uz
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

Kanalga Telegram’da o‘tish

دیوانه نپرهیزد؛

Ko'proq ko'rsatish
1 957
Obunachilar
+524 soatlar
+87 kunlar
+2330 kunlar
Postlar arxiv
Repost from N/a
نشستن کنار لباس‌های پهن شده و خیس و خنک روی رخت آویز زیر نور آفتاب که بوی نرم کنندشون بلند شده>>>>

Repost from N/a
نشستن کنار لباس‌های پهن شده و خیس و خنک روی رخت آویز زیر نور آفتاب که بوی نرم کنندشون بلند شده>>>>

13. Not Alone.mp37.81 MB

می‌گفت "مأمن تو جایی‌ست که به آن تعلق داری." و سپس به آغوشش اشاره می‌کرد.

می‌خواهم تو را با یک سؤال تنها بگذارم. لا به‌ لای تمام آن اتفاقات، ناراحتی‌ها و تنش‌ها، هرگز به من هم فکر کردی؟ به این‌که من هم بخشی از این ماجرا هستم؟ فارغ از تمام دوست‌داشتن‌ها و احساسات، به این فکر کردی که آن‌طرف داستان هم کسی وجود دارد که سهم بزرگی از این ماجرا دارد و هر اتفاقی بیفتد به روی زندگی او هم تاثیر دارد؟

انسان‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند. آنانی که از گذشته گریزانند و آنانی که به گذشته گریزان. من؟! هردو.

01 Wellness Ocean Waves.mp33.64 MB

پس از آن‌‌که کلی دم از تلاش‌های بسیار و ‌نرسیدن‌ها زد، گفت : خاص نباش. منحصر به فرد نباش. معیارهات رو در چشم‌اندازی وسیع‌تر و خاکی‌تر تعریف کن. انتخاب کن که خودت رو به عنوان یک ستاره‌ی نوظهور یا نابغه‌ی کشف‌ نشده ارزیابی نکنی. انتخاب کن که خودت رو به عنوان یک قربانی بی‌چاره یا بازنده‌ی ترحم‌برانگیز نسنجی. در عوض، خودت رو با هویت‌های خاکی‌تر ارزیابی کن. مثلا یک دانش‌آموز، یک هم‌سر، یک هم‌دم، یک دوست، یک خالق.

‏همیشه می‌گفت یک ایراد بزرگ قصه‌ها این است که به هر ضرب‌‌ و ‌‌زوری شده توی کله‌ی آدم فرو می‌کنند که وقتی بزرگ شد، حتما باید یک آدم غیرمعمولی‌ بشود و همه‌ی چیزهای ناخوشایند را فراموش کند. کارهای بزرگ‌ بزرگ کند و دنیا را تغیر دهد! پس از آن‌‌که کلی دم از تلاش‌های بسیار و ‌نرسیدن‌ها زد، گفت : خاص نباش. منحصر به فرد نباش. معیارهات رو در چشم‌اندازی وسیع‌تر و خاکی‌تر تعریف کن. انتخاب کن که خودت رو به عنوان یک ستاره‌ی نوظهور یا نابغه‌ی کشف‌ نشده ارزیابی نکنی. انتخاب کن که خودت رو به عنوان یک قربانی بی‌چاره یا بازنده‌ی ترحم‌برانگیز نسنجی. در عوض، خودت رو با هویت‌های خاکی‌تر ارزیابی کن. مثلا یک دانش‌آموز، یک هم‌سر، یک هم‌دم، یک دوست، یک خالق.

اگر پول در دست و بالم بود و حال خوبی داشتم، دلم می‌خواست که کافه‌ای تأسیس کنم به نام "بی‌طرف". کافه‌ای برای این که هرچه هستیم را کنار هم بپذیریم و جنگ‌هامان را بذاریم برای یک ساعت بعد. جایی برای کسانی که از هم هنوز متنفر نیستند ولی با هم مخالفند. فضایی همانند همان فوتبالی که نیروهای متفقین و متحدین بازی کردند.

Repost from مَحيص.
فامیل و دوست و دشمن برای قبل از بلوغه، آدم که قد می‌کشه دیگه فقط چندتا آشنا می‌بینه و یه عده غریبه.

شما فکر می‌کنید من عاشقم / شکست عشقی خوردم. ولی عجیب اینه که من حتی نمی‌دونم برای کی می‌نویسم =)))

جرأت کنید زشت باشید! جرأت کنید راست و حقیقی باشید. اگر موسیقی بد را دوست دارید، رک و راست بگویید. خود را همان که هستید نشان بدهید. این بزک تهوع انگیز دورویی و دو پهلویی را از چهره‌ی روح خود بزدایید و با آب فراوان، بشویید. • ژان کریستف

Repost from معما.
هم‌کلاسی دوران دبیرستانم تو کانال چهارکاییش می‌نویسه و امثال خودش هزارجا فوروارد می‌کنن که" آفرین بچها همینجوری ادامه بدید تا یه‌روز با آزادی تو خیابونا برقصیم" یعنی ته آمال و آرزو و برنامه‌ و هدف اینا همینه! یه مشت به سن رأی نرسیده‌‌ی نفهم ریختن تو کوچه خیابون این وضعیت‌و درست کردن نه یه تظاهرات به‌حق. این تظاهرات نه برا وضع اقتصادیه نه مهساامینی. به دوست صمیمیم صبح زنگ زدم با صدای نگران می‌گه امشبم بابام شیفته نمیاد خونه، همکارش شهید شده، دوست دیگه‌م می‌گه همکار بابامو دیشب با شیشه زدن تو شاهرگش از دنیا رفته و هزارتا خبر دیگه‌ی این‌شکلی که نشون میده مأمور کشور داره به دست هم‌وطن خودش این شکلی وحشیانه از بین میره‌. می‌دونید چی دردناکتره ولی؟ اینکه همین ادمینای کانالای مثلا مذهبی که ازشون انتظار میره بفهمن چخبره هم می‌گید پلیس چرا داره میزنه، چرا خشونت یا فلان. تو این موقعیت توقع چی دارید واقعاً؟ بیاد میز بذاره وسط خیابون مذاکره کنه با این وحشیا؟!

Affet_Enstrümantal__QXCYJ6YCTbs_140.mp34.78 MB

photo content
+1

Tom-Odell-Another-Love-320.mp39.57 MB

می‌خوام عذرخواهی کنم از تمام زن‌هایی که بهشون گفتم زیبا، قبل از این که باهوش یا شجاع خطابشون کنم. متأسفم از این که طوری رفتار کردم که انگار اون چه که باهاش به دنیا اومدید مهم‌ترین چیزی هست که شما می‌تونید بهش افتخار کنید. از حالا به بعد این قبیل جمله‌ها رو می‌گم "تو قوی هستی یا تو خارق‌العاده هستی." نه به این دلیل که زیبا نیستی بلکه به این دلیل که تو خیلی بیشتر از "فقط زیبا" هستی. 🎬 Milk and honey

daybreak.mp31.43 MB

بعد از آن پایانِ غم‌انگیز، دیگر از خودم مراقبت نمی‌کردم که آسیب نبینم. چون فکر می‌کردم حالا به اندازه‌ای آسیب دیده‌ام که دیگر هیچ جراحتی نتواند مرا از پا در آورد. من قبلا تجربه‌ای به مراتب سهمگین‌تر را از سر گذرانده بودم. پس حالا می‌توانم با خیالی آسوده از هر تنگنایی عبور کنم. چرا که آدمی یک‌بار مرگ احساس و قلب‌اش را می‌بیند و بعد از آن فقط جسم رنجورش را با خودش حمل می‌کند‌. بی‌آنکه چیزی را احساس کند.