Saved Messages
Kanalga Telegram’da o‘tish
1 947
Obunachilar
+724 soatlar
+127 kunlar
+1630 kunlar
Postlar arxiv
1 947
هولناکترین بخش زندگی، پذیرفتن مرگ آدمهاست. جایی که به مرور، به جای خالیشان عادت میکنی و این حقیقت تلخ را میپذیری که زندگی بدون آنها هم جریان دارد و قرار نیست دنیا صبر کند تا تو خودت را جمع و جور کنی.
1 947
من آدم دلگیریهای کوچکی هستم که بیشتر وقتها آنقدر کوچکاند که آدم حتی بیخیال به روی کسی آوردنشان میشود، ولی با این وجود و همیشه، مثل خار ریز کاکتوسی در دست آدماند؛ با اینکه قرار نیست او را بکشند، ولی با این حال و همیشه به یک چیزی و جایی گیر میکنند و آدم باز هم دوباره و دوباره آنها را حس خواهد کرد و آنها را تا همیشه با خودش نگه خواهد داشت. آن حس ناراحتی کوچیک بیمورد همیشگی و تیغتیغکننده از جایی نامعلوم در ناکجای خانههای ذهن آدم، که آدم فراموشکار دلیلش را هم گاهی فراموش میکند، ولی خودش را باقی مانده، باقی خواهد گذاشت.
1 947
از شلوغی خسته میشوم؛ نه با قهر، نه با گلایه، آرام و بیصدا. جمعیت که زیاد میشود، صداها که در هم میپیچد و رنگها که روی هم میافتند، دلم عقب میرود. انگار درونم، جایی برای این همه «زیاد بودن» ساخته نشده است. میز کارم ساده است. چند وسیلهی ضروری، یک دفتر، یک خودکار. کمد لباسهایم خلوت است، لباسهایی که میپوشم و دوستشان دارم، نه بیشتر. اعلانها خاموشاند، در اتاقم اشیاء حداقلیاند و در دایرهی آدمهای نزدیک، فقط همانهایی ماندهاند که حضورشان آرامش میآورد، نه ازدحام.
از کم بودن لذت میبرم؛ از فاصلهی میان دو صدا، از جاهای خالی به روی دیوار، از سکوتی که بین دو جمله نفس میکشد. برای من کم، به معنای محرومیت نیست؛ به معنای انتخاب است. انتخاب سبکتر راه رفتن، آهستهتر شنیدن، دقیقتر دیدن. هر چیز اضافه برایم مانند گردی به روی شیشه است؛ دیدهام را کدر میکند؛ سپس میتکاند، مرتب میکند و حذف میکند. نه از سر وسواس، از سر میل به وضوح. میخواهم وقتی به اتاقم نگاه میکنم، نفسم تنگ نشود. وقتی تقویمم را باز میکنم، بدانم برای خودم هم جا دارم. در جهانی که به زیاد بودن افتخار میکنند، من به کم بودن دل خوش کردهام. به خلوتیای که در آن میشود صدای فکر را شنید. به سکوتی که در آن میشود خود را پیدا کرد.
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
