اللُّغَةُ وَالأدَب | بهمن بادینی
Kanalga Telegram’da o‘tish
▪️ كانالی علمی در زمینه زبان و ادبیات که در آن برخی از فواید و نکات علمی را نشر مینمایم. ● بهمن بادینی - مدرس دانشگاه، دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی و مترجم برای ارتباط: @Arabi_1403 کانال اللغة والأدب در ایتا: eitaa.com/bahmanbadini
Ko'proq ko'rsatish1 502
Obunachilar
-224 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
+5330 kunlar
Postlar arxiv
بر خلاف تصور بسیاری از مردم، ترجمه یک امر تخصصی بوده که تنها متّکی بر دانش زبانی و ادبی نیست بلکه تا حد زیادی بینرشتهای بوده و به تخصص در موضوع متن ترجمهشده نیز نیاز دارد؛ مثلا کسی که دانش حقوقیِ دو زبانه ندارد، نمیتواند متن حقوقی ترجمه کند.
مترجم در متن بالا دچار همین اشتباه شده است؛ او نمیداند که در زبان عربی به حقوقدانان (الفقهاء) گفته میشود و همان اصطلاح را با عنوان فقهاء ترجمه کرده است که در زبان فارسی به متخصصان علم شرعی (به ویژه فقه) اطلاق میشود.
دکتر کورش صفوی: در مورد ترجمه باید دو عامل را در نظر بگیریم. اول این که دو نسل قبل تعداد مترجمهای ما بسیار کم بود و متنهایی که ترجمه میشد و مترجمها سعی میکردند ترجمهاش کنند، به مراتب محدودتر بودند و دوم این که این آدمها همهشان تحصیل کردههای ادبیات فارسی بودند، چه به صورت کلاسیک که در دانشگاه درس خوانده باشند امثال دکتر خانلری و یا به صورت تجربی کار کرده بودند، مثل مرحوم محمد قاضی. اینها در هر حال دانش خوبی نسبت به زبان ادبی فارسی داشتند؛ یعنی محمد قاضی خدابیامرز نمیرفت کتاب فیزیک ترجمه کند. یا پرویز خانلری یک کتاب زیستشناسی ترجمه نمیکرد.
جالب اینجاست که واژۀ «الآن» و «داخل» هم عربی هستند! بهجای «الآن» بهتر بود از «اکنون» استفاده میکرد و هرچند بخش دوم آن «خودم هم داخل» برای پارسیزبانان عجیب و کمی گُنگ هست!! ولی به جای «داخل» هم بهتر بود از «درون، تو، میان» استفاده میکرد تا عوامِ خِردگُریز و فهمستیزِ موافقش را بیشتر تحت تأثیر قرار دهد.
اگر از معادلیابی بیپایه و دِیمی آن صرفنظر کنیم، چند نکته را باید متذکر شد:
- «سلطان» هم واژهای عربی بوده و معادل آن در فارسی پادشاه یا شهریار است.
- «سلامت» هم در زبان عربی همراه «سَلام» هر دو مصدر فعل سلِمَ يَسلَم هستند.
- واژۀ «رخصت» هم همان «رخصة» و از ریشۀ سه حرفی (ر خ ص) هست.
از این هم بگذریم که دربارۀ واژۀ «داداش» هم اختلاف بوده که به قول دهخدا (ظاهراً ترکی است) و از قارداش (qardaş) ریشه دارد یا فارسی بوده و همان (دادا) است که ریخت آن در ترکی تغییر پیدا کرده است. (بگذریم چون هدف دشمنی با زبان عربی است)
پدرومادرهای عزیز، در کنار انیمه، کیپاپ، گیمآفترونز، اسکویید گیم و... فرزندتان را با کتاب و فرایند فهمیدن هم آشنا کنید تا در آینده به موجودی سراسر نفرت و بلاهت بیمنطق و هیستریک تبدیل نشود.
وقتی این جماعت عربیستیز به زبان عربی حمله میکردند، تصور میکردم این نفرت به خاطر توهّمات کذایی هست که در فضای مجازی نسبت به حملهٔ اعراب در ۱۴۰۰ سال پیش در ذهنِ عاری از مطالعه و تفکرشان فرو کردهاند و یا شاید از سر وطندوستی و عرق ملی هست...
ولی حمایت این پستفطرتان از جنایات صهیونیستها و آمریکاییها علیه خاک و سرزمین خودشان، ثابت کرد که اینها بیوطنترین و بیرگ و ریشهترین قوم جهان بوده و ملیت آنها اصطبلهای اسرائیل و خاک جزیرهٔ بچهخوارانِ اپستین است!
در این دنیا، هیچ چیز به اندازهٔ رذالتِ سازمانیافته خطرناک نیست. (ابله - داستایوفسکی)
وقتی این جماعت عربیستیز به زبان عربی حمله میکردند، تصور میکردم این نفرت به خاطر توهّمات کذایی هست که توی فضای مجازی نسبت به حملهٔ اعراب در ۱۴۰۰ سال پیش در ذهنِ عاری از مطالعه و تفکرشان فرو کردهاند و یا از سر وطندوستی و عرق ملی هست...
ولی حمایت این پستفطرتان از جنایات صهیونیستها و آمریکاییها علیه خاک و سرزمین خودشان، ثابت کرد که اینها بیوطنترین و بیرگ و ریشهترین قوم جهان هستند و ملیت آنها اصطبلهای اسرائیل و خاک جزیرهٔ بچهخوارانِ اپستین است!
در این دنیا، هیچ چیز به اندازهٔ رذالت سازمانیافته خطرناک نیست. (ابله - داستایوفسکی)
شما نمیتوانید به دلباختگانِ اصحاب جزیرۀ اپستین که کودکان را قربانی کرده، به آنها تجاوز کرده و میخوردند، بفهمانید که قربانیکردن در عید قربان مسلمانان چیست و چه مفهومی دارد! آنها از قبل تصمیم گرفتند تا با هر آنچه اسلامی است دشمنی کنند... هرچه که باشد!
لهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ آنها دلها (عقلها) يى دارند كه با آن [انديشه نمىكنند، و] نمىفهمند؛ و چشمانى كه با آن نمىبينند؛ و گوشهايى كه با آن نمىشنوند؛ آنها همچون چهارپايانند؛ بلكه گمراهتر! اينان همان غافلانند [چون امكان هدايت دارند و بهره نمىگيرد].
عیدتون مبارک🌸
تقبل الله منا ومنکم
امیدوارم خداوند به برکت این عید، به زودی دلهای مؤمنان رو به نصرت اسلام و مسلمانان و همچنین نابودی صهیوصلیبیها و اعوان و انصارشون شاد کنه.
اللهم آمین
«اینها قوم و خویش پیامبر ﷺ بودند و بیشتر از هرکسی با او دشمنی میکردند و نسبت به سفرها و رفت و آمدهای وی ﷺ از همه آگاهتر بودند و تمام حرکات و سکناتش را زیر نظر داشتند؛ با این وجود از اینکه ارتباطی علمی بین پیامبر ﷺ و اهل علم زمانهاش پیدا کنند عاجز ماندند، چه رسد به ملحدین امروز ما که پس از ۱۴ قرن و با وجود گذر زمان و خاک خوردن لحظات، کماکان در لابلای صفحات تاریخ به دنبال پیدا کردن چنین ارتباطی هستند، آنهم در مسألهای که خویشاوندان پیامبر ﷺ هم میلی به گشتن به دنبال آن نداشتند. (چون نتیجهای به دنبال ندارد)
نباید برای گشتن و تحقیق در این مورد خودشان را خسته کنند، قُریش زحمت کار را برایشان کم کرده است. بهتر است به چنین موضوعی نپردازند که منطق و تاریخ بر تلاشهایی که در جهت آن صورت گرفته، مُهر شکست زده است.»
النبأ العظیم، محمد عبد الله دراز، ص۶۶؛ دار الثقافة
«اینها قوم و خویش پیامبر ﷺ بودند و بیشتر از هرکسی با او دشمنی میکردند و نسبت به سفرها و رفت و آمدهای وی ﷺ از همه آگاهتر بودند و تمام حرکات و سکناتش را زیر نظر داشتند؛ با این وجود از اینکه ارتباطی علمی بین پیامبر ﷺ و اهل علم زمانهاش پیدا کنند عاجز ماندند، چه رسد به ملحدین امروز ما که پس از ۱۴ قرن و با وجود گذر زمان و خاک خوردن لحظات، کماکان در لابلای صفحات تاریخ به دنبال پیدا کردن چنین ارتباطی هستند، آنهم در مسألهای که خویشاوندان پیامبر ﷺ هم میلی به گشتن به دنبال آن نداشتند. (چون نتیجهای به دنبال ندارد)
نباید برای گشتن و تحقیق در این مورد خودشان را خسته کنند، قُریش زحمت کار را برایشان کم کرده است. بهتر است به چنین موضوعی نپردازند که منطق و تاریخ بر تلاشهایی که در جهت آن صورت گرفته، مُهر شکست زده است.»
النبأ العظیم، محمد عبد الله دراز، ص۶۶؛ دار الثقافة
«اینها قوم و خویش پیامبر ﷺ بودند و بیشتر از هرکسی با او دشمنی میکردند و نسبت به سفرها و رفت و آمدهای وی ﷺ از همه آگاهتر بودند و تمام حرکات و سکناتش را زیر نظر داشتند؛ با این وجود از اینکه ارتباطی علمی بین پیامبر ﷺ و اهل علم زمانهاش پیدا کنند عاجز ماندند، چه رسد به ملحدین امروز ما که پس از ۱۴ قرن و با وجود گذر زمان و خاک خوردن لحظات، کماکان در لابلای صفحات تاریخ به دنبال پیدا کردن چنین ارتباطی هستند، آنهم در مسألهای که خویشاوندان پیامبر ﷺ هم میلی به گشتن به دنبال آن نداشتند. (چون نتیجهای به دنبال ندارد)
نباید برای گشتن و تحقیق در این مورد خودشان را خسته کنند، قُریش زحمت کار را برایشان کم کرده است. بهتر است به چنین موضوعی نپردازند که منطق و تاریخ بر تلاشهایی که در جهت آن صورت گرفته، مُهر شکست زده است.»
النبأ العظیم، محمد عبد الله دراز، ص۶۶؛ دار الثقافة
«بله، واقعا عجیب است! مردی که خواندن و نوشتن بلد نیست و میان مردمانی درسنخوانده، بوده است. در مجالس آنان حضور مییابد و با آنان زندگی میکند. سرگرم رزق و روزی خودش و همسر و فرزندانش است. در ازای دستمزد چوپانی یا تجارت میکند و هیچ ارتباطی با علم و علماء ندارد و بیش از چهل سال به همین شکل روزگارش را به سر میبرد.
سپس یکشبه تغییر کرده و برایمان از مسائلی سخن میگوید که در طول زندگیاش هیچ آشنایی با آنها نداشته و تا آن هنگام نیز با هیچ کسی درمورد آنها کوچکترین حرفی نزده است. برایمان سرگذشت پیشینیان را بازگو میکند؛ سرگذشتی که اهل علم در دفاتر و کتابها پنهان داشته بودند.
آیا جاهلان درمورد چنین حالتی میگویند که او ﷺ با بهره از عقل و فکر خود چنین سخنانی گفته است؟ کدام منطق قبول میکند که این وضعیت علمی جدید، نتیجۀ طبیعی همان زندگیِ ساده گذشته باشد؟»
📔النبأ العظیم، محمد عبد الله دَراز، ص۳۸
ترجمهٔ فارسی این کتاب به نام دیدگاههایی نو دربارهٔ قرآن کریم توسط نشر احسان منتشر شده است که با وجود زحمات ارزندهٔ مترجم محترم، با نسخهٔ عربی قابل مقایسه نیست. (مشکلی که همیشه در ترجمهٔ متون ادبی وجود دارد)
اگر عمری باقی باشد، رمضان سال بعد این کتاب را در قالب درسگفتار، تدریس خواهم کرد.
کتاب النبأ العظیم اثر دکتر محمد عبد الله دَراز رحمه الله، یکی از بهترین و نفیسترین کتابهایی است که در طول عمرم خواندم.
این کتاب در مورد قرآن کریم و اعجاز آن است و نمونههایی از زندگانی پیامبر صلی الله علیه وسلم را همراه با آیات و تحلیلهای بلاغی به تصویر میکشد و با ادبیاتی زیبا و سبکی ادبی روایتگری میکند.
شاید بتوان گفت که بهترین اثری است که در این عصر در زمینۀ اعجاز قرآن نوشته شده است.
«زبان عربی در ایران، به خاطر در برگرفتن فرهنگ اسلامی و برخورداری از پشتوانۀ مذهبی فراوان، آنچنان ارزشی پیدا کرد که ایرانیان کمتر به مطالعۀ زبان خود رغبت نشان دادند و امروز وقتی به اولین آثاری که اطلاعاتی از ساختمان زبان فارسی به دست دادهاند بر میخوریم، میبینیم که اغلب آنها به زبان عربی است.
البته نمیتوان در اینجا از زبانشناسان ایرانی مانند سیبویه، فارابی، زمخشری و ابن سینا که قدمهای مؤثری در تحقیقات زبانشناسی برداشتهاند، یاد نکرد، ولی باید متذکر شد که در واقع مسألۀ لزوم تدوین قواعد زبان فارسی، مستقل از عربی، تنها حدود صد سال پیش به اذهان دستورنویسان فارسی خطور کرد. کتابهایی که تا قرن سیزدهم هجری درین باره تألیف شدهاند هیچکدام رنگ و بوی فارسی ندارند و غالبا تقلید و ترجمۀ قواعد عربیاند.»
دکتر کورش صفوی، درآمدی بر زبانشناسی، صص ۲۱-۲۲؛ بنگاه ترجمه و نشر کتاب
یک فریم از جامعهای که به کتاب و مطالعهکردن به چشم عفونت و بیماری نگاه میکند و با کلیپهای زیر یک دقیقهای اینستاگرام بزرگ شده است!
میگوید: سلام برای اعلام تسلیمشدن در برابر جنها استفاده میشد!
پاسخ: سلام در زبان عربی از ریشۀ (س ل م) میآید و چنانکه ابن فارس میفرماید دال بر سلامتی و عافیت است:
«(سَلِمَ) السين واللام والميم معظم بابه مِن الصحة والعافية» مقاييس اللغة (ج۳ ص۹۰)
در کهنترین معجم عربی نیز آمده که سلام به معنای سلامتی بوده و «سلام علیکم» به معنای دعای سلامتی از جانب خداوند است:
«والسلام يکون بمعنی السلامة. وقول النّاس: السلام عليكم، أي: السلامة من الله عليکم» العين (ج۷ ص۲٦٥)
معجم پرآوازۀ تهذیب اللغة نیز معنای آن را دعای سلامتی از آفت دین و جان بیان کرده است:
«ومعنى السلام الذي هو مصدر سَلّمت أنّه دعاء للإنسان بأن يسلم من الآفات في دينه ونفسه» تهذيب اللغة (ج۱۲ ص۳۰۹)
در قرآن کریم هم بارها واژۀ سلام از جانب خداوند برای پیامبرانش علیهم السلام به کار رفته است و هیچ عقل سلیمی آن را تسلیمشدنِ خدا نمیداند!
– «سلام علی نوح في العالمین»
– «سلام علی إبراهیم»
– «سلام علی موسی وهارون»
(سورۀ الصافات)
بگذریم که واژگان (کلمات، مکالمات، حذف و فقط) همگی عربی هستند! از این هم بگذریم که هر دو زبان عربی و فارسی از هم وام گرفتند و داد و ستد پر رونقی دارند. این مسأله که باید زبان را پاس داشته و مانع فرسایش و خارجیزدگی افراطی آن شویم هم پسندیده است.
نکته اینجاست که این جماعتِ فقطْ عربیستیز حتی در دشمنی هم از روی دانش و فهم عمل نمیکنند و صرفا سوار بر امواج و غرق در جوسازیها هستند...
به قول داستایوفسکی در رمان "جوان خام":
این روزگار، عصر طلایی بیمايگی و بیعاطفگی است؛ عصر اشتياق به جهل، بلاهت، بلاتكليفی. دوران درخشان كشمكش بر سر چيزهای حاضر و آماده! هيچكس فكر نمیكند. به ندرت كسی پيدا میشود كه انديشهای برای خودش ترسيم كند.
Repost from Pezhvaak | پژواک
📺 اسلامشناس تنظیم بازار
چگونه افراد بیاطلاع را میفریبند؟
یکی از بهترین روشها برای مبارزه با الحاد عاطل و خاتل فضای مجازی این است که سطح دانش و فهم داعیان دینستیزشان را نشان دهیم. کسانی که جوابی برای سوالات بزرگ بشری ندارند و فکری ارائه نمیکنند، بلکه تنها بضاعتشان زباندرازی نسبت به دین است که با آن هم اسباب خندۀ افراد مطلع را فراهم میآورند.
مقدمه 00:00
زنادقه و حدیث عرقالخیل 00:29
ختم نبوت در عهد جدید 03:59
چالشچۀ ملحد در باب اخلاق 07:03
در یوتوب، با کیفیت دلخواه تماشا کنید
__________________
@pezhvaak_ch
#پست_موقت
الحمد لله این ویس بازخورد خیلی خوبی داشت و دوستان زیادی از اینکه تونستند بهتر از فضای مجازی استفاده کنند و عادتهای مخرب رو کنار بگذارند برام گفتند!
عدهای اما با حمله و مغالطات پهلوان پنبهای، بنده رو به این متهم کردند که مخالف اینترنت هستم و باور دارم انسان باید به کبوتر نامهرسانی کنه و چرا خودم از فضای مجازی دوری نمیکنم!؟
پاسخ به این عزیزان:
یکی از مشکلات بشر این هست که تمایلات شخصی اون براش منطقآفرینی میکنه و میتونه در عینِ ادعای خرد و عدم تعصب و گلوبلبل بودنِ خودش، بدون اینکه به ذات حرف مقابل گوش بده، اون رو متهم کنه!
و مثل چکشی که همه چیز رو میخ میبینه همه چیز رو به قضایای خاصی ربط بده!
اگر این دوستان گرامی زحمت میکشیدند به ویس گوش میدادند، میدیدند که در همون ابتدا گفتم شخصی که اینکار رو کرده دهها کتاب صوتی و دورههای مختلف رو در این مدت استفاده کرده و طبیعتا اینها همگی از اینترنت هستند! و از چاه استخراج نکرده.
خود عنوان این ویس شبکات اجتماعی هست و مشخصا در مورد پلتفرمهایی مثل اینستاگرام و تیکتاک صحبت کردم و از آثار اون صحبت کردم! (یکی از آثار مخرب اینستاگرام همین بود که سلیقه شما رو طوری تنظیم کرد که حوصله نداشتید ویس گوش بدید!)
در انتها هم از خودکنترلی و مدیریت زمان مثل بستههای اینترنتی محدود صحبت کردم و هیچ جنبندهای از این ویس استنباط نمیکنه که پیام این ویس دور انداختن اینترنت و.... هست! وقتی خودم گفتم چطوری از اینترنت استفاده کنید!!
این توصیهها برای افرادی هست که غرق در فضای مجازی شدند و این فضا زندگی اونها رو مختل کرده و به این شبکات اعتیاد پیدا کردند و اصل کلیپی که در موردش صحبت کردم هم همین بوده! توصیهها برای هر انسانی با هر موقعیتی که داره متفاوت هست!
مثلا قراره دکتری که قرص سرماخوردگی برای مریضی تجویز میکنه، خودش هم حتما مشت مشت بخوره و بره توی خیابون یقه همه رو بگیره و مجبورشون کنه همه بخورند!؟
این چه منطق و چه سطح استدلالی هست که شما دارید!؟ چرا کیفیت رو فدای کمیت میکنید و صرفا برای اینکه حرفی زده باشید، به طرف مقابل دروغ میبندید؟
دوست دیگری رفته کاربردهای اینترنت رو لیست کرده که سئو و پادکست و رمز ارز و... هستند!!! یعنی کسی به شما بگه پرخوری کار بدی هست و باید کنترل کرد و مثلا شیرینیجات نخورد، میرید در مورد اینکه انسان بدون غذا میمیره و رو به تحلیل میره صحبت میکنید و قورمهسبزی و خورشت کرفس و پروتئین و کربوهیدرات و... براش لیست میکنید!؟
مغالطه پهلوان پنبه رو کنار بگذارید.
١٢ ماه بدون شبکات اجتماعی!
خارجشدن از باتلاق فضای مجازی که وقت و عمر انسان را به بردگی گرفته است.
دیروز در ساختمانی به دلیل قطعشدن برق ۲۰ دقیقه داخل آسانسور گیر کردم. در این فاصله، توانستم با موبایلم چند بیت از نظم (عقود الجمان) در علم بلاغت را حفظ کنم.
ما در دورانی زندگی میکنیم که مطالعه و علمآموزی فضیلت چندانی ندارد و چه بسا در این مسیر مورد تمسخر هم قرار بگیرید؛ بنابراین ذکر این واقعه نه برای فخرفروشی (والله علیم بذات الصدور)، بلکه برای این است که بگویم: وقت برای خواندن و یادگرفتن زیاد است... تنها کاری که باید کرد این است که از این روزمرگیِ ملالآورِ پوچگرایی بیرون آمده و وقت با ارزشمان را صرف مسائل و مطالب بیهوده و انسانهای بیمصرفی که در فضای مجازی و سینما و... به وفور یافت میشوند، نکنیم.
