جـــان پناھ
Kanalga Telegram’da o‘tish
🅿🆁🅾🆃🅴🅲🆃🅴🅳 🅱🆈 🄰🄽🄶🄴🄻🅂 𖤍 —— در میانهی جنون و رویا، خطتیره روایت میکند. 𓍢ℭ𝔬𝔫𝔱𝔞𝔠𝔱 𝔴𝔦𝔱𝔥 𝔪𝔢: @myhavensbot𓍯
Ko'proq ko'rsatish539
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-330 kun
Postlar arxiv
539
امشب مادری در من زنده شد که میخواهد، کودک درون چشمانم را سخت در آغوش گیرد. لبخندشان سراسیمه مبتلایم کرد.
539
امروز، آخرین روزِ بیستودوسالگیِ منه.
میدونی؟
تو لبخند زدی،
و من فهمیدم زندگی هنوز قشنگه.
تو پلک زدی،
و من آرزو کردم فرداها بمونم، فقط برای دیدنت.
روزی میرسه که تو بیستوسه ساله میشی،
و من؟
من میشینم کنار پنجره، با موهایی شاید سپید،
و لبخند میزنم به جوونیِ تو،
که مثل بهار، تازه و عاشق پیشهست.
تا اون روز،
بذار من قصههامو زندگی کنم،
و تو، بزرگ شو… آروم، اما پر از رویا.
539
سلام ایوانا
امکانش هست که تو چنلت بپرسی کسی هست که ترمای اخر یا فارغ التحصیل حقوق باشه؟
