ابوالفضل صدقی
Kanalga Telegram’da o‘tish
در کالبدم دمید روحش را عشق با نام خدا دوباره آغازم کرد کانال روزمره: https://t.me/Gheyniche
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
373
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-47 kun
-630 kun
Postlar arxiv
«الله مولانا»
«شعار ابوسفیان در جنگ احد چنین بود: «اعْلُ هُبَلْ، اعْلُ هُبَلْ»
یعنی بالارو ای بت هبل
به دنبال آن پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) دستور داد که مسلمانان شعار دهند: «اللَّهُ اعْلی وَ اجَلَّ» یعنی خدا برتر و بلند مرتبه است.
سپس ابوسفیان به مشرکان دستور داد که بگویند «انَّ لَنَاالْعُزّی وَ لا عُزّی لَکُمْ» یعنی ما بت عزّی داریم و شما بت عزّی ندارید.
پیامبر نیز به مسلمانان دستور داد که پاسخ دهند «اللَّهُ مَوْلانا وَ لا مَوْلی لَکُمْ» یعنی خدای مولای ماست و شما مولا ندارید.»
خدا با ماست از روز ازل الله مولانا
خدا آری خدا عزوجل! الله مولانا
خدای کربلای ۵ و والفجر و طبس با ماست
خدای خیبر و بدر و جمل؛ الله مولانا
«ولا مولی لکم» گویان بزن همچون علی شمشیر!
بزن! حی علی خیرالعمل الله مولانا
بگو با شعلهٔ نمرود، چندی آتشت تند است
و خواهیشد به خاکستر بدل، الله مولانا
چه باک از فیل و از عاجش؟
چه باک از نیل و امواجش؟
چه باک از لات و عزی و هبل؟ الله مولانا
چه باک از قوم بیماری دچار کودک آزاری؟
الا ای فسقتان ضربالمثل! الله مولانا
به هررو کاممان شیرین احدی الحسنیین اوست
عسل یا شهد احلی من عسل الله مولانا
بگذار که نوکر تو باشیم خدا
سیشب در محضر تو باشیم خدا
گفتند که مهمان خر صاحبخانه است
ایکاش که ما خر تو باشیم خدا
رمضان مبارک 🌙
#طنز
Repost from | حامد طونی |
عصیانزدهایم، بارالها چه کنیم؟
همرنگ شب است نامهٔ ما چه کنیم؟
بر فرض هم این گناهها پاک شدند
با شرم به جا مانده از آنها چه کنیم؟
#حامد_طونی
@HamedTooni
تقدیم به حضرت روحالله(قدس سره):
جهان خموش، زمین سرد، آسمان بسته
و کوه های نفس آتشین، دهان بسته
طلوعمان همه از یاد برفها رفته
بهارمان به نفسهای این و آن بسته
کسی رسید که خورشید در کلامش بود
رسید تا که نماند لب اذان بسته
رسید و پرپر پروانهها به اوج رسید
نهیب زد که «چرا پیله؟ هان! نمان بسته!»
گره فکند به کار طنابهای کذا
بدا به هرکه امیدی به ساحران بسته!
......
به روی او همه درهای آسمان باز است
چگونهاش بسرایم منِ زبانبسته؟
نه کبکبهٔ گرسنگی کرکس
نه همهمهٔ شعلهٔ افتاده به خس
از هیچ نترسیم به جز خشم خدا
وز اینکه جز از خدا بترسیم از کس!
در باب آتش زدن حسینیهها:
فانوس چرا؟ علم چرا سوخته است؟
قاب عکس حرم چرا سوخته است؟
بر طرح کتیبه آه! اینسو، آنسو
شعرِ تر محتشم چرا سوخته است؟
#اغتشاشات
مثل مسجد، مثل خانه یا خیابان پنجشنبه
آتشی در جانم افتاده است از آن پنجشنبه
هان! مسلمانان مسلمانان مسلمانان بسوزید!
آه قرآن سوخت! قرآن سوخت! قرآن پنجشنبه
سوخت گنبد سوخت ایوان، وَه چه آسان بود آسان!
افتراق نامسلمان از مسلمان پنجشنبه
از شبیخون شغالان، شب به خون آغشته میشد
بس پریشان بود یال شیر غران پنجشنبه
هم سیاوش از لهیب شعلهٔ سودابگان سوخت
هم خلیل از آتش نمرود دوران پنجشنبه
زخمهای کهنهمان از نو نمک میخورد اما
عهدهامان تازه میشد با شهیدان پنجشنبه
تا کجاها رفت بالا اینطرف انسان و آنسو
تا کجاها رفت پایین آه انسان پنجشنبه
ترجمان آیه «بل هم اضل» بودند، آری
دیو و دد در کار انسان ماند حیران پنجشنبه
آنکه خاک پاک مارا پارهپاره خواست برگشت
سوی خاک غصبیَش ایلان و ویلان پنجشنبه
نور جاءالحق دمید از مشرق صبح دوشنبه
خون ما بر فتنهها شد خط بطلان پنجشنبه
#اغتشاشات
مهریه ات آب است، آتش چیست اینجا؟
این شعلهٔ بیرحم و سرکش کیست اینجا؟
حتی اگر جای زنان در جنگ باشد
جای جنینت در کشاکش نیست اینجا
این خانه وحی است کاش آن ها بفهمند
بهر نجات عالمی کشتی است اینجا
تا آخر عمر علی(علیه السلام) این خانه میسوخت
یک عمر او همچون سیاوش زیست اینجا
#ایام_فاطمیه
قومی بدوی که یک جوانمرد نداشت
آوردهٔ دیگری به جز درد نداشت
با سنگ برای گفتگو آمده بود
با آینهای که طاقت گرد نداشت...
#ایام_فاطمیه
در گوشهکنار سر به تویی ببرم؟
یا جان به سر گذار جویی ببرم؟
نه! باید از آن راز مهیب گل سرخ
در این دو سه روز عمر، بویی ببرم
تا دید مجال زیستن نیست، گریخت
تا دید که این نبرد با کیست، گریخت
گفتیم که نام پدر ماست «علی(علیهالسلام)»
گفتیم که نام پدرت چیست؟ گریخت
بیا که جمجمههارا به صاحبش بسپاریم
و سرزمین خدا را به صاحبش بسپاریم
و ما رمیتَ بخوانیم و ماشه را بچکانیم
و بعد تیر رها را به صاحبش بسپاریم
بخوان رجز که زمانی برای گریه نداریم
بخوان که اشک عزا را به صاحبش بسپاریم
به کوه نه که به نوح آوریم روی و نترسیم
و گردباد بلا را به صاحبش بسپاریم
بیا بیا که عصا را به آب نیل بکوبیم
و معجزات عصا را به صاحبش بسپاریم
هرچند که داغ ماتمت جانکاه است
از دامن تو دست عدم کوتاه است
همواره برافراشته و جاویدی
تا قلب تو لا اله الا الله است
این است صدای جلیِ شمشیرت
در پاسخ مرگ، «بلیِ»شمشیرت
بشتاب که دشمنت ببیند خود را
در آینه صیقلیِ شمشیرت
از آتش کربلا، تبی را دیدید
از شام بلا فقط شبی را دیدید
ماندهاست هنوز تا به ماها برسید
دندان شکستهٔ نبی را دیدید؟
