dístαnt mσσn
Kanalga Telegram’da o‘tish
𝘐𝘵'𝘴 𝘮𝘦 𝘏𝘪 https://telegram.me/BChatBot?start=sc-156324-0gF34O1
Ko'proq ko'rsatish535
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
535
Repost from 人形魔鬼
مسیرهـای پیش روی زندگي اش را به وضوح میدیـد اما دیگر شوقی برای حرکت به سوی آنها نداشت تنها میخواست بنشینـد و برای مدتي به بیهودگی پناه ببـرد، تنهـا چیزی که میخواست چندساعتي آرامش در اتاقـش و دو شمع برای ادامـه شب هایی که به همراه زندگی عمیقي که درون کتاب ها برای خود داشت میگذشت.
535
Repost from ( برای همیشه بسته شد)
‘ شـایـد عـروسـ دریـایے 🩶 𝖯𝖺𝗀𝖾.𝟩✧
“ اگـر بـهـ مـدت كـافے بـهـ عـروسـهـاے دریـایے نـگـاه کـنیـد، تـپشـ قلـبـشانـ را احـسـاس مے کنـید. فرقے نـدارد انـها از کـدام نـوع بـاشـند؛ «آتـولا»ی خـونقـرمـز بـا درخـشـش دلـفـریـب و خـیـرهکـنـنده و یـا گـونـهی «کـلاهگـلدار» یـا «آرلـیا آریـتا» کـه مـثل مـاه نیـمـهروشـن اسـت. وقـتـی بـه سـرعـت جـمـع میـشـونـد و دوبـاره خـود را رهـا میـکنـند ، انـگـار ضـربـان دارنـد؛ مـانـنـد قـلـب یـك روح؛ قـلـبـی کـه مـیتـوان از آنطـرفـش دنـیای دیـگـری را دیـد؛ جـایـی کـه گـمشـده هـایـت در آن پـنهـان شـدهانـد.535
اگـر هـمه چـیز از بیـن می رفـت، و او باقے مے مانـد. مـن همچنـان بایــد باشـم؛ و اگـر هـمـه چـیز بـاقے مـے مانـد و او نابــود مے شـد، جـهان بهـ یک غـریبـه قـدرتمنـد تبـدیـل مے شد ، مـن نـباید بخـشی از آن بــه نـظر برسـم. بلــندی هـایِ بادگـیر .
535
Repost from ᥲyuⴊi
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ─ִ─ִ─ִ─ִ─ִ─ִ─ִ─ִ─ִ─ִ─ִ─ִ─ִ─ִ وقتی نوبت به تو میرسد، تشبیهـ بی معنا میشود. با خود فکر میکردم که تو را به آب، به اقیانوس تشبیه میکرده ام؛ به لطافت گلبرگ شکوفـه های هلو، به زیبایی انعکاس غروب در دل دریا و به درخشندگیـ شفق های قطبی. اما عزیزِ من، خود تو کسی هستی که باید عالم و آدم را به آن تشبیهـ کرد. تو مشبه نیستی، تو مشبه به ای، تو وجه شبهی! که دریا به وسعت قلبـ تو و گرمای خورشیـد به گرمای لبخند تو است. باید گفت آه چه آسمان ستارهـ بارانی، درست مانند چشمان او، چیزی مثال تو نمیشود، برای تو نیازی به بیان زیبایی نیست که تو خود مثالیـ .
