uz
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

Kanalga Telegram’da o‘tish

دیوانه نپرهیزد؛

Ko'proq ko'rsatish
1 959
Obunachilar
+324 soatlar
+97 kunlar
+2230 kunlar
Postlar arxiv
Repost from Saved Messages
ولایت علی، نه علی را دوست داشتن که " فقط " علی را دوست داشتن است. علی را سرپرست گرفتن و از هواها و حرف ها و جلوه ها بریدن است. - استاد علی صفایی حائری @donntnow |

Repost from Saved Messages
از يك عالم سنی در مورد امام علی عليه‌السلام سوال كردند: " در مورد علی چه ميگويی؟ " پاسخ بسيار لطيفی داد، گفت: " چه بگويم درباره‌ی كسی كه دشمنانش از روی حسد و بغض و دوستانش به سبب ترس و تقيه از دشمنان ، فضائلش را كتمان كردند ؟! اما از بين اين دو كتمان آنقدر فضيلت خارج شده است كه مشرق و مغرب عالم را پر كرده است! " @donntnow |

Repost from Saved Messages
از يك عالم سنی در مورد امام علی عليه‌السلام سوال كردند: " در مورد علی چه ميگويی؟ " پاسخ بسيار لطيفی داد، گفت: " چه بگويم درباره‌ی كسی كه دشمنانش از روی حسد و بغض و دوستانش به سبب ترس و تقيه از دشمنان ، فضائلش را كتمان كردند ؟! اما از بين اين دو كتمان آنقدر فضيلت خارج شده است كه مشرق و مغرب عالم را پر كرده است! " @donntnow |

مرا گفتی که ما را یار غاری؛ چنین تنها مرا در غار مگذار.

+ جهان که لطف ندارد، بگو نجف چه خبر؟

‏روابط انسانی واقعا پیچیده‌ست، این‌قدر پیچیده‌ست که گاهی دوست داری گاوی باشی در علف‌زاری سبز ولی به‌جاش هیچ‌وقت به واقعیت‌های درونی آدم‌ها پی نبری.

تردید خسته‌م می‌کنه.

کلمه‌ی saved messages رو من ابداع نکردم اما ایده‌ی این‌که اسم کانال باشه رو قبلا جایی ندیدم. می‌خواید بذارید بذارید. ولی دیگه
کلمه‌ی saved messages رو من ابداع نکردم اما ایده‌ی این‌که اسم کانال باشه رو قبلا جایی ندیدم. می‌خواید بذارید بذارید. ولی دیگه چیزایی که من این‌جا گذاشتم رو اون‌جا به اسم خودتون نشر ندید. مرسی :)

در ستایش اطمینان، حضور و هم‌راهی.
+3
در ستایش اطمینان، حضور و هم‌راهی.

رمز پیجم یادم نمیاد که دی‌اکتیو کنم. 🤦🏻‍♀️

Repost from Saved Messages
هوا گرفته است انگار کسی را با دوستت دارم نگفته‌اش، دفن کرده اند ... @donntnow |
هوا گرفته است انگار کسی را با دوستت دارم نگفته‌اش، دفن کرده اند ... @donntnow |

می‌گفت " آن حرف پایم را شکست. دیگر نمی‌توانستم پا به پای او همراهش باشم، در میانه راه افتادم. " ‏تعبیر دقیق از آن‌چه که بعضی حرف‌ها و کلمات.

همه‌چیز را یک‌جا با هم می‌خواست. و خوب می‌دانست که آدم « همه‌چیزخواه » بهره‌اش از هر چیزی که خواهانش است یا یک « هیچ بزرگ » است یا آن‌قدر اندک و نادیدنی که به چشم هم نیاید. بهای همه‌چیزخواهی، هیچ‌چیز نداشتن است.

photo content

در وجود همه‌ی ما ، یک من افسرده، یک من عصبانی، یک من شاد و یک من مضطرب وجود داره. کدوم برنده می‌شه؟ هرکدوم که بیش‌تر تغذیه بشه.🪷

غير تو خيرى نديدم از دعاى هيچ‌كس يا خدايى كه تو دارى يا خداى هيچ‌کس مرگ هم زیباست وقتی با خدا طی کرده ام من به‌جای تو بمیرم، تو به‌جای هیچ‌کس من حبابی کوچکم، از دار دنیا غیرِ تو در دل تنگم ندارم جا براى هيچ‌كس از تو می گویند دائم با زبان بوسه ها ماهیان از پشت شیشه با صداى هيچ‌كس گریه کن، دشنام ده، دلگیر شو، اما بمان هيچ كس اينجا نمى ماند به پاى هيچ‌كس

واقعا نمی‌تونم پسر های هم‌سن و سال خودم رو درک کنم. به سیگار و آبکی روی میارن تا بتونن غم و غصه هاشون رو -به طور موقت- سرکوب کنن، در حالی که متوجه نیستن دارن موقعیت تبدیل شدن به اَبَرانسان رو از خودشون سلب میکنن -چیزی که نیچه سعادت‌مندی انسان رو در تبدیل شدن بهش عنوان کرده- غم، هر نوعش هم که باشه می‌تونه به وجود ضعیف انسان عظمت ببخشه. با سیگار دودش نکن رفیق..

انسان با دغدغه‌هایش زندگی می‌کند. چیزی که انتخاب‌هایش بر اساس آن شکل می‌گیر‌د

اما انسان با انتخاب‌هایش زندگی می‌کند.

انسان! چقدر تعریف برای انسان قبل از این برایم وجود داشت. دست و پایم توی این تعاریف گره خورده بود. تا امروز امروز انسان، برایم همان آدم یک سر و دو گوش ِ مخیّر و معمولی شد که تصمیمات احمقانه می‌گیرد. می‌خندد، گریه می‌کند، کتاب می‌خواند، موسیقی گوش می‌دهد، حرف‌های قشنگ می‌زند، تصمیمات خوب هم بعضاً می‌گیرد. بعد هم یک تیپ خوب می‌زند، ادکلن جدیدش را می‌زند، می‌رود تراپی. واز بین همه نمی‌دانم‌هایی که برای خودش دست و پا کرده یک می‌دانم بزرگ پیدا می‌شود: اوضاع رو به بهبود است، یحتمل! اما مدام زیرلب از خود می‌پرسد: خودم را گم نکنم؟