞

Repost from Cαr͡αmelᴉtα
+1
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ⠀⠀𓏲 ◟ #hyunjin ◞

@NCTScent '𝗌 𝗇𝖾𝗐 𝗉𝗈𝗌𝗍
‌ ‌ ‌ ㅤ ⃘𝇈 ִ ׄ 🎈 #yuta ۟ ֢ ʾ