uz
Feedback
در جست‌وجوی آبی‌ها

در جست‌وجوی آبی‌ها

Kanalga Telegram’da o‘tish

از میان یک بند، اسیر روزهای عجیب، در جستجوی آبی‌‌ای برای ادامه دادن و رسیدن به آزادی. من اینجام تا بخشی از چیزی که تو سرمه رو بنویسم چون نوشتن مثل معجزه است. [روزانه نویسی ساده و غر زننده‌ای قهار] تا آزادی🕊️ یه لحظه وصل میشیم که بگیم زن زندگی آزادی🕊️

Ko'proq ko'rsatish
547
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
Ma'lumot yo'q30 kunlar
Postlar arxiv
این شکلی🤣😂😂😂😂😂
این شکلی🤣😂😂😂😂😂

خاطره‌م رو دادم هوشی( جی‌پی‌تی) تصویر سازی کنه 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
خاطره‌م رو دادم هوشی( جی‌پی‌تی) تصویر سازی کنه 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

ترامپ امشب: حالا اونقدرام که میگفتید نقض نشده اینقدر شلوغش کردید..

حالا دوباره نوتیفاشو قطع میکنه.🤌

برگردید بله.

Repost from لیمو تلخ
Aref-Eshgh-128.mp33.70 MB

اگر یکی از ما ایرانیا بخواد یک سرنوشت مشترک برای همه‌مون تعریف کنه من این دو بیت حسین صفا رو پیشنهاد میدم. «این بچه لاکپشت نگون‌بخت سال‌هاست از تخم در می‌آید و سوی تو می‌دود اما مقدر است در آخرین قدم یعنی در آستانهٔ دریا دَمَر شود»

Mohsen-Chavoshi-Lotfan-Be-Bande-Avale-Angoshte-Sababe-At-Beg.mp35.25 MB

Repost from N/a
از امیدبستن به درست‌شدن چیزها و خوب‌شدن حالم خسته‌م.

به ما درس‌های خوب می‌دهند🙏

اون موقع که نت قطع بود یکی ازم خواست برای بچه انشا بنویسم درباره کودکان میناب بعد من گفتم تا خودم دارم می‌نویسم از هوش مصنوعی بله کمک بگیرم( نموده بود از بس میگفت من بازوی هوش مصنوعی هستم، خیلی سریع و خفن هستم تو ۱۰ دقیقه می‌فرستم) خلاصه من موضوع رو‌ بهش دادم خودم تو ۲۰ دقیقه انشا رو نوشتم و ادیت کردم بعد ۴۵ دقیقه اینو فرستاد «معلم‌های من خیلی مهربان هستند و به ما درس‌های خوب می‌دهند. من وقتی به مدرسه می‌روم، خیلی خوشحال می‌شوم. مدرسه میناب جای بسیار خوبی برای من است و من دوست دارم همیشه دانش‌آموز خوبی در این مدرسه باشم.»

پس چرا یه اتفاق خوب نمیفته؟ چرا تموم نمیشه این خریت‌ها تا کی باید ادامه بدیم! بسه دیگه خدایا.

بعد ازم می‌پرسه : اطرافیان میگن بچه رو بنداز بنظرت گناه نیست؟؟ من: نه🙂‍↔️ داداش من همین دیشب آرزوی نابودی ایران زمین رو کردم( به جز دونفر که میخوان زنده بمونن) از کی می‌پرسی اینو:))))))))))))))) ( البته بعدش براش باز کردم که طرز فکرمون فرق داره که بنده خدا شوکه نشه).

دختره زنگ زده میگه حامله ام ترسیدم بهت بگم غر بزنی🤣🤣🤣 گفتم چیکارت دارم آخه.

خواب دیدم رفتیم کاشان تو ذهنم بود پولامو جمع کنم همونجا خونه بخرم! اول نمیدونم چیشد به راننده گفتم مارو ببر اولین روستای کاشان برد اسمش یادم رفته یه روستای مزخرف بود دنبال راه فرار بودم ازش که دیدم شبیه فاصله روستای ما تا شهرمونه. اسنپ گرفتم برگردم خود کاشان با یه دختر لر آشنا شدم که شماره پلاکش یکی پایینتر از شماره پلاک اسنپی بود. کاشان خوبه برا زندگی کردن؟!:))))))

همه بمیریم جز اونی که دیس لایک داد تا با ایران پودر شده مواجه شه از افسردگی دیونه شه😌🤌

Repost from شده دیگه
نامه‌های کوتاه شبانه. «سلام. اگر دوباره به دنیا آمدیم و این‌بار، در جهانی آرام و به‌هنجار نفس کشیدیم، در یک نیمه‌شبِ نقره‌فامِ زمستانی، برایت خواهم خواند: "بی‌تو سرودِ دربه‌دری‌ها را در خارستان آرام و پابرهنه می‌خوانم." امّا عجالتاً، از زندگی بهره‌ای نادلخواه برده‌ایم: ما هر دو، آرام و پابرهنه، در خارستان، سرودِ دربه‌دری می‌خوانیم.» #نامه‌ها #سعید_سلطان‌پور